به بهانه حذف یارانه مخابراتی و دیگر ماجراها با شرکت مخابرات

در «دنیای اقتصاد» خواندم که شرکت مخابرات ایران قصد حذف یارانه های خدمات مخابراتی را دارد. این یارانه به گفته داوود زارعیان مدیرکل روابط عمومی شرکت مخابرات ایران در بخش واگذاری و تعرفه مکالمات تلفن ثابت به مشترکان وجود دارد.

نخستین چیزی که با حذف یارانه به ذهن می رسد افزایش بهای خدمات است. این که افزایش بهای خدمات به جاست یا نه یک مورد است. ولی به راستی خدمات شرکت مخابرات چست؟ به جز ارتباط تلفنی ثابت که 120 سال است وجود دارد، دیگر کدام خدمات را می بینید؟ از سوی دیگر حتی برای من که همواره خواستار حذف یارانه در تمام زمینه ها و شفاف سازی همه قیمت ها و درآمدها بوده ام، این ابهام پیش می آید که باز می خواهند خانه ای را که از پای بست ویران است را با بزک نقش ایوان زیبا جلوه دهند. چگونه می توان به بهانه حذف یارانه بهای خدمات را بالا برد بدون آنکه دیگر اصلاحات لازم انجام شوند که مهم ترین آنها شفافیت اقتصادی است که نه تنها وجود ندارد، بلکه در سالهای احمدی نژادی تیره تر و پیچیده تر نیز شده است. اصل 44 قانون اساسی که بنا را بر خصوصی سازی گذاشته بود، نه تنها پیاده نشده است، بلکه هر روز از شرایط پیاده سازی آن فاصله بیشتر می شود. دولت که قرار بود کوچکتر شود در دوران خاتمی بزرگ تر شد و در دوران فعلی نیز باز هم بزرگتر شده است. به جز بزرگ شدن دولت، در دوران تاریک احمدی نژادی ارگان هایی چون سپاه پاسداران نیز به بنگاههای مافیایی اقتصادی تبدیل شده اند و بخش خصوصی ضعیف ایران را به کنار رانده اند. ارگان های دیگری چون بنیاد مستضعفان و آستان قدس رضوی و بسیار بنگاه های اقتصادی عجیب و غریب دیگر که نه مالیات به دولت می دهند و نه در اساس به کسی حساب پس می دهند، چنگ بر عرصه های مختلف اقتصادی انداخته اند.

برگردیم به مخابرات! در بازار مخابراتی کشور برخی جنب و جوش های بی نتیجه در سالهای اخیر صورت گرفت. بسیار مردم ایران نمی دانند که در سال 1382 برای ایجاد رقابت در بازار مخابراتی کشور از سوی وزارت فن آوری اطلاعات شش مجوز ایجاد شبکه تلفن ثابت در کشور صادر شد تا در یک بازار رقابتی با شرکت مخابرات مفلوک ایران کیفیت خدمات بالا رود. این حرکتی بود کاملا درست و برای وضعیت فلاکت بار بازار مخابراتی ایران بسیار لازم. حال ببینیم که این کار چگونه پیش رفت.

بر اساس اصل 44 قانون اساسی که حضور دولت و وابستگان دولتی و حتی بستگان کارمندان دولت را در طرحهای جدید اقتصادی ممنوع کرده است، هر انسان عاقلی به این نتیجه می رسد که این شش مجوز باید به دست شش شرکت مخابراتی می افتاد و ما اکنون پس از پنج سال یک بازار رقابتی تلفن ثابت می داشتیم و مشتریان می توانستند دست کم در منطقه خود میان شرکت مخابرات و یک شرکت دیگر انتخاب کنند. حال فکر می کنید در سال 1382 چه شد؟ هر شش مجوز به دست حکومتیان و اطرافیان و قوم و خویش آنها افتاد. نتیجه این است که امروز شما نه تنها هیچ بهبودی در شبکه تلفن ثابت حس نمی کنید، بلکه از وجود چنین تحول هایی نیز تا امروز بی اطلاع هستید.

این شش مجموعه که کماکان صاحب این امتیازها هستند، هیچ کدامشان نه سواد و تخصص مخابراتی دارند، نه عرضه کار اقتصادی و صنعتی و نه سرمایه اینگونه کارها را دارند. تنها سرمایه آنها این بود که از فعالیتهای وزارت فن آوری اطلاعات خبر داشتند (یعنی خودشان در آنجا و یا در شرکت مخابرات بودند) و سریع به پسرخاله و دخترعمه خبر دادند و با تاسیس شرکت هایی مثلا خصوصی و با سرمایه یک میلیون ریال صاحب مجوز مخابراتی تلفن ثابت برای سراسر کشور شدند. یکی قبلا پرتقال فروش بوده، آن دیگری کارمند بازنشسته شرکت مخابرات و آن یکی حاج آقا بوده و غیره. حال این چه وزارت خانه ای است که به چنین مجموعه هایی بدون سواد و سرمایه مجوز می دهد و آنها چگونه می توانند آیین نامه های (روی کاغذ) محکم در این باره را دور زنند، دیگر خود خوانید حدیث مفصل که مافیا یعنی همین!

این مجموعه ها سپس به تکاپو افتادند که حال بیاییم با کننده های اینگونه کارها وارد مذاکره شویم که مجوز از ما و کار از شما. مجموعه هایی از متخصصان مخابراتی از خارج کشور و کسانی با سابقه طولانی بین المللی مخابراتی آمدند تا با همکاری شرکت های بزرگ و موفق مخابراتی بین المللی این شبکه ها را به راه اندازند. و چه زمان و هزینه هایی که صرف این کارها نشد. حاج آقاها باج می خواستند، درصد کلان از پیش تعیین شده درآمد آینده را به عنوان «هزینه مجوز» طلب می کردند، بخشی از سرمایه های که قرار بود وارد کشور شود را می خواستند به جاهای دیگر برند و حسابهای شخصی را پر کنند و غیره. نتیجه این شد که متخصصان خارجی و ایرانی مقیم خارج عطای بازار مخابراتی ایران را به لقایش بخشیدند و از حاج آقاها و آقازاده ها و پرتقال فروش ها خواستند که با مجوزهایشان ترشی بیاندازند که می بینید که انداخته اند. همه شان هم از کشور رفتند.

در آلمان، انگلیس، فرانسه، آمریکا و جاهای مشابه که من خیلی خوب می شناسم، خصوصی سازی بازار مخابراتی از 12-13 سال پیش شروع شد و  چند سال بیشتر طول نکشید و همه موفق به خصوصی سازی شرکت دولتی مخابراتی و ایجاد رقابت سالم و بالابردن کیفیت غیرقابل مقایسه در بازار مخابراتی گشتند. اینگونه است که اکنون هزینه تلفن در اروپا از ایران پایین تر و کیفیت ده برابر است. به عنوان نمونه شما با پرداخت 40 یورو (برابر 56 هزار تومان) در ماه در آلمان دارای یک خط تلفن ثابت می شوید که بسیار خدمات را دارد که مخابراتی های ایران اصلا از وجود آنها خبر ندارند. در ضمن با این رقم ماهیانه تلفن های شهری و داخل کشوری برای شما مجانی است و ارتباط DSL با سرعت 6 مگابیت در ثانیه بدون هیچ گونه محدودیت زمانی و حجمی نیز دارید. این سرویس شرکت مخابرات آلمان است و شرکتهای محلی سرویس های باز هم ارزانتر نیز دارند. برخی با همین پول ماهیانه دو سیم کارت تلفن همراه نیز به شما می دهند. حال کاری به کره جنوبی و ژاپن ندارم که گویا از این نیز بهتر است و من آشنایی چندانی ندارم.

حال خواهید دید که بیایند یارانه را بردارند و بهای پالس را بالا برند و مردم باز هم بیشتر برای خدمات شرکت مخابرات متکبر و عصر حجری بیسواد بپردازند که حتی سرمایه اش نیز از خودش نیست و با ودیعه های مردم شبکه را به راه انداخته است. بیش از 75000 نفر کارمند دولتی کم سواد غیرقابل اخراج دارد که پول سنواتشان را می گیرند و در مقابل مشتریان پادشاه هستند و پاسخگو که «همینه که هست». این را نیز باید البته گفت که در همین شرکت این شبکه را یک گروه کوچک از مدیران و متخصصان باسواد و فداکار شرکت مخابرات می گردانند و نه دیگر مدیران مکتبی حاج آقا و ارتش عظیم کارمندان بی سواد. هر چه هست را نیزمدیون همین تعداد نازل کارمندان باسواد مخابراتی هستیم. چند سال پیش مدیری را در شرکت مخابرات استان تهران دیدم که با دمپایی ابری و بدون جوراب در اداره کل مخابراتی اش راه می رفت. پیراهنش را روی شلوارش انداخته بود و حرف زدنش و سوادش نیز به ظاهرش می خورد. جلسه ای که باید با این حاج آقا تحمل می کردیم نیز به همان اندازه بازدهی داشت. سر ظهر نیز برای نماز رفت و آن روز دیگر پیدایش نشد.

نمی دانم تکنولوژی ISDN را می شناسید یا نه. به گونه خلاصه، با این تکنولوژی می توان روی یک زوج سیم مسی دو خط مستقل تلفنی دیجیتال با کیفیت صدای بسیار بالا به مشتری داد. در عین حال خدمات بسیاری نیز روی آن وجود دارد که به کار بسیاری از خانواده ها و شرکت های کوچک می آید، چون انتقال شماره تلفن (که البته امروز روی خط آنالوگ نیز ممکن است)، انتقال به منشی تلفنی یا یک شماره دیگر در صورت اشغال بودن، اطلاع به شما پس از آنکه خط طرف مقابل آزاد شد و چند سرویس دیگر که زندگی مشترک مخابراتی را بسیار آسان می سازند. این تکنولوژی اکنون دارد 30 ساله می شود. در آلمان، هلند، بلژیک و آمریکا میلیون ها مشترک از آن استفاده می کنند و کم کم به عنوان تکنولوژی قدیمی و از رده خارج به حساب می آید.

و اما در ایران:

تنها شهر تهران 40.000 پورت برای ISDN دارد که اکنون نزدیک به 15 سال است که راه اندازی شده اند و می توانند به همین میزان مشترک واگذار شوند. اما تا 4 سال پیش حتی یک خط نیز فروخته نشده بود. وضعیت اکنون را نمی دانم که البته با وجود DSL دیگر ISDN بی معنی است. از برخی آقایان در جاهای مختلف پرسیدم که چرا این همه سرمایه گزاری بی استفاده مانده است. اینها گفته هایی است که در این باره از حاج آقایان مدیر شنیده ام:

هنوز بخش نامه فروش نیامده (یعنی 11 سال پس از راه اندازی)

بله، داریم ولی به درد کسی نمی خورد. میرن یه چیزایی رو می خرن میارن اینجا و نه معلومه که چیه و نه آموزش دارن براش.

شما فکر می کنید که اینها به درد چه کسی می خورد؟

این برای شرکت ها خوب است که می توانند اینترنت دائمی داشته باشند. به درد خانه ها نمی خورد.

عجب! هوش و نبوغ را دیدید؟ آنگاه که رفتم برای خانه ام در تهران در آن زمان یک خط ISDN بگیرم، کارمند مربوطه در مرکز مخابراتی نمی فهمید من چه می خواهم و نمی خواست هم قبول کند که این اوست که نمی فهمد. سرانجام مدیرش را آورد و او جوری نگاه می کرد که انگار مریخی دیده است: «آقا شما این تکنولوژی را از کجا می شناسید؟» به هرحال، این که من در سال 2003 میدانستم ISDN، تکنولوژی سال 1985چیست، از آن پس باعث رفتار بسیار با احترام با من شد که گویا آلبرت اینشتین نزدشان آمده است.

پول دو خط تلفن را گرفتند و خط را راه انداختند. مدیر مرکز منطقه مخابراتی، مدیر سالن، مدیر کابل و مدیر نرده و سیم و سطل آشغال همگی تشریف آوردند به خانه من که اولین خط ISDN در منطقه و شاید تهران را شاهد باشند. سوال هایشان را هم آورده بودند که از من بپرسند و باور کردنی نبود سطح بسیار نازل سواد فنی اینها که از نوع سوال ها پیدا بود.

پس از راه اندازی روشن شد که هیچ کدام ار سرویس های خوب و لازم ISDN که آنرا ویژه می کند را آزاد نکرده اند و تنها دو خط تلفنی معمولی به من داده اند. هر سرویسی را از آنها خواستم، گفتند: بسته است. آنگاه که به آنها گفتم من شش شماره تلفن مجازی (به زبان تخصصی MSN) روی این دو خط می خواهم، دوباره داستان شروع شد. نگاه عاقل اندر سفیه، بحث این که آقا از پشت کدام کوه آمده ای، هر خط تلفن تنها یک شماره می تواند داشته باشد و … دوباره بحث با مدیر اینجا و مدیر آنجا و سرانجام آمدند و گفتند که نمی شود. شما اگر شش شماره تلفن می خواهی باید سه خط ISDN بخری. من، آلبرت اینشتین از دید اینها، که کلی هم مثلا مرا قبول داشتند، نتوانستم به آقایان حالی کنم که روی خط ISDN تا 10 شماره مجازی می توان تعریف کرد که البته روشن است که تنها دو شماره می توانند همزمان ارتباط برقرار کنند. نشد که نشد! سرانجام گفتم بیایید خط تلفنتان را جمع کنید و بروید پی کارتان! و این بود ماجرای اولین و آخرین تجربه با شرکت مخابرات به عنوان مشتری.

یک بار در جلسه ای با یکی از معاونان وزیر محترم وزارت فن آوری اطلاعات از جناب پرسیدم که چرا نتوانسته اید حتی یک خط ISDN بفروشید؟ گفت: بازاریابی مان ضعیف است. گفتم خوب وقتی شما ISDN را شیر بی یال و کوپال کرده اید و از آن تنها دو خط تلفن معمولی بدون هیچ سرویسی ساخته اید، آدم باید گوشهایش درازتر از معمول باشد که بیاید 200.600 تومان پول دو خط تلفن را بدهد و پس از آن 250.000 تومان هم پول PBX لازم را بدهد تا راه بیافتد و سپس از آن همان استفاده ای را ببرد که از دو خط مجزای معمولی تلفن آنالوگ هم می برد. خوب می رود دو خط تلفن به همان 200.600 تومان می خرد و شما را هم وادار می کند که دو زوج سیم مسی (به جای یک زوج سیم برای ISDN) به خانه اش بکشید.

حرفی نداشت و تنها گفت: «بععله!»

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

این نوشته را به مهندس بفرستید: mohandes

Advertisements

10 پاسخ

  1. خوب بعله دیگه!

  2. اون وقت این خط آی اس دی ان، با همین گوشی های معمولی کار میکنه؟ یا گوشی مخصوص میخاد؟
    ==================================================
    اگر دستگاه تلفن را مستقیم به خط وصل کنید، گوشی ویژه ISDN لازم دارید که دیجیتال است. اما با نصب دستگاه PBX (که کار تلفن داخلی را هم انجام می دهد) می توانید تلفن های آنالوگ معمولی را هم به خط وصل کنید.

  3. امیدوارم بتوانیم آنقدر روشنگری کنیم(هر کسی به قدر توانش) که فشار دانش اقشار اجتماع بالاخره بتواند مدیران ابله و مفت خور را کنار براند و اجتماعات مختلف را به طرف افزایش سواد و روحیه تحقیقی(بجای اینکه خودمان را مرکز عالم و هستی بدانیم در هر حوزه ای) براند. و راه این جز با روشنگری و تزریق فکر و سواد و تعقل در اجتماع و بدنه مردم نمی تواند باشد.
    باز ممنون از نوشته خوبت.

  4. اینا رو باید آقای رئیس جمهور بدونه که بفهمه چرا برای خدمت به این کاغذپاره ها خیلی نیازه.

  5. یه وقت علمش رو نداریم و می‌گیم با یک سری احمق سر و کار داریم و اون بدبخت‌ها هم تکنولوژیش رو ندارن! ولی چیزی که الآن به نظر من خیلی ناامید کننده‌تر و سخت‌تر از موردی که شما فرمودید هست، اینکه الآن تکنولوژی و امکانات خیلی سرویس‌ها رو دارم (اون هم به مدد یه سری شرکت خصوصی با سواد نه دلسوزی حاج آقاها!) و تقاضا هم زیاد هست ولی باز این حاج آقاها با اسلام در خطر است و مبارزه با غرب فاسد و … کلی تبلیغ منفی می‌کنند و باز در سرویس‌دهی سستی می‌کنند و کلی محدودیت ایجاد می‌کنند؛ مثل همین DSL یا ندادن امکان شبکه‌ی بی‌سیم به ساختمان‌های غیردولتی یا مسکونی بدون اجازه‌نامه‌ی کتبی وزارت اطلاعات (که بعید می‌دونم وزارت اطلاعات حتی به یک مورد هم اجازه داده باشه یا اصلا از این موضوع با خبر باشه!) و فردا هم WiMAX و ….
    سروش @:
    در واقع مشکل فقط از این دولت نیست؛ به نظر مشکلات سیستم خیلی عمیق‌تر و زیربنایی‌تر از یک دوره‌ی چهار ساله هست! فقط احمدی‌نژاد در نشان دادن حماقتش کارهایی کرد که باقی نکردند!

  6. واقعن باعث تاسف است چند وقت قبل در جائی خوندم که امکانات مخابراتی در افغانستان و سرویسی که برای مشتریها هست در ایران وجود ندارد یعنی چیزهائی به مشتری سرویس داده میشه که در ایران اصلان از وجود این چنین امکاناتی باخبر نیستن. شما وقتی در کشورئی مثل المان زتدگی میکنید هر سال پیشرفت تکنولوژِی را در خانه خود احساس میکنیذ

  7. ای کاش فقط مخابراتمان این ریختی بود!

  8. حالا خداییش این isdn چی هست !؟

  9. جان من فدای ایران و ایرانیان عزیز، مسلمان،مسیحی‌،یهودی،بهائی،ملا،آخوند، بی‌ دین، همه و همه من قربان همه. بقول معروف این نیست بگذرد.

  10. […] […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: