صدور فتوای قتل گردانندگان شبکه های ماهواره ای از سوی قاضی القضات عربستان سعودی

امروز یکی از همکاران روزنامه گاردینچاپ انگلیس را برایم آورد که خبری باورنکردنی آورده است. شیخ “صالح اللیهدان” 79 ساله، بالاترین قاضی دادگاه عالی عربستان سعودی فتوای قتل گردانندگان شبکه های ماهواره ای که به بیان او در ماه رمضان “برنامه های بد” پخش می کنند، را صادر کرده است. او که به پرسشهای مذهبی شنوندگان رادیویی پاسخ می داد، در پاسخ به کسی که دیدگاه او را پیرامون شبکه های ماهواره ای که در ماه رمضان “برنامه های بد” پخش می کنند، پرسید، گفت که شبکه های ماهواره ای هزاران نفر از مردم را گمراه کرده اند. او گفت: “صاحب این شبکه ها چه فکر می کند که این برنامه های اغواگر، انحرافی و ابتدایی را پخش می کند؟ آنهایی که فساد و اعتقادات انحرافی را تبلیغ می کنند، بدیهی است که کشتن آنها مجاز است. آنهایی که به فتنه گری فرامی خوانند و آنهایی که می توانند جلوی آنها را بگیرند و این کار را نمی کنند، هردو واجب القتل هستند
یکی از پربیننده ترین شبکه های ماهواره ای “روتانا” است که فیلم و موسیقی پخش می کند. این شبکه به شاهزاده «ولید بن الطلال» تعلق دارد که یک مولتی میلیاردر و عضو خانواده سلطنتی است. او سیزدهمین مرد ثروتمند جهان است. دیگر شاهزاده های سعودی نیز صاحب شبکه های ماهواره ای هستند. البته شیخ اللیهدان از شبکه ویژه ای نام نبرد.
اکنون باید دید که این فتوا چه بازتابی در عربستان سعودی خواهد داشت. دولت سعودی و خاندان سلطنتی نمی توانند چنین فتوایی را از سوی بالاترین قاضی دیوان عالی ناشنیده گیرند. شیخ اللیهدان در گذشته نیز با صدور اجازه جهاد برای اتباع سعودی برای جنگ با سربازان آمریکایی در عراق نیز جنجالی به راه انداخته بود.

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

Advertisements

4 پاسخ

  1. سلام
    من همیشه پیگیر مطالبت هستم و قالب شکنی های خوبی که انجام میدهی قابل تقدیر است. مطلبی خواندم در مورد وضع حمل یک زن فلسطینی و مرده به دنیا آمدن نوزادش در گذرگاه اسرائیلی. همانقدر که دوست دارم نظرات بازت را در مورد فلسطین و اسرائیل بخوانم، همانقدر هم دوست دارم رفتار اسرائیلیان را که بدین منوال سالها در جریان است(لا اقل در این مورد در مقاله بی بی سی آمده است) را نیز به نقد بکشی.

  2. باید دید اعراب در برابر این تناقض چطور موضع گیری می کنند. از طرفی حکومت عربستان پیوند عمیقی با این روحانیون دارد و از طرف دیگر تلاش می کند تا ارائه دهنده یک اسلام میانه رو باشد و همین طور با تندروی که امنیت جامعه اش را تهدید می کند مقابله کند.

  3. سلام، مدتيه که ميخوام دربارهء مقالهء اشپيگل براتون بنويسم… يک بار مفصلاً نوشتم و قبل از اينکه بفرستم يهو همه‌اش پريد. الآن هم نميدونم زير کدوم مطلب بنويسم… اشکالی داره اينجا باشه؟

    من اونقدرها پارانوئيد و اهل تئوری توطئه نيستم (يعنی فکر ميکنم که نيستم)، اما با دنبال کردن مقاله‌های اشپيگل متوجه ميشيد که خيلی جهت‌دار و مغرضانه مينويسه، به عنوان مثال تصاوير روی جلد دربارهء اسلام روی زمينهء سياه و عناوين دلهره‌آور و منفی… من به شخصه هيچ مشکلی ندارم که با اسلام مقابله و دشمنی بشه، اما تعداد اينجور مقاله‌ها و طرز نوشتن و عرضه‌اشون، به علاوهء چنين مطلب کم‌ارزش و ضعيف و جانبداری که بدون رعايت بديهيترين اصول خبرنگاری حرفه‌ای مثل بيطرفی و عدالت نوشته شده و در اون هيچ خبری از سند و مدرک و مصاحبه‌ای دربارهء طرف مخالف قضيه و احتمال ناصحيح بودن تئوری مطرح شده نيست، اين شبهه رو به وجود مياره که مسئولين اشپيگل ممکنه بخوان اذهان عمومی رو برای مشارکت آلمان در حملهء نظامی به ايران آماده کنند. يعنی انگار بخوان بگن اين که از اسلام، يه دين خشن و متحجرانه و خطرناک (که من منکرش نيستم البته!)، اين هم از ايران باستان که ايرانيها اين همه بهش افتخار و استناد ميکنند تا حساب خودشون رو از حساب جمهوری اسلامی جدا کنند. يعنی خيلی دور از ذهنه؟ بذاريد يه خرده شورش رو دربيارم: اگه پس‌فردا آمريکا يا اسرائيل با مشارکت آلمان به ايران حمله کردند و تخت‌جمشيد و قبر کورش تخريب شد، آيا اين مقاله نميتونه به مثابه دست‌آويزی باشه که ای بابا، همچين تحفه‌ای هم نبوده‌اند و از دست دادنشون جای گله و اعتراض نداره؟ فقط يه نگاهی به عنوان مقاله بکنيد: Der falsche Friedensfürst. يعنی بر خلاف سنت رايج خبرنگاری در چنين مواردی يه علامت سؤال هم نگذاشته‌اند که نشون بده اين نتيجه‌گيری حتمی و قطعی هم نيست و فقط نظر يکی از دانشمندانه! يعنی قضيه ثابت شد. نقطه. جای اعتراض و بحث هم نيست.
    از يه طرف غربيان ميگن چرا ايران اسلامی خودش رو اين همه در روابط جهانيش منزوی ميکنه و از طرف ديگه اعتراض دارند که چرا شاه جشن دوهزار و پونصد ساله گرفته و اين همه با احترام و مخارج سنگين از چهره‌های بين‌المللی پذيرايی کرده… بالأخره ما ايرانيها چه بکنيم که مورد قبول حضرات واقع بشه و ايراد نگيرند؟

    شايد خودم يه نامه به اشپيگل نوشتم و اين مسائل رو متذکر شدم. از اين وضع حسابی عصبانی هستم. مسئله افتخار به اجداد و استخوانهای پوسيدهء نياکان نيست و تعصبی نسبت به تاريخ پيش از اسلام و خاندان هخامنشی ندارم، اما اين مقاله هم کاملاً متعصبانه و به دور از انصاف نوشته شده. خود پروفسور ويزهوفر به نظر مياد که آدم معقول و منصفی باشه و فقط يه تئوری مطرح کرده که شولتس ازش سوءاستفاده کرده. شايد بشه با توضيح عواقب و نتايج همچين مقاله‌ای از ايشون خواست که خودش به اين سوءاستفاده اعتراض کنه. نظر شما چيه؟ چطوره که با چند تا ايرانی خوشفکر و خوش‌قلم ساکن آلمان هم تماس بگيريم و يه کار گروهی در اعتراض به اشپيگل انجام بديم؟

    به اين برنامه هم در تأييد تصور من توجه کنيد، جالبه (زيرنويس انگليسی هم داره): http://www.youtube.com/watch?v=fpprNYjQjnw

  4. خدا بخير كنه. اخه چرا مسلمونا فكر ميكنن رو همه آدما سوارند و ميتونند به همه امر و نهي كنند؟
    از شانس ما حالا كه پولدار ترين و نفتي ترين آدما همين مسلمونا شدن.
    يادمه اول مسلمونا شروع كردن به خونريزي و بعدش كاريكاتور دانماركي از آب در اومد.
    من شما رو لينك كردم.اگر دوست داشتيد من رو لينك كنيد: http://www.nskh.wordpress.com

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: