پاسخ پروفسور ویسهوفر پیرامون نوشته اشپیگل و کتیبه کوروش- اسناد… – بخش دو

دیروز پروفسور ویسهوفر به نامه من پیرامون نوشته اشپیگل در باره کتیبه کوروش و پرسش های من در این مورد پاسخ داد. برگردان نامه را در اینجا می آورم.
=======================
آقای … محترم،
از پیام شما صمیمانه تشکر می کنم. پیش از آن که با دانشجوهای خود به یک سفر علمی بروم، می خواهم امروز به نامه شما پاسخ دهم. نخست اجازه دهید به شما این را بگویم که من با روش همیشگی اشپیگل که مسایل پیچیده را با زبان مناسب آن موضوع بیان نمی کند و آنها را جنجالی وانمود می سازد، موافق نیستم.
من هیچ گونه مصاحبه ای با اشپیگل نداشتم و تنها تلاش کردم در گفتگویی تلفنی مهم ترین اطلاعات را به آنها بدهم. در عین حال نوشته خود را که در سال 1999 پیرامون شاه به عنوان وارث هخامنشیان منتشر کرده بودم، به آقای شولتس دادم. در آنجا (و در عین حال در کتاب خود به نام «ایران باستان») همه چیز را به تفصیل توضیح داده ام، البته در کتاب بدون ارتباط با رویدادهای دوران معاصر. از این رو امروز دیدگاه های خود را برای شما تنها به صورت نکته وار توضیح می دهم:
1) کوروش بنیان گذار نخستین امپراطوری جهانی دوران باستان است که با سیاستی هوشمندانه و با احترام به سنت های ملت های زیر سلطه، اما هم چنین با کاربرد زور (جنگ با شهر های یونانی در غرب آسیای صغیر پس از شورش پکتیا را در نظر گیرید و غیره) جغرافیای سیاسی خاور نزدیک باستان را در سال های 559 و 530 از اساس دگرگون ساخته است. هرچند که همه مردم از این دگرگونی ها سود نبردند.
2) او به یک حکمران ایده آل تبدیل شد چون بخشی از میراثی که سنت های اروپا را شکل داده است، او را این گونه ساخته است:
a. متن های عهد عتیق به خاطر اجازه بازگشت یهودایی ها از «اسارت بابل» که از او انتظار می رفت (و شاید هم این دستور را داده باشد) و به عنوان ابزار یهوه نیز به «قدیس» خدا تبدیل می گردد. البته بازگشت یهودایی ها و آغاز بازسازی معبد ابتدا در دوران داریوش اول صورت گرفت.
b. کتاب گزنفون به نام «کوروش نامه» که در ارتباط با اندیشه یونانی پیرامون نظام سیاسی ایده آل نگاشته شده است (نگاه کنید به افلاطون و دیگران)، او را حکمرانی ایده آل معرفی می کند ( که البته در مقابل آن نیز در کتاب 8 دوران منحط ایرانی گزنفون قرار داده می شود). این کوروش گزنفون آن کوروش تاریخی نیست و این اثر بیشتر مخلوطی از یک رمان تاریخی و اندرزنامه ای برای یک رهبر (Fürstenspiegel) است. هیچ تاریخ شناسی «کوروش نامه» را به عنوان منبع برای رویدادهای تاریخی به کار نمی گیرد. «کوروش نامه» یکی از پرخواننده ترین کتاب های ابتدای دوران نوین اروپا بود.
3) در برابر این دو سنت، تصویرهای انتقادی تر از کوروش (چون هرودوت) کمتر نما یافته اند.
4) «استوانه کوروش» کتیبه ای است که از سوی خود او سفارش داده شده است که در آن کوروش خود را برگزیده مردوک، خدای بابل، می نامد و تلاش می کند که خود را از حریف «بد» خود، نبونید، دور نگاه دارد. شکل و محتوای کتیبه در راستای سنت درازمدت شرق باستان است. کوروش خود در کتیبه خویش پادشاه آشوری، آشور بنی پال، را نام می برد. کارهای یاد شده در کتیبه کارهایی هستند که از سوی یک پادشاه جدید، آن هم یک بیگانه، انتظار می روند. این کارها همه در ارتباط با بایل هستند (از یهودیان نیز نامی برده نمی شود). از کارهایی چون پایان دادن به نوکری برای ارباب ها (آن گونه که در برگردان ساختگی کتیبه که در اینترنت پخش شده است، نام برده می شود) در این کتیبه چیزی نیست. برگردان این کتیبه از سوی هانس پتر شاودیگ را می توانید به آسانی بیابید. شرق شناسی باستان به تصویر متعدلی نیز از نبونید، رقیب کوروش دست یافته است (نگاه کنید به: Banlieu و دیگران).
5) هر گونه استفاده از این کتیبه برای روشن ساختن اندیشه و کارهای کوروش باید خصلت این کتیبه به عنوان ابزار کسب مشروعیت او را نیز در دید داشته باشد.
6) پژوهش گران هنوز پیرامون اندیشه مذهبی کوروش اختلاف نطر دارند. اکثریت او را پیرو اندیشه های زرتشت نمی داند. جنبه های مثبت سیاست کوروش که بر ما آشکار است، هیچ ارتباطی با ایده های حقوق بشر که از ایده های دوران جدید است، ندارند. اگر اینگونه غیرتاریخی با واژه «حقوق بشر» برخورد شود، آنگاه چندین تن از حکمرانان باستان می توانند به عنوان پیشاهنگان حقوق بشر مطرح شوند. کوروش یک شخصیت تاریخی است که با میزان های زمان خود باید سنجیده شود. در دوران او هنوز چیزی به نام «حقوق بشر»، آن گونه که ما می فهمیم و آن گونه که می خواهند القا کنند، وجود نداشت.
7) ایجاد ارتباط تاریخی شاه با هخامنشیان برای آن بود که او می خواست با حماسه سازی خلاء مشروعیت نداشته خود را پر کند. حماسه سازی تاریخی برای کسب مشروعیت برای نیازهای امروزی اکنون نیز در ایران و بسیاری از کشورهای دیگر جهان نیز وجود دارد.
8 ) در پایان یک سخن شخصی: من با هیچ کشوری در کره زمین آنگونه که با ایران، احساس نزدیکی نمی کنم. من بارها اجازه داشته ام که از میهمان نوازی و محبت مردمان آنجا لذت برم. آرزوی من برای آینده این کشور و مردمانش، زندگی در صلح و عدالت است. در ایران پر است از سرمشق های فوق العاده برای چنین آینده ای: شاعرانی چون حافظ، سعدی یا رومی و یا حماسه سرایی چون فردوسی و یا مردی چون زرتشت. این گونه انسان ها امروز نیز در ایران هستند، با وجودی که بر آنها دشوار می رود. کوروش در میان پادشاهان باستان به خاطر سیاست هوشمندانه و موفق خویش برجسته تر است، اما من شخصا ترجیح می دهم از او به عنوان «صلح آور» یاد کنم.
با بهترین سلام ها،
یوزف ویسهوفر شما

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

Advertisements

9 پاسخ

  1. ممنون از اينکه زحمت ترجمه اين مطالب رو برای خواننده های وبلاگتون کشيدين . من فعلا يه ذره متعجب شدم و واقعيتش اينه که وقتی يه باور چند ساله تو ذهن آدم شکل گرفته حالا تغييرش يه کم سخته . از طرفی روی حرفهای چند تا پروفسور شرق شناس که دارن با دليل و مدرک صحبت ميکنن بايد تامل کرد. احساسم مثل زمانيه که کتاب داوينچی کد رو خوندم ….حالا بايد برم چند بار ديگه اين ايميلهای ردو بدل شده رو بخونم تا بهتر متوجه بشم . بازم ممنون از شما.

    راستی نميدونم ميشه ازتون سوال کنم يا نه ؟ اما ميخوام بدونم آيا شما هم تحصيلاتتون و يا احيانا شغلتون در زمينه تاريخ هست ؟
    ====================================
    متاسفانه این گونه کارهای سخیف است که به یک فرهنگ لطمه جدی می زند. تخریب کسانی که این باورهای ساختگی و دروغین را ایجاد کرده اند به گفته ای به اندازه تخریب خود تخت جمشید است. کما اینکه خانم شیرین عبادی را این چیزها گمراه ساخت تا در یک سخنرانی جهانی در برابر دیدگان فرهیختگان جهان آن چیزهای تعجب آور را بگوید.
    شناخت من از تاریخ در حد یک دوستدار و شیفته تاریخ است و نه بیشتر. البته روش دانشگاهی و علمی را در همه گونه کار پژوهشی به کار می گیرم، چه در تاریخ و چه در زمینه های تخصصی خود. از این رو خود نمی خواستم در این تبادل دیدگاهها در اینجا شرکت کنم و ترجیح دادم در کنار بایستم و بسیار یاد گرفتم.
    شاد باشید،
    نویدار
    پانوشت: وبلاگتان هم چون شهرتان قشنگ و صمیمی است.

  2. به اقای نویدار
    تا الان که نظرتونو نگفته بودین هدفتون روشن نبود ولی حالا هدفتون از اینگونه مطالب و ربط دادنشون به حکومته قبل کاملا روشنه پس بزار خیالتو راحت کنم راهی که شروع کردی پایانی نداره
    چرا امثال شما از رفتن افکار جوانانه این کشور به سوی تاریخ و افتخارات گزشتگانشون ناراحتن؟
    چرا توی تمام کتابهای تاریخ که در سطوح مختلف اموزشیه ما هست سعی بر اینه که تاریخ این کشور و حکومتهاش خونخوار وستمگر جلوه داده بشن؟
    چرا همون حرفهایی که به نظر چند منتقد خود فروخته دروغ خونده میشن هیچ کدوم از حاکمان تاریخ در همون کشورها نزدن و کسی زده که با داشتن نیروی نظامیه قوی میتونسته به زور متوصل بشه؟
    در ضمن شما بعد از 2500 سال برخورد کشورهای ابر قدرت رو با کشورهای ضعیفتر مگه نمیبینید؟
    خجالت نمیکشی وقتیکه بیگانگان در مورد تاریخ شما اینگونه دروغ پردازی میکنند شما هم به اونها میپیوندی و در چند جا که نظر خودتو گفتی کاملا بغض خودتو نشون دادی
    شاید شما اصلا ایرانی نیستی
    ولی بزار خیالتو راحت کنم توی این کشور اینجور حرکات همیشه نتیجه عکس میده
    شما بشین پیش وجدان خودت کلاهتو قاضی کن و مثلا کورش رو با چنگیز مغول . هیتلر . بوش و خیلیهای دیگه که همشون با ارتشهای بزرگ ارزوی داشتن یک امپراتوریه بزرگ رو به گور بردن فکر میکنی چرا کوروش توانست این کار رو انجام بده غیر از این بوده که به مردمی که بهشون حکومت میکرده احترام میزاشته
    در هر صورت دوسته عزیز اینو بدون که حرکتی که شما هم متاسفانه جزئی از اون هستید میخواد نام خلیج فارس رو به خلیج عرب تغییر بده میخواد قدرت فکر کردن رو از ایرانی بگیره میخواد تاریخ ایران رو مخدوش کنه میخواد مردمی رو که استعمار رو تحمل نمیکنه رو استعمار کنه(که کرده)
    اما به زودی روزی رو میبینیم که ایرانی دوباره فکر میکنه و دوباره استقلال خودشرو به دست میاره
    و اون روز شما و امثال شما جایی در این کشور نخواهند داشت
    به امید اون روز 🙂
    =======================================
    بسیار جای تعجب دارد که شما این همه اسناد و دیدگاه هایی که من به ساده ترین شکل ممکن برگردانده و حاضر و آماده و کامل و با طرح همه دیدگاه های موجود از هر زاویه ای و بدون دخالت خود در اینجا گذارده ام، را هم نمی خوانید و حتی پاسخ من به اسکارلت را هم درست نخوانده اید و این چیزها را نوشته اید. بهتر است به جای این سخنان بی محتوا و شعارگونه، بخوانید و آزاد بیاندیشید. این گونه اندیشه های شما توجه کسی را جلب نمی کند چون سخنان خود شما نیست، تکراری است و به خود شما بیش از دیگران لطمه خواهد زد.
    شاد باشید.

  3. ببینید دوست عزیز شما در مورد خواننده های خود چه فکری میکنید؟
    ایا هر حرفی که شما میزنید بدونه چون و جرا باید قبول کنند؟
    اون اسناد و دیدگاههایی که شما ازش دم میزنید چه ارزش و هدفی دارند غیر از مخدوش کردن فکر افراد بی اطلاع در مورد تاریخ خودشون
    شما میاید حرفهای 4 تا به اصطلاح دانشمند رو به همراه تشریح جشنهای 2500 ساله قاطی میکنید و کوروش رو در کنار شاه سابق قرار میدید این دخالت شما نیست؟
    اولا بگم من کاملا با خرجهای اینجوری در زمانیکه مردم یک کشور شرایط سختی دارن کاملا مخالفم(ولی به استناد حرفهای گزشتگان همون شرایط سخت از الان راحت تر بوده)
    اما میدونید همون جشن چقدر به اعتبار ابن کشور کمک کرد
    ایا میدونید همین الان چندین برابر همون پولها داره خرج میشه اما ما ایرانیهارو به عنوان (تروریست) در همه جای دنیا میشناسن شما عوض اینکه به مشکلات شرایط حال بپردازی میری حرفهای بی اعتبار و سنده 4 نفر رو به همراه گزارشی از یک جشن مخلوط میکنی بعد میای میگی دخالتی ندارم و توقع داری همه با شما همراه بشن بگن افرین به شما که ابرویی برای ایران و ایرانی در دنیا نزاشتین حالا بیاین تاریخ گزشته رو هم از بین ببرین برای همینه که میگم شما ایرانی نیستی چون این حرکات فقط از دشمن برمیاد
    در ضمن من علاقه ای به جلب توجه کسی ندارم و کمتر هم پیش میاد که وقتی خبری میخونم نظری بدم
    بقیه افراد هم میتونن با کمی فکر هدف شمارو متوجه بشن
    در ضمن من به هیچ نوع تفکر خاصی تعصب ندارم برای همین حرفایی که میزنم قبلا از کسه دیگه ای نشنیدم که بیام اینجا تکرار کنم شما توهم گرفتی:D
    واقعا اگه میخواید خدمتی بکنید به کشور و مردم کشور ایران دست از خود زنی و تخریب بردارید و گامی بردارید در راه احیای فرهنگ و هنر گزشتگانمان
    به نظر میاد شما وضعیت اسفکناک حال رو درک نمیکنید
    در زمانی که دروغ شده گفتگوی روزمرمون غیبت شده تفریحمون و سر تا پامونو افکار منفی فرا گرفته شما باز هم ضربه ای به این پیکر نیمه جان بزنید و افتخاراته گزشتگانمون رو هم از بین ببرین
    در حالی که ترکا مولانارو ماله خودشون کردن عربا ادعای مالکیت بسیاری از دانشمندانه ایرانیرو خلیج فارس رو که تازه برای داشتن همه اینها مدرک داریم میکنن فکر میکنید به چی رحم میکنن اگه واقعا ایرانی هستید که براتون متاسفم که تیشه به ریشه خود میزنید اگر هم نیستید که بدونید ماه زیر ابر نمیمونه
    اگه خواستی جواب بدی سفسطه نکن کامل جواب حرفهام رو بده

  4. لینکهای پست قبلتون رو خوندم. ترجمه اصلی سنگ نبشته کوروش به نظرم به اندازه کافی انساندوستانه و باعث افتخار بود. چرا باید یک متن جعلی درست بشه و همه جا هم پخش بشه تا وقتی یک آدم مطلع اون رو یا چیزهایی که بعدا به استناد به اون گفته می شه رو بشنوه/ببینه باعث شرمساری بشه؟

  5. من با نظر شما موافقم . نظر خود من در این مورد اینه که نباید خيلی چيزها رو با هم قاطی کرد. حتی اگه نوشته ی کتيبه حرف کوروش هم نباشه باز هم نميشه چيزی از ارزشهای کوروش کم کرد. کوروش هم شايد مثل خيلی از پادشاهان ديگه در يه زمانهايی دچار ديکتاتوری شده . چرا ما بايد از هرکسی بت يا خدا بسازيم که بعد با فهميدن يه لغزش کوچک يا بزرگ که هر انسانی به مقتضای زمان و موقعيتش انجام ميده حالا کاخ آرزوهامون بريزه و ديگه منکر تمام خصايص خوب ديگه اش هم بشيم . اين اشتباهييه که خيليها در مورد شاه پهلوی هم انجام دادن . اونهم مثل خيلی از شاههای زمان خودش يه اشتباهاتی داشت . خوب يه انسان بود که بهش فرصت خطاهای کوچيک سياسی يا اقتصادی داده نشد . مگه پادشاهان ديگه اروپايی رو نميبينيم ؟ همين ملکه انگليس و برو بچه هاش و حاشيه های اطرافشون ….پادشاه اسپانيا و ….غيره . اصلا همين رييس جمهور کشورهای بزرگ مثل بوش . اونها هم مثل ما مردم عادی امکان نداره تمام کارهاشون خالی از اشکال باشه . حالا نبايد که فورا تيشه به ريششون زد و منکر روی مثبت قضیه شد و انقلاب کرد و از چاله تو چاه افتاد ….. ايرانی جماعت همينه . دلش ميخواد يه شبه مدينه فاضله براش ساخته بشه . دريغ از صبر و تحمل و برنامه ريزی اصولی برای رسيدن تدريجی به هدف . من به عنوان يه ايرانی دوست دارم تاريخ درست کشورم رو بدونم و کورکورانه يه چيزهايی رو باور نکنم . اما به کوروش به عنوان يه پادشاه قدرتمند که يه برهه تاريخی ايران رو با اقتدار ثبت کرده با کمال احترام فکر ميکنم . با همه خوبيها و بديهای احتمالیش .

    ضمنا ممنون از تعريفتون در مورد شهر و وبلاگ ! اگه واقعا ميدونين شهر من کجاست بايد بگم که من زياد قشنگی توی اين شهر نميبنم بجز يه سری هيجانات و نو بودن که خوب برای گذروندن روزهای جوونی و پر شورو حرارت خوبه …اما من برای زندگی بلند مدت و آرامش کشور شما رو ترجيح ميدم ! رک و راست بودن و ديسیپلين آدمهاش با روحيه و اخلاق من دمخورتره …شاد باشين .

  6. «حتی اگه نوشته ی کتيبه حرف کوروش هم نباشه باز هم نميشه چيزی از ارزشهای کوروش کم کرد.»

    من در این نظر، و تا حد کمتری در متن اصلی، این پیش فرض متعصبانه را می بینم که کوروش صرف نظر از شواهد و قرائن عظمت مثبتی دارد و اگر اختلاف نظری وجود دارد در سطح مصادیق است. یعنی به نظرم اسکارلت از اتهامی که به «ما» ی ایرانی می زند خود چندان مبرا نیست. بیایید فرض کنیم شواهد انکار ناپذیری یافت شود که نشان دهد کوروش نه تنها از «ارزشهایی»‌ بهره مند نبوده، که جبار خونخواری بیش نبوده است‌ (عرض کردم، فرض!). در اینصورت تکلیف چه خواهد بود؟ چه چیزی عوض خواهد شد؟ اساساً این همه تشبث به فردی که ۲۵۰۰ سال پیش میزیسته و کمترین شباهتی با یک ایرانی امروزی ندارد* چه فایده ای قرار است به ما برساند؟ جز این است که مایلیم نداشته ها و ضعف ها و عقب ماندگی های کنونی مان را با این قبیل امور پنهان کرده و سعی کنیم به جای تصویر حقارت بار فعلی بر ذهن جهانیان، یا حتی بر ذهن خود، حک کنیم؟ به نظر شما این تلاش تصویر ما را حقارت بار تر نمی کند؟

    *قطعاً‌ یک ایرانی امروزی به یک سوئدی شباهت و قرابت بسیار بیشتری دارد تا هر کسی که چند هزار سال قبل در هر نقطه ای (فرقی نمی کند) از کره خاکی میزیسته. کوروش شخصیتی تاریخی است متعلق به زمان خود، همانطور که اسکندر، یا حتی افلاطون و ارسطو. اگر قرار است «افتخاری»‌ در کار باشد این افتخار متعلق به کل بشریت است و نه کسانی که تصادفاً‌ ۲۵۰۰ سال بعد در همان حدود جغرافیایی زندگی می کنند. آیا افلاطون، که تاثیری که بر مسیر تاریخ بشر گذاشت از نظر عظمت شاید بی مانند باشد، این همه در بوق و کرنا می شود که در مورد کوروش (که حداکثر پادشاهی قابل تحسین در زمان خود بوده) توسط ایرانیان ناسیونالیست انجام می گیرد؟

  7. آقا يا خانوم void : برداشت شما از نوشته من کاملا نادرسته . اگه نوشته من چنين حالتی رو القا کرده بايد تصحيحش کنم . اگه من رو ميشناختين ميدونستين که من اتفاقا جز اون دسته از آدمهايی هستم که پز ايران قديم رو در اين دوره و زمونه دادن يکی از بی مورد ترين و خنده آورترين کارها میدونم ….من نميتونم اينجا لينک بدم . اما خواهش ميکنم حتما سری به آرشيو وبلاگ من بزنيد و نوشته تاريخ January 2006 (پست سوم ) رو حتما حتما بخونيد که گويا تر از هرگونه توجيهی است که من بخوام اينجا بيارم …… ممنون .

  8. آقای نویدار، از شما درخواست می کنم به پروفسور بگویید این پرسش ها را یک خواننده بلاگ مطرح کرده تا وی پاسخ دهد:

    1. «همچنین به زور» یعنی چه؟ یعنی شما «زور» را یک نکته منفی برای کوروش و هخامنشیان می دانید؟ اگر بله، پس شما تمام موجودات زنده را بی ارزش شماردید چون «زور» هم یکی از اجزای زندگی همه موجودات، حتی گیاهان است. اینکه از این واژه به این صورت سوء استفاده می کنید، آیا نشان دهنده نیت پلید شما نیست؟ اگر نه ، پس دلیل خوبی بیاورید خواهش می کنم، اگر نیاورید شک خواهم کرد که شما از دنیای باستان سر سوزنی آگاهی داشته باشید.

    2. شما به عنوان یک اروپایی این را می گویید. به عنوان یک بابلی یا مادی یا مصری (با توجه به اینکه آزاد سازی مصر نیز در پرتو جنبش ای که کوروش آغاز کرد به سرانجام رسید) ، به عنوان آن شهروندان شما چه نظری خواهید داشت؟

    3. منظور شما همان مردکی دروغگویی است که بر اساس نوشته هایش لجستیک ارتش اسکندر منفور ، از لجستیک کنونی ارتش امریکا قوی تر بوده است؟ چون بر اساس محاسبات ما اسکندر این 40 هزار نفر را یا با هواپیما جا به جا می کرده، یا قالی پرنده داشته، یا هرودت یک یونانی اصیل بوده است.

    4. شما همچنین تصویر روشنی از یک حرامزاده هوسباز به نام اسکندر مقدونی ساخته اید. اگر روزی امریکا نابود شده باشد، و کارتل های اقتصادی غرب در هیتلر هم سود مالی هنگفت ببینند، ذره ای شک ندارم ولی را نقاشی چیزه دست و مدافع بشریت خواهند نامید. و نوادگان فرانک میلر و زاک اسنایدر، فیلمی خواهند ساخت از یورش وحشیانه بربرهای یانکی به دموکراسی آلمان، به نام D-Day : Revealed ، یا چنین نامی. من شک ندارم، اگر شما دارید، آن عکس دونالد رامسفلد و دوست عزیزش صدام حسین را قاب کنید بگذارید روی میز کارتان، چند مدت بعد شکتان از بین خواهد رفت.

    5. کسب مشروعیت؟ مگر شما نگفتید زور؟ پس مشروعیت از سوی چه کسی؟ مشروعیت را مگر آن زمان شمشیر و نیزه تعیین نمی کردند؟

    6. شما از کجا می دانید وجود نداشت؟ آیا ده ها کتیبه ای که دانشگاه شیکاگو آنها را ترجمه کرده است و به ما هم پس نمی دهند، به وسیله شاه پهلوی ساخته شده اند؟ شاید منظور شما از «حقوق بشر» خرید و فروش زنان در بازارهای آتن باستان باشد، شاید منظورتان هوسرانی و بی بند و باری باشد، شاید منظور شما کشتن 60 میلیون انسان بی گناه در سده 19 میلادی باشد، شاید منظور شما ویتنام باشد، شاید منظور شما گوانتانامو ، یا ابوغریب باشد، شاید اوستیای جنوبی را می گویید، شاید جنگ افزارهای شیمیایی هلندی-ساز صدام حسین را می گویید، سردشت و حلبچه، اصلاً چیزی شنیده اید در باره این ها ؟ اووه ! شاید هیروشیما و ناکازاکی را می گویید ! پروفسور ببخشید، این دنیای زیبای و «متمدن» غرب اینقدر گند به بشریت زده است که اگر هخامنشیان 300 سال که هیچ، اگر 3 میلیون سال هم جکومت می کردند، نمی توانستند نیمی از آن را اجرا کنند، به هر حال من به عنوان یکی از هخامنشیان بازمانده از آنها از شما پوزش می خواهم که ما اینقدر «زور» به کار بردیم، این همه آدم های بیگناه و «متمدن» و عزیز مانند فراعنه مصر، و نبونید و آستیاگ ، گئوماته، و غیره را کشتیم، خیلی ببخشید.

    7. بحران مشروعیت را MI6 و CIA با کودتا بر علیه خواست ملت ایران، یعنی دکتر مصدق، به وجود آوردند، یا کوروش بزرگ؟ این باید بشود دلیل شما برای شک در اعتبار و ارزش استوانه وی؟ شما می گویید اگر من ادعا کنم پسرخاله ام دیوید بکهام بازکن سرشناس انگلیسی است، چون من دورغ گفته ام پس دیوید بکهام بازکن خوبی نیست ؟

    8. از لطف شما بسیار سپاسگذارم که خود را به ایران نزدیک می دانید. ولی همچنین خواهش می کنم معنی واژه «هخامنشی» را به همه دانشجویانتان آموزش بدهید، چیز کمی نیست.

    با شکیبایی منتظر پاسخ های شما هستم،
    روز خوش
    س . ی

    ============================================
    با این پیش زمینه که شما به این سخنان بیاندیشید، دیدگاه خود را نسبت به نوشته شما می گویم.
    اگر شما می خواهید از کسی سوالی بپرسید، خود می توانید با او تماس بگیرید. نشانی او در اینترنت هست و نیازی به واسطه ندارید.
    این چیزهایی هم که در اینجا نوشته اید هیچ کدام سوال نیستند که قابل پرسش از کسی باشند. آنچه که شما نامش را پرسش گذارده اید، چیزی نیست جز پیش درآمدی برای این که خودتان پاسخ بدهید، حکم طرف مقابل را هم صادر کنید و حرف خودتان را بزنید. بقیه اش دیگر تعارف است که گویا می خواهید از کسی چیزی بپرسید. پرسش و یا در اساس تبادل دیدگاه علمی آن هم در چارچوب دانشگاهی چارچوب و شرط هایی دارد که هیچ کدام در اینجا رعایت نشده اند که هیچ، شما این همه نوشته و منبع در اینجا معرفی شده اند را هم نخوانده اید و چگونه می توانید انتظار داشته باشید کسی حاضر باشد وارد یک گفتگو شود.
    در پایان لطفا روی واژه های خود در اینجا دقت کنید و از توهین به دیگران بپرهیزید.
    نویدار

  9. من کاملا در بیشتر موارد با گفته های Persia موافقم البته خدمتتون عرض میکنم که منتظر جواب نباشید چون حرف حق جواب نداره!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: