آقای احمدی نژاد، ورق پاره شما چقدر ارزش دارد؟

ابتذال رایج در حکومتیان را مرزی نیست! هر چند که انتظار ما از اینان بسیار بسیار پایین است، در برابر برخی کارها نمی توان سکوت کرد. همان هایی که در سال های انقلاب دانشگاه را بستند، دانشجویان و روشنفکران را اعدام کردند، به زندان افکندند و آواره ساختند، می گفتند که تخصص بدون تعهد برود گم شود. سپس دریافتند که گویا لقب دکتر و مهندس چندان هم بد نیست و در این مملکت کار پیش می برد، هر چند که چیزی هم پشتش نباشد. آنگاه ریختند به همان دانشگاه هایی که خود بسته بودند و با سهمیه های رنگارنگ، خود را به جامعه علمی کشور تحمیل کردند و رتبه دانشگاه های ایران را به 2000 و 3000 در جهان پایین بردند. برخی که این زحمت را هم به خود نمی خواستند بدهند، به سراغ دانشگاه هاوایی و دیگر دکان های مدرک فروشی رفتند و از آنجاها دانشمند برگشتند. اکنون می بینید «حجت الاسلام دکتر»ها و «آیت الله دکتر»ها و دکتر کردان و دکتر احمدی نژاد و بسیار دیگران که حالا همه دکتر آکادمیک شده اند. این یک در آداب طهارت می گوید، آن یک صندلی خالی برای امام زمان در کنار خود گذاشته است و یکیشان هم در حال صدور مدرک برای خود از دانشگاه آکسفورد است. البته اگر «دشمنان» بگذارند.
دیروز احمدی نژاد در دفاع از کردان گفت که برای خدمت در دولت این «ورق پاره ها» هیچ ارزشی ندارد.
جناب احمدی نژاد، من با این سخن شما کاملا موافقم که می گویید «در این سرزمین انسان های والای بسیاری زندگی می کنند که به رغم برخورداری از بالاترین مقامات معنوی به هیچ وجه در پی این قبیل مسائل یا کاغذ پاره ها نبوده و نیستند.» با تعریف شما از»والا» و «معنویت» بدون تردید شما خود یکی از این انسان ها هستید. این که چنین انسان های والایی برای دانشگاه، اندیشه علمی و مدرکی که برای تایید دانش کسب شده و اندیشه نظم یافته از سوی دانشگاه صادر می گردد، ارزشی قایل نیستند، قابل درک است. از این روست که این انسان ها تفاوتی میان زندگی، اندیشه و رفتار خود پیش از صدور این مدرک و پس از آن نمی بینند. چرا باید ارزش برای آن قایل باشند؟ تازه اگر آن مدرک واقعی باشد که در مورد آقای کردان این نیست و مدرک او جعلی است. دانشگاه آکسفورد چون دانشگاه علم و صنعت و شریف و غیره دیگر در اختیار شما نیست که بتوانید به این راحتی مدرک جعلی آن را درست کنید و صدایش در نیاید. آن هم با آن همه خطای دستوری در انگلیسی که آقای کردان هنگام نوشتن مدرک انجام داده است و آوردن امضای سه استاد در پای مدرک دکترای حقوق که همگی استاد روانشناسی هستند. جالب اینجاست که دانشگاه آکسفورد اصلا مدرک دکترای حقوق به آن نام که کردان روی مدرکش نوشته است ندارد.
مگر شما خود برای مدرکی که به شما داده اند، ارزشی قایل هستید؟ مگر این مدرک به جز رساندن شما به رتبه های بالا در کنار دیگر اهرم ها کار دیگری هم کرده است؟ آنچه از حرف ها و رفتار شما پیداست، گمان نمی رود که آن سوادی که شما را هدایت می کند، بالاتر از دوره راهنمایی نیاز داشته باشد. در دانشگاه علم و صنعت نیز می شنویم که هیچ دانشجویی حاضر نبود با شما کلاس بردارد و یا پایان نامه خود را به شما بسپارد و دانشگاه برخی را به اجبار به کلاس شما می فرستاد. در شهرداری تهران نیز که دیگر آشکار است. شرح دیگر کارهای شما در این سالها نیز که اینجا دیگر جا نمی شود.
به راستی تفاوت احمدی نژاد پیش از دوره راهنمایی و پس از گرفتن دکترا در چیست؟ برای کسانی که بیش ار نیمی از عمر خود را در دانشگاه و مراکز علمی و تحقیقاتی گذرانده اند، پاسخ روشن است: هیچ! یا بسیار کم!
احمدی نژاد باید هم بگوید که برای خدمت در دولت نیازی به این «ورق پاره ها» نیست. اگر نمی گفت جای تعجب داشت.

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

Advertisements

4 پاسخ

  1. دوست عزیز من عمران علم و صتعت بودم و الان هم در آمریکا دانشجو دکترا هستم
    اصلا هم با روش فعلی احمدی نژاد موافق نیستم
    اما به نظرم بهتره هر نوشته ای fact هاش متناسب با واقعیت باشه چون این عدم تناسب کل استدلال شما رو هر چه قدر هم متین زیر سوال می بره
    من با احمدی نژاد کلاس داشتم
    این آدم با اینکه جزو طیف استاد های بسیجی بود آدم معقولی بود در دانشگاه
    کلاسش هم خوب بود و خوب درس می داد
    نمی تونم بگم در زمینه تحقیقم عالی بود
    اما به هر حال این طور نبود که داشجوی اون شدن معناش فاجعه باشه
    کم و بیش در سطح بقیه اساتید بود

    موقعی که کاندیدا شد، بچه های علم و صنعت خیلی هاشون از جمله دو نفر از دوستان من که دانشجوی اون بودند نظر مثبتی بابت همین تجربه استاد و دانشجویی بهش داشتن
    اون دو دوست من هر دو الان امریکا هستند و اتفاقا هر دو مخالف شدید احمدی نژاد شدن اما به هر حال احمدی نژاد در مقام استاد چیزی نبود که شما نوشته اید و این آدم رو به این فکر می اندازه نکنه بقیه fact های نوشته شما هم همین قدر نا دقیق باشند.
    =========================================
    از دانشجویان کارشناسی ارشد که در آنجا بودند، کسانی هستند که با دیدگاه شما موافق نیستند و از میان آنها کسانی به اجبار به کلاس او فرستاده شده بودند. سخن شما در مورد ارایه fact و ارتباط آن با دیگر استدلال ها در اساس درست است. البته استدلال من در این نوشته پیرامون ابتذال او در اندیشه و عملش بیش از آن که بر گذشته او در دانشگاه علم و صنعت پایه نهاده شده باشد، بر تجربه مستقیم از او به عنوان شهردار تهران و ریس جمهور بنا نهاده شده است.
    با تشکر
    نویدار

  2. نمونه ی قابل تحقیق دیگر همین آقای علی احمدی رئیس سابق دانشگاه پیام نور و وزیر آموزش و پرورش که از اساتید علم و صنعت و از رفقای آقای احمدی نژاد بودند. فکر میکنم پیش میومد که دانشجویان چند ترم یه درس خود رو عقب می انداختند تا کسی غیر از علی احمدی اون رو ارایه کنه و اون درس رو با اون بردارن

  3. با سلام. از وضعیت استادی زمانهای دور آقای احمدی نژاد خبر ندارم اما استادی سال های اخیر ایشان که چنین بوده. تازه به نکات گفته شده اضافه کنید که بعد از رئیس جمهور شدنشان با یک ساعت تاخیر به کلاس می آیند و بعد از پانزده دقیقه می روند. تعداد محافظانشان هم که از تعداد دانشجویان کلاس بیشتر است! نه می شود سوالی پرسید نه می شود چیزی فهمید. من نمی فهمم یعنی یک افه استادی برای کسی که رییس جمهور است (و قاعدتا هزار مشغله دارد) آنقدر مهم است که به خاطرش چنین اتفاقات مضحکی در فضای آکادمیک رخ بدهد؟!

  4. Please find Kordan’s doctorate degree here

    http://neginiran.blogspot.com/2008/08/blog-post.html

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: