نامه به پروفسور ویسهوفر و دکتر گالاس پیرامون نوشته اشپیگل در باره کوروش

دو نامه جداگانه به پروفسور یوزف ویسهوفر و دکتر کلاوس گالاس که نویسنده نوشته اشپیگل پیرامون کوروش از آنها گفته هایی برای استدلال های خود آورده بود، فرستادم و دیدگاه درست آنها را خواستار شدم. بر خلاف دید کسانی که همه چیز را توطئه و غرض می بینند و دیدگاههایی نیز هم در زیر نوشته من در اینجا و هم در وبلاگ های دیگر که نوشته مرا گذاشته بودند، نوشته بودند، این گونه نیست که گویی عده ای نشسته اند و هیچ کار و زندگی ندارند به جز توطئه بر علیه ملت ایران. ماتیاس شولتس، نویسنده اشپیگل در نوشته خود از قول پروفسور ویسهوفر می گوید «… که این لوح خط میخی بیش از یک “پروپاگاند” (تبلیغ) نیست و “این که نخستین بار کوروش اندیشه های حقوق بشر را طرح کرده است، سخنی پوچ است.” او سپس از قول دکتر گالاس می گوید که “سازمان ملل یک خطای بزرگ مرتکب شده است» که منشور کوروش را در آنجا گذارده است. نخست برای کمک به کسانی که یک توطئه جهانی در این نوشته می بینند، این دو نفر را معرفی کنم:

پروفسور یوزف ویسهوفر، استاد ایران شناسی دانشگاه کیل در شمال آلمان، یکی از معتبرترین ایران شناسان دوران کنونی است که کتاب «ایران باستان» او در دانشگاه های گوناگون در دنیا تدریس می شود و کتاب مرجع است. این کتاب از سوی مرتضی ثاقب فر و انتشارات ققنوس به فارسی نیز برگردانده شده است و در هر کتاب فروشی در ایران می توانید آن را بیابید. او یکی از اعضای مشهور هیات تحریریه «دانشنامه ایرانیکا» زیر نظر پروفسور احسان یار شاطر نیز است. بنابراین او نمی تواند انگیزه ای برای مخدوش ساختن تاریخی داشته باشد که همه عمر خود را صرف کاوش در آن کرده است.

دکتر کلاوس گالاس نیز یکی از باستان شناسان و شرق شناسان آلمان است. او اکنون از سوی دولت آلمان مسئول برنامه ریزی فستیوال فرهنگی آلمان و ایران (”دیوان غربی-شرقی، تابستان 2009″) در شهر وایمار، زادگاه گوته است.

بنابراین این گونه انسان ها کسانی نیستند که ندانند که چه می گویند و یا بازیچه این و آن قرار گیرند. هر چه می گویند، درست یا نادرست، دیدگاه خودشان است. از این رو باید بر سخنان آنها تامل کرد و نخست گوش فرا داد. از سوی دیگر کسانی که گرم تاریخ هشتند این را می دانند که برخی چیزها در تاریخ از آنجا که دارای منابع اصلی زیادی هستند، اثبات شده و غیر قابل تردید هستند. برخی دیگر چیزها هنوز مورد تردید هستند و باستان شناسان گمان خود را طرح می کنند و از این رو دیدگاه های متفاوتی می تواند پیش بیاید. من با نوشته های آقای ماتیاس شولتس در هفته نامه اشپیگل آشنایی از گذشته داشتم و می دانستم که او گرایش به نگارش جنجالی دارد. از همین رو در پیش نوشت خود نوشتم که نوشته بوی فرهنگ از گونه روزنامه کیهان می دهد (بدون این که بخواهم اشپیگل را با یکی از روزنامه های فارسی زبان مقایسه کنم که مشابه در هیچ کدام ندارد)، برای یوزف ویسهوفر و کلاوس گالاس نامه ای فرستادم و در ابتدا دیدگاه آنها را نسبت به نوشته اشپیگل و آنچه که از سوی آنها بازگو کرده است، خواستار شدم. از پروفسور ویسهوفر خواستم که پیرامون این گفته اش در بالا توضیح بیشتر دهد و منابع علمی و یافته هایش را در اختیارم گذارد. از دکتر گالاس نیز خواهش کردم پیرامون یافته هایش پیرامون منشور کوروش و «خطای» سازمان ملل توضیح دهد.

امروز پاسخی کوتاه از کلاوس گالاس دریافت کردم که در اینجا می آورم. ========================================

آقای … عزیز،

از این که مرا در این مورد آگاه ساختید و اطلاعات دقیقی در اختیارم گذاشتید، بسیار ممنونم. من با کمال میل به همه پرسش های شما پاسخ خواهم داد. اما متاسفانه امروز قادر با این کار نیستم چون ار یک سفر کاوشی بازگشته ام و تا چند روز گرم کارهای ضروری هستم. من در روز 21 اوت 2008 از سوی هفته نامه «دی تسایت» به یونان بروم و به شما قول می دهم پیش از این سفر پاسخ مفصلی به تمام پرسش های شما بدهم. اما چند پاسخ کوتاه را تا اینجا بپذیرید: – نوشته آقای شولتس بسیار «آبکی» است و تلاش برای جنجال دارد. – من منابع اصلی بسیاری در اختیار دارم که با کمال میل در اختیار شما قرار خواهم داد. چون انگیزه من این است که تصویر درستی از استوانه کوروش ارایه گردد. – خطای سازمان ملل متحد را نیز توضیح خواهم داد. با سلام های دوستانه، دکتر کلاوس گالاس ========================================

با دریافت این پاسخ ها آنها را در اینجا خواهم گذارد.

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

Advertisements

16 پاسخ

  1. جواب بعدی مهمه که قراره بده

  2. navidar عزیز سلام

    فکر نمیکنید از مردم جامعه ای مثل ایران که هیچ وقت این بخت را نداشته که از نعمت مکراسی سود ببرد ابن واکنشها طبیعی است و باید نسلها بگذرد تا جامعه ای مثل تقریبآ غرب بوجود اید و امثال شما ها باید اینقدر بنویسند و بنویسند تا اندکى اثر در این جامعه بکند.2- اشپیگل دین یهود را هم زیر سئوال برد آیا انها هم مثل جامعه ایرانی اینطور ( چه آنهائی که خوشحال شدن و چه آنهائی که خشمگین شدن) واکنش نشان دادن و از یهود ستیزئی اشپیگل سخن گفتن یا آفرین آفرین کردن . من فکر میکنم جامعه ایران از نابود دمکراسی رنج برده و میبره و این واکنشها نباید شما را دلسرد بکند جواب دکتر کلاوس گالاس هر چه باشد باز هم کسانی را خوشحال یا خشمگین میکند مهم این است که شما از این دست کارها را باید ادامه بدهید البته من چیزئی از دلسردی یا ناراحت شدن شما نخوندم ولی دوست داشتم اینها رو بگم که بدانید چه کاره با ارزشی را شما با این نوشتها انجام میدهید و باید قدره این نوشتها باید دانست پس machen sie so weiter und lassen sie sich nicht von ihrem Weg abbringen.
    wo wissen aufhört beginnt die Gewalt

  3. مچكريم ازت.
    در مورد يهود حتما اون سري ترجمه‌هاتون رو مي‌خونم. فكر كنم امروز. در اين مورد هم دستتون درد نكنه. ولي كيانا بحث در مورد عهد عتيق و صحت اون سال هاست ذهن دانشمندان رو جلب كرده. خيلي ها ديگه مطمئنن كه اين كتاب تاليف انسان هست. يا به قول اون ديالوگ جالب در فيلم راز داوينچي «عهد عتيق رو از آسمونا فكس نكردن!»

  4. Thomas von Aquin made a exquisite remark
    Diversa, sed non Adversa
    another word difference or diverse – but not adversary

    was du nicht willst, dass man dir tu, das füg
    auch keinem andern zu.
    Do unto others as you would have others do unto you.
    Do as you would be done by.

    With full respect to you Navidar
    and the beat goes on, just like my love

  5. دوست عزیزم .
    ضمن عذر خواهی از شما . ایراد وارده رفع شد که حاصل حواسپرتی اینجانب بود. از یاد آوریتان ممنون.امیدوارم که ایرانیان همیشه منطق و پذیرش حقیقت را از شما بیاموزند.
    ولی دوست من این ملت احساساتی (باید) از افتخارات واقعی و یا مصلحتی خویش به (هر قیمتی که شده ) دفاع کند . زیرا جهان امروز جهان جو سازی و ظاهر بینیست. کشورهای دون پایه و فرومایه با ترفندهای دروغین برای خود تاریخ اساطیری میسازند و برای اثبات آن میکوشند . حتی برای بزرگ کردن آن به دیگر فرهنگهای برتر ولی بی دفاع می تازند. در این زمینه پذیرش حقیقت به نفع ما نیست و مانور بر روی آن اعتبار به اصطلاح ساختگی مان را مخدوش مینماید
    روزگارت بکام.امیر بیدل .مرداد 87 .رشت

  6. ممنون از اينکه پيگير اين موضوع هستيد . منتظر پاسخ نهاييشون هستيم . البته نه برای سر شاخ شدن با ايشون . بيشتر برای اينکه بدونيم واقعا چرا همچين چيزی رو نوشتن و دلايل و مدرکشون چيه .

    با احترام …..
    =================================
    کسانی که در نوشته اشپیگل به آنها استناد شده، مسئول این نوشته نیستند. نویسنده اشپیگل با آنها گفتگویی انجام داده و آن بخش هایی را که برای نوشته خود نیاز داشته است را در نوشته استفاده کرده است و این احتمال وجود دارد که آنها این گونه نگفته باشند.
    آقای ماتیاس شولتس، نویسنده اشپیگل، در گذشته نیز در نوشته دیگری به نام «وصیت نامه فرعون» (که من نیز آن را در همین جا به فارسی برگردانده ام) از دانشمند دیگری نقل قول هایی آورده بود که او در روزنامه دیگری آنها را تکذیب کرده بود. این است که اگر ما دیدگاههای آنها را دریافت کنیم، بسیار مفید تر خواهد بود تا نوشته اشپیگل.
    شاد باشید،
    نویدار

  7. ناصر پور بیرار ، مگه نه ؟ نژآد آریایی وجود دارد دوست عزیز ، اما به نظر من فلسفه برتر غلط است ، به نظر من برتری ما فقط در تاریخ است ، وگرنه …

    از آقای ویسهوفر زیاد خوشم نمیاد ، پیشم کتابش برای افراد کند ذهن نوشته شده بود

    خوش حال شدم از اینکه سر زدید ، فقط متوجه نشدم آخر شما کوروشی هستید یا آنتی کوروشی !
    ==============================================
    ارتباط با ناصر پورپیرار را نفهمیدم. اگر نژاد آریایی وجود دارد، استدلال علمی (زیست شناسی و تاریخی بیاورید). استدلال های نازی های آلمان را نیاورید، چون آنها را می سناسم. برای سخنان من نیز استدلالی نیاوردید. خوش آمدن یا نیامدن از کسی را نباید در کار علمی دخالت داد. من آقای ویسهوفر را آنگونه که هست، معرفی کردم. می توانید در سایت دانشگاه کیل در باره او بخوانید. دید سیاه و سپید » شما کوروشی هستید یا آنتی کوروشی» نیز مشکلی را حل نمی کند. دنبال حقیقت باشید. حال کوروشی باشد یا آنتی کوروشی.
    نویدار

  8. دوست عزیز انگار نوشته من رو درست نخوندید.اونجا که نوشتم نقل از مترجم منظورش کاملا» خودم بودم نه شما.چند روز پیش مقاله رو در تلگراف دیدم و همزمانیش با مقاله اشپیگل برام جالب بود و گفتم برگردونش کنم.در مورد ویزهوفر هم من اشتباه کردم و حق با شماست اما علت اشتباه من نقل قولی از دکتر فرخ بود که گویا یکی از دوستانشون در آلمان با ایشون تماس گرفتند و پروفسور بودن ایشون رو (اگر منظور را فقط استاد دانشگاه بودن ندانیم) به چالش کشیدند و باعث شد من به اشتباه بیفتم.هرچنددر مورد ویزهوفر جز در ویکیپدیا چیزی گیر نیاوردم و هیچ نظر خاصی هم درباره ش ندارم و اصلا» هم جز کسایی نیستم که چشممو ببندم و دهن باز کنم که اینها همه توطئه و دسیسه اند و فلان.در ضمن انتقاد خود من هم بیشتر به ماتیاس شولتز بود که من هم نامه ای براش نوشتم بااین فرض که همونطور که در همین ایران خبرنگارها نقل قول ها رو مصادره به مطلوب می کنند شاید سخنان ویزهوفر هم جرح و تعدیل شده باشه هر چند هم که ما ناسیونالیست دو آتشه باشیم و دلخوشی از مواضع ضدپارسی (نه ضد ایرانی) این بشر نداشته باشیم باز هم قصد من جارجار کردن نبود. درمورد پست قبلیتون هم که فرمودید » کوروش متعلق به یک ملت پارسی نیست بلکه به تمدن باستان شرق زمین تعلق دارد. حال چه او پیشاهنگ حقوق بشر باشد یا نباشد، کارهای او در تاریخ فراوان ثبت شده است و او چیزی نیست که بتوان به سادگی انکارش کرد» باید عرض کنم که هرودوت اکثریت قریب به اتفاق پیروزیهای دوران هخامنشی رو نه به قدرت ارتش ملوک الطوایفی ایران که به ناسیونالیسم وحشی(به معنی مثبت) و افسارگسیخته پارسیان آن زمان نسبت میدهد و همین خوی وحشی ناسیونالیسم بود که ما رو بر خلاف مصریان ایرانی نگهداشت.هر چند این صحبتها خیلی کلیشه ای شدند ولی ناسیونالیسم تا جاییکه منجر به فاشیسم نشه بهتره سرکش باقی بمونه حالا چه مثل ترکهای ترکیه به صورت تظاهرات چند میلیونی خیابانی چه مثل مای دست و پا بسته به صورت بلاگ نویسی های با منطق و بی منطق.چشم ایرانی ها سر جریاناتی مانند خلیج فارس و دریای خزر و مولانا و نظامی و بیرونی و ابن سینا و و و که هر روز به اسم یک اجنبی سندمیخورند ترسیده.حسابی هم ترسیده.

  9. درمورد ویزهوفر هم که ظاهرا» متولد 1951 اند حتما»نابغه هستند که در 56-57 سالگی به کرسی استاد تمامی رسیده اند و انگار بیشتر روی عضویت در موسسه باستان شناسی کلاسیک دانشگاه کیل تاکید میشه.بحثی نیست ایشون هر چه هم که باشند ما نباید از اون طرف پشت بام بیفتیم و هر کسی را با القاب مصطلح بزرگ کنیم و فصل الخطاب بپنداریمش.
    ===============================
    شما کماکان با دید سیاه و سپید به مسایل اجتماعی می نگرید و این دیدگاه را به من نیز نسبت می دهید.
    به همین نوشته خود در این بالا بنگرید. پر است از افراط و تفریط: نابغه، استاد تمام، از اون طرف بام بیفتیم یا فصل الخطاب. من در اساس در باره هیچ کس اینگونه نمی اندیشم که حال بتوانم پاسخ دهم. اینها حرف های خودتان است نه من.
    اگر ویکی پدیا را قبول دارید، در اینجا می توانید در مورد ویسهوفر بخوانید.
    نویدار

  10. سلام نویدار عزیز
    طی دو سه سال گذشته تلاش فراوانی کردم که تاریخ رو از زوایای مختلف بخوانم. لا اقل تا آنجایی که در زندگی ام در ایران دخیل است و نامی از آن می آید و حاصل خوب بود.

    از این اواخر دارم یاد می گیرم «تمامیت خواهی» را کنار بگذارم هر چند نا آگاهانه به آن گرفتار بوده ام و باکی از این پذیرش نیست که هرگاه که نظر خود را برتر می دانسته ام و برای اثبات آن کوشیده ام، با همه ی تلاشی که برای سالم و عاقل اندیشی داشته ام، گرفتار تمامیت خواهی بوده ام.

    و دیگر اینکه دارم به خودم می آموزم که «بپذیرم» و «توانایی پذیرشم» را زیاد کنم، و در دایره ی اندیشه ام حضور دیگر اندیشه ها را بپذیرم حتی اگر مخالف باشم، و در این راه آماتورم ولی پیشرفتم شگرف است.

    اینها را اینجا یاد نگرفته ام، که حاصل کوششم برای بکار گیری عقل سلیم است.

    و کار شما از نظرم ارجمند است، چرا که فکر می کنم علاوه بر طرح دیدگاه خود موفق شده اید یک نقطه به نقاطی که اندیشه و انسانیت محوری در آنها مطرح است بیفزایید و کمک می کنید به درست اندیشی(اگر برداشت من صحیح بوده باشد).

    وبلاگ شما محل بازدید مرتبم است و سعی می کنم نظر بگذارم تا حضور من هم به عنوان فرد یا رده ای در میان آنها که می آیند و می خوانند و فکر می کنند حس شود، مطمئنن هستند دیگرانی که اگر بیایند و بیاندیشند حاصل و ثمر خوبی خواهند داشت.

    با احترام به شما و خوانندگان

  11. خیلی ممنون از زحماتی که کشیدی. من هم سوالاتم رو برای ادیتور اشپیگل یه ایمیل فرستادم که البته قابل مقایسه با کار شما نبود که با اصل کاری تماس گرفتی! به هر حال نتیجه و جوابهای ایشون هر چیزی که باشه مطمئنا جالب توجه است. باز هم ممنون از زحماتتان

  12. من تنها در این مورد از شما یک سوال دارم جناب نویدار که اگر به آن پاسخ دهید از شما متشکر خواهم شد؟
    آیا منشور صلح بین الملل در حال حاضر خود یاوه ای بزرگ نیست؟چقدر کشور هایی که پرچم دار این منشورند به آن پایبندند؟
    ==================================================
    ما خیلی منشورها و پیمان های بین المللی داریم که از سوی بسیاری از کشورها امضا شده اند و از سوی بسیاری نیز زیرپا گذارده می شوند. این دلیل بر این نیست که این پیمان ها «یاوه» هستند. برعکس این خوب است که مثلا ایران پیمان NPT را امضا کرده است یا منع کار کودکان و بسیار دیگر. امضای یک پیمان آسان است، پیاده کردن آن دشوار. به ویژه اگز کشوری به هر دلیلی چون تغییر حکومت، نخواهد به پیمانی پای بند بماند.
    وجود این پیمان ها در کوتاه مدت باعث می شود که کار کشورهای خاطی کمی دشوار شود و هم زمان امکان فشار بین المللی بر آنها باشد. در دراز مدت نیز این کشورها کم کم به این پیمان ها با فشار داخلی و بین المللی بیشتر و بیشتر پای بند شوند و پیمان ها از روی کاغذ به عمل درآیند.
    شاد باشید
    نویدار

  13. من خوب ماهیت این پیمان ها را می دانم جناب نویدار فقط می خواستم شما مقایسه ای انجام دهید بین کوروش و کشور هایی که در حال حاضر شعار بشر دوستی سر می دهند وبه این بهانه حکومت های دیگر را زیر سوال قرار می دهند.من خودم به این معاهده های بین المللی احترام می گذارم و امید دارم اما تا زمانی که کشور های قدرتمند دنیا همچون آمریکا که به عقیده ی من نمونه ی بارز و حتی قدرتمندتر حکومت کوروش در 2500 سال قبل هستند اینگونه دنیا را به بازی گرفته اند با این معاهده ها دو پهلو برخورد می کنند برای من اینها با کوروش فرقی ندارند و منشور های بین المللی آنها برای من همان منشور کوروش است و سوال دیگر من این است اینان چه چیز کوروش را زیر سوال می برند؟می خواهند بگویند منشوری که حالا دارند با منشور کوروش تفاوت دارد,منشور او غیر واقع ای بوده و منشور این ها واقع ای است و به آن عمل می شود, اینان خود می دانند برای ابر قدرت بودن,برای آقای دنیا بودن باید حقوق بشر را زیر پا گذاشت,این منشور ها را هم قرار می دهند تا عرصه را بر حکومت های دیگر تنگ کنند و همیشه برای خود راه فراری قرار می دهند.
    مطلب دیگر این است که آنقدر از برخورد ایرانیان دلگیر نشوید,پیکر ایرانیان سالهاست که از این کشور ها زخم های عمیقی برداشته است و دلیل اینگونه برخورد ها این است که خودشان و حکومتشان علم و آگاهی رابطه صحیح با این کشور ها را ندارند همیشه یک چاقو در دست دارند و با آن دیگران را می ترسانند به جای اینکه با درس گرفتن از تاریخ رابطه صحیح با این کشور ها و مردمانشان و فرهنگشان برقرار کنند.

  14. This article is fully westoxinized.

  15. کوروش یک پیامبر بود
    اگر باور نداری برو تخت جمشید و پاسارگاد

  16. خسته نباشید . مسولیت پذیری و پیگیریتان در فبال دستیابی به حقیقت رشک برانگیز و لذت بخشه . بسهم خودم سپاسگزار وخواستاربهترینها برایتان هستم .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: