ایرانیان و حیوانات خانگی: آیا ایرانیان مردمی عاطفی هستند؟

دیشب تلویزیون صدای آمریکا (VOA) در برنامه «میز گردی با شما» به وضعیت حیوانات در ایران پرداخته بود و از دو نفر فعالان انجمن حمایت از حیوانات ایران را دعوت کرده بود. آنها گزارشی از فعالیت های خود در ایران و وضعیت حیوانات خانگی دادند و از اردوگاهی که در هشتگرد برای نگهداری حیوانات نیازمند ساخته اند، گفتند. آنها از کسانی که به آنها کمک می کنند و به حیوانات رسیدگی می کنند و از دامپزشکانی که مجانی حیوانات بیمار را معالجه و جراحی می کنند، گفتند. انها از سربازان نیروی انتظامی (که این روزها تحت فرماندهی قاطع، راسخ و شجاعانه سردار رادان گرم شکار سگ های خانگی است) گفتند که از غذای روزانه خود به سگهای اسیر می دهند تا آنها زنده بمانند.
از دیدگاه یک تماشاگر احساس کردم که چقدر آدم مهربان در این کشور یافت می شود. اما این احساس لحظه ای بیش نبود. هر چند که خود از این مردمان با عاطفه در ایران بسیار می شناسم، معتقدم که اینها نماد جامعه ایران نیستند و از کارهای اینها نمی توان نتیجه گرفت که ایرانیان مردمانی حیوان دوست یا عاطفی هستند. نماد جامعه ایرانی آن دیگران هستند.
چند مورد را بگویم:
• در همین اردوگاهی که در هشتگرد است، الاغی هست که کمرش شکسته است. بار اول که این الاغ را به آنجا آورده بودند و در آنجا به او رسیدگی شده بود، چند نفر می آیند و با قول این که از این الاغ نگهداری کنند، او را می برند. پس از مدتی که از اردوگاه برای رسیدگی به سراغ الاغ می روند، می بینند که آنها بر خلاف قول از این حیوان مصدوم بار می کشند. الاغ را از آنها گرفته و به اردوگاه بر می گردانند و اکنون دیگر میهمان همیشگی آنجاست.
• چندی پیش خانمی از آشنایان ما در تهران که یک سگ دارد، آنگاه که سگ را برای گردش به خیابان برده بود، نیروی انتظامی سگ را می گیرد. به او می گویند که فردا مدارک شناسایی سگ را به قرارگاه تامین و امداد بیاورید و او را تحویل بگیرید. از آن روز سرگردانی 45 روزه این خانم آغاز می شود. هر روز او را از اینجا به آنجا می فرستند و قول فردا را می دهند. در این رفت و آمد ها او با خانواده های بسیار دیگری آشنا می شود که همه میان 20 تا 60 روز به دنبال سگ های دستگیر شده خود بودند. برخی از آنها به دادگستری شکایت کرده بودند و تلاش داشتند که از آن راه حیوان های خود را پس گیرند. برخی به این و آن مامور و سرباز رشوه داده بودند تا از وضعیت سگ ها اطلاعات بگیرند. تا این که یکی از سربازانی که رشوه گرفته بود، به آنها اطلاع داد که همه سگ ها را مسموم کرده اند و در جایی در جاده قم در بیابان انداخته اند. خانواده ها به آنجا در بیابان می شتابند و از 27 سگ مورد جستجو تعدادی سگ مرده و 5 سگ نیمه جان می یابند. سرباز به آنها گفته بود که به سگ ها تنها دو بار در هفته نان خشک و آب می داده اند. خانواده ها سه روز در آن بیابان به دنبال سگ های دیگر سرگردان بودند تا در این میان یک ماشین پراید پیدا می شود و راننده به آنها می گوید که افسر نیروی انتظامی است و 9 سگ را زنده با خود برده است و در برابر دریافت 2 میلیون تومان حاضر است آنها را بازگرداند. خانواده ها 2 میلیون تومان را گردآورده و می پردازند و خانم آشنای ما نیز سگش را می یابد. بدن سگ بیچاره پر از زخم و عفونت در چشم بود و 4 کیلو وزن از دست داده بود. این خانم که مدت ها می گریست، می گفت که سگش در خانه 2 لیتر آب و شیر را یکجا خورده بود و هنوز زیر درمان است. او 3 بار و هربار 200،000 تومان و یک بار نیز با دیگران در جمع 2 میلیون تومان برای یافتن سگش پرداخت کرده است.
• مساله نجس بودن سگ که هیچ گونه پایه و اساس علمی ندارد، به دشواری بزرگ این حیوان بدل شده است و ایرانیان آمادگی کوچکترین تردیدی را نیز در این مورد ندارند. دکانداران دین هم گویا به صلاحشان نیست تا راهی برای این داستان جعلی بیابند. از دید من اگر آنها بخواهند، می توانند در بدن سگ نیز فلس پیدا کنند و این حیوان مهربان و دوست بی قید و شرط انسان را «تمیز» اعلام کنند.
• اگر داستان هایی که می گویند، درست باشند، ایرانیان نخستین مردمانی بوده اند که سگ را اهلی و عضو خانواده خود کرده بوده اند. این فرهنگ از ایران به غرب رفته است. حال این سردار رادان شجاع و سردسته اوباش تهران بگوید که با کدام فرهنگ غربی دارد مبارزه می کند؟
• یکی از تفریح های پسران در ایران سنگ پراکنی به گنجشک هاست. فکر می کنید اگر در خانواده های آنها عاطفه حاکم باشد، باز هم چنین کاری می کنند؟ آیا گنجشک ها نیز نجس هستند؟
• تفریح دیگر گربه کشی است، بستن قوطی به دم گربه و رها کردن او یا آتش زدنش است. هر که فکر کند، از این موردها یادش می آید. گربه چی؟ آیا گربه هم نجس است؟
• در بسیاری از روستاهای ایران (که گمان می رود عاطفی تر به حیوان برخورد کنند) این گونه است که روستاییان در بهار و تابستان الاغ های خود را به کار سنگین می کشند و در پاییز و زمستان آنها را در بیابان رها می کنند چون نمی خواهند هزینه کاه و علف آنها را بدهند. در حاشیه بیابان های خشک مرکزی ایران همیشه گروه هایی از الاغ های سرگردان را می بینی که ناامید به دنبال آذوقه هستند. حیوان هایی کاملا بی دفاع که چون در خانه بزرگ شده اند و در خدمت آن جانور دوپا بوده اند، زندگی در طبیعت وحشی را بلد نیستند.
• 1،5 سال پیش که در تهران بودم، روزی با همسرم در خیابان می رفتیم که گربه ای را دیدیم که گویا پاهایش فلج بودند و با کمک دستهایش خود را روی آسفالت زمین می کشید. او را گرفتیم و در فکر این که چه کنیم با خود به خانه آوردیم. در میان راه چند همسایه که ما را می شناختند، جریان را پرسیدند. برخورد آنها پس از شنیدن جریان این بود: ای بابا، شما هم یا بیکاری یا حوصله زیادی داری. ولش کن اینجا تو پارک. از اینا اینجا زیاده. حتی یک نفر از آن 6-5 نفر کوچکترین تفاهمی برای کار ما که گربه را گرفته بودیم، نشان نداد. این که پشت سر ما چه چیزهایی می توانند گفته باشند، برای من که با فرهنگ حقیر این گونه آدم ها آشنا هستم، کار دشواری نیست. به هر رو، گربه را به کلینیک دانشگاه تهران بردیم و پس از عکس برداری از ستون فقراتش به ما که گمان داشتیم که شاید با ماشین تصادف کرده است، گفتند که نه، او را با لگد زده اند. نه یک بار! بلکه دو بار آن هم با فاصله! تصور کنید که کسی گربه ای را که شاید 4 ماه هم نداشت، جوری با لگد می زند که از پا می افتد. پس از شاید چند هفته که حیوان خود را از اینجا به آنجا می کشاند، یکی دیگر سر می رسد و دوباره او را با لگد می زند.
پس از آنکه 3 ماه گربه را با معالجه فراوان نگاه داشتیم، از آنجا که باید از ایران بر می گشتیم، او را با کمک دامپزشکش به خانمی سپردیم که از یازذه گربه دیگر نیز نگاهداری می کند که همگی مورد ملاطفت تهرانی های «متمدن» قرار گرفته و نقص عضو دارند؛ فرشته ای که بخشی از آتلیه عکاسیش را در اختیار این دوازده گربه گذاشته و به آنها می رسد. در آنجا گربه هایی نابینا، بدون پا یا دم یا فلج دیدیم که با کمک فرشته نجاتشان به وضع خود خو گرفته، دوباره شادی زندگی را باز یافته اند و با یکدیگر بازی می کنند.
• از کودکی هر گاه در تلویزیون حیوانی را از غرب می دیدیم که تمیز و آرایش کرده بود و یا چون کودکی به او می رسیدند، اطرافیان می گفتند: این غربی ها چقدر بیعار هستند. اینجا و آنجا مردم دارند از گرسنگی می میرند آنوقت اینها برای سگ و گربه اینهمه خرج می کنند. این حرف ها بار منفی انتقال می داد که گویا اگر در آنجای آفریقا مردم از گرسنگی می میرند، در اروپا یا آمریکا کسی نباید به سگ و گربه برسد. اکنون که به این حرفها که هنوز هم در ایران شنیده می شوند، می اندیشم به این نتیجه می رسم که گویندگان اینها باید خود مشکل عاطفی داشته باشند و یا آدم های کم عاطفه ای باشند. به بیان دیگر، کسی که به یک حیوان نیازمند کمک نمی کند، به یک انسان نیازمند نیز احتمالا کمک نخواهد کرد و رابطه او با انسان ها نیز باید رابطه ای با دشواری های عاطفی باشد.
هر چند که از مورد حیوانات پرت می افتیم، ولی داستان عاطفی بودن ایرانیان چون بسیاری از تعریف و تمجید های پر از خود بزرگ بینی، بیش تر از سوی خود آنها گفته می شود و نه از سوی دیگران در باره ایرانیان. برای من همواره این سوال است که چگونه می توان مدعی عاطفی بودن یک ملت بود و این را به همه ایرانیان گسترش داد و شاهد بود که در این کشور در سی سال گذشته صدها (یا هزاران) مورد به دار آویختن، سنگسار انسان ها و شلاق زدن در خیابان ها، با حضور و یا شرکت فعال مردمان روی داده است. چگونه می توان ملتی را که گوسفند زنده را در برابر چشمان دیگران و با حضور کودکان در خیابان می کشند، را عاطفی دانست؟ ایا تاکنون شاهد یک اعتراض کوچک مردمی ( و نه از سوی بخش کوچک روشنفکران) بر علیه اعدام خیابانی و یا از آن وحشیانه تر، سنگسار بوده اید؟

.این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

Advertisements

35 پاسخ

  1. راست ميگي به خدا
    نميدوني از بچگي وقتي زوزه هاي دردناك يه سگي رو ميشنيدم كه دارن بهش سنگ پرت مي كنن تو دلم چه غوغايي ميشد
    مخصوصا اينكه سگها چشمهاي معصومي دارن
    به خدا اين حيووناي بي زبون دل ادم رو كباب مي كنن
    ولي تو كشوري كه جون ادما مفت نمي ارزه كي به اون زبون بسته ها فك ميكنه؟
    چيزايي كه راجع به ايرانيا ميگي راسته

  2. سنگ پرانی به حیوانات(که نسبت به 20 سال پیش خیلی کمتر شده) لگد زدن و کارهای نیروی انتظامی چه با حیوونها چه با آدمها همه این کارها غلطه. ولی فرهنگ ما کلا حیوانات خیابانی را کثیف می دونه. گربه که دیگه نجس نیست. کافیه موی گربه تو خونه پیدا بشه. تمام خونه باید آب کشیده بشه. این در مورد پشم هرحیوونی صادقه. شما میگی بیاییم فرهنگ را عوض کنیم؟
    این که میگم سنگ پرت کردن و اذیت گربه ها کمتر شده واقعا همین طور هم هست. تو محله ما گربه ها اصلا یه خودشون زحمت نمیدهند از سر راه بروند کنار. همین طور لم می دهند و از انسانها هم ترس ندارند. یکیشون هست وقتی که بچه دار میشه کلا یک قسمت از پیاده رو را به تصرف خودش درمیاره و ما باید از خیابون رد بشیم.

  3. بسیار محظوظ شدیم رفیق.

  4. مقاله ي خيلي خوب و تاثير گذاري نوشته بوديد اما شما هم طوري به اين مساله پرداخته ايد كه گويا همه تو ايران بي عاطفه و حيوان آزارند ، و البته قبول دلرم كه عده اي از ايرانيان حيوان آزار و شمار زيادي از آنان نسبت به حيوانات بي علاقه اند.
    من خودم عاشق تمام گونه هاي حيواناتم و واقعا دوست داشتم به آنها كمك كنم و براي اين وضع كاري انجام دهم اما نمي دانم چه كاري بايد انجام دهم؟
    اما باور كنين دكتر فاوست راست ميگه تو محله ما هم همين طوره ،‌گربه ها اصلا ما رو به حساب نميارن!

  5. البته همانگونه که در خود نوشته اشاره کرده بودم، این روشن است که بخشی از مردم این گونه نیستند. سخن من این است که کمبود عاطفه (چه در مورد حیوانات یا چه در مورد انسان ها) یک بحث اجتماعی است.
    نمی خواستم در نوشته خود زیاد حاشیه بروم. اما توجه کنید که ما دشواری های زیادی در جامعه ایران داریم. حال اگر شما و شماری دیگر این گونه نیستید، دلیل بر این نمی شود که این مشکل وجود ندارد و یا اگر کسی آن را طرح می کند، ناحق همه را در یک کاسه می گذارد. این گونه نیست. به چند مورد دیگر توجه کنید:
    – در برخی از روستاهای ایران افراد پیر و از کار افتاده را بدون غذا می گذارند تا بمیرند. البته این کار آن گونه آشکار انجام نمی شود که بتوان کسی را مجرم دانست.
    – ما در تمام ایران قتل های ناموسی داریم که قانون نیز آن را مجاز می داند.
    – در قانون جزایی ایران کشتن فرزند از سوی پدر و پدربزرگ جرم نیست و شامل قصاص نمی شود. در جنوب ایران (به ویژه در خوزستان) این کار در عرف مردم است.

    همه این چیزها هست و ما هنوز حتی یک مورد اعتراض اجتماعی نداشته ایم. من از آن رو اینها را می گویم که در کشورهای دیگر که هر کدام از این چیزها روی می دهد، شاهد جنبش اجتماعی به هر شکل ممکن هستم. اما در ایران خبری نیست.

    آیا هنوز هم فکر می کنید که می شود ایرانیان را آنگونه که خود مدعی هستند، مردمانی پرعاطفه و مهربان و خون گرم و غیره نامید؟ از دید من سکوت بهتر است.
    شاد باشید

  6. احسنت به روحیه

  7. Once there was a heated debate and discourse between the Master “Socrates” and one of his disciples, regarding the yardstick or barometer of measuring human being attitudes and behaviors.

    Socrates without hesitation indicated 2 criteria’s which are quintessential – first of all behavior of humans toward MINORITIES (he immediately clarified all sort of minorities, religion, political, creed, folks, skin colures) and second of all human attitudes towards ANIMALS and BEASTS.

    The bottom line is that after more than 2200-year that is the GOLDEN RULE.

    It is certainly a paradox and irony that in the land of cradle of civilization – GRECCE – the situation and condition are not much better than the other cradle of civilization – PERSIA

    Werde, was Du noch nicht bist, bleibe was Du jetzt schon bist; in diesem Bleiben und in diesem Werden, liegt alles Schöner hier auf Erden.
    Franz Grillparzer

  8. خیلی دردناک بود. با اینکه می دونستم در ایران رفتار خوبی با حیوانات نمیشه نمی دونستم که وضع اینقدر فجیعه.
    منهم بارها با این عکس العمل روبرو شدم که «بابا شما ها هم حوصله دارید!» دلیل نمی شود که چون وضع انسانها بد است کسی به فکر حیوانات نباشد. تازه انسانها اگر بخواهند می توانند از خودشان دفاع کنند ولی حیوانات زبان بسته باید چه کار کنند؟
    یادم نیست کی بود که گفته بود: «دموکراسی یعنی حمایت از ضعیفترینها.» برای همین من اعتقاد دارم که برای رسیدن به جامعه ای که همه در آن حق و حقوقی دارند باید یاد بگیریم و یاد بدهیم که آن حیوان زبان بسته هم حق و حقوقی دارد.
    حالا اینکه چرا صدایی از کسی در نمی آید و اینهمه ظلم و بدبختی را تحمل می کنند، منهم مانده ام.

  9. با تشکر، گزارش روشنگرانه ای بود
    امروزه ایران دارای 2 مشکل آموزشی فرهنگی عمده چه در تربیت کودکان در خانواده، چه مدارس و دانشگاهها و چه رسانه های عمومی نژادپرستی عمدتا آریامحور و افراطی گرایی مذهبی
    این دو مشکل امروزه در تمام شئونات مملکت رسوخ کرده به طوری که به راحتی دستاویز پرورش دیکتاتوریهای مدرن و دهشت انگیز در قرن اخیر شده است

    یکی از این مشکلات تاب و تحمل برابری حقوق و زندگی مسالمت آمیز با افراد از زبان، ریشه های قومی و نژاد دیگری را باقی نمی گذارد و آن دیگری تاب و تحمل شنیدن عقیده مخالف و زندگی کردن کسانی با عقاید مخالف در کنار افراطی گرایان مذهبی را باقی نمی گذارد به عبارت دیگر تحمل هیچ انسان غیرخودی را ندارند، تحمل حیوانات را داشته باشند؟!!!

    با وجود این مشکلات توسعه دهنده عقاید وحشیانه که منجر باعمال وحشیانه تری و غیر انسانی می شود، چگونه می توان از خودشیفتگان چه از نوع نژادپرستان آریا محور آن و چه از نوع افراط گرایان مذهبی، انسان دوست بودن و عاطفی بودنشان را به راحتی قبول کرد؟!!!

  10. کلیت مقاله ی شما رو درست می دونم و با شما موافقم. مسلما همیشه در هر جامعه ای عده ای در اقلیت قرار دارند و با اکثریت افکار و رفتار مشابهی ندارند همونطور که در ایران هم عده ای با فرهنگ و مهربان هستند اما این دلیل نمیشه که واقعیت رو انگار کنیم. جامعه ی ایرانی از فقر فرهنگی شدیدی برخوردار است که البته خود این فقر ریشه در مسائل گسترده تری دارد و از جاهای دیگه تحمیل میشه که جای بحثش اینجا نیست.
    به هر شکل از مقاله اتون متشکرم که گوشزدی کردید برای کسانی که شاید بها بدهند به این مسائل.

  11. تاريخ داريم، هنر داريم، حماسه داريم، ثروت داريم، ادبيات داريم، استعداد داريم، زيبايي داريم، طبيعت داريم، احساس داريم، وجدان داريم، علم داريم، همه چي داريم همه چي…

    فرهنگ نداريم نداريم نداريم نداريم

  12. allgemein
    Ausnahme

    من جائی خوندم فرهنگ یک کشور را میتوان از احترامی که به حیوانات میگذارند شناخت حالا کشور ایران که به جز قشره بسیار کوچکی از ان کوچکترین احترامی برای حیوانات قائل نیست چطور باید مورد قضاوت قرار بگیرد کشوری که مردم ان نه تنها برای حیوانات برای دیگر اندیشان برای مردم دیگر ادیان احترامی قائل نیست البته من از allgemein حرف میزنم Ausnahme همیشه هست وقتی انسانها رو نجست مینامیم فقط به علت دینشان چه انتظاری از این جامعه باید داشت

  13. میشه گفت کلا فرهنگ رفتاری تو ایران خشن و زمخته وازخانواده شروع میشه تا برسه به اجتماع و بالعکس.واینکه ریشه در چه چیزهایی داره شاید هممون بدونیم و داریم می بینیم این خشونت رو در اجتماع والاغیر.یادمه تو دوران بچگی به مردابهای کوچک نزدیک خونمون می رفتیم و با تیر کمون و سنگ قورباقه می کشتیم یا با تفنگ بادی به جون گنجشکها می افتادیم.یه بار یکی از بچه ها که از بقیه بی رحمتر بود جلو چشم هممون یه گربه رو دار زد!؟و این تفریح ما بود.
    تو کشور ژاپن تقریبا تو هر شهری باغ وحش و آکواریوم های بزرگ هست.توی هر باغ وحش قسمتی برای کودکان هست که در اونجا با حیوانات کوچک و اهلی از قبیل موش(HAMSTER),جوجه و غیره بازی کنندو اونها رو لمس کنند و یا غذا بدهند بشون.البته خیلی با احساس و تربیتهای خاص حیوان دوستی شون.و در آخر هم به خاطر رعایت بهداشت باید در دستشویی مخصوصی که اونجا هست دستاشون رو با آب و صابون بشورند.در آکواریوم هم به همین ترتیب لمس کردن نرم تنان بی آزار دریایی مثل ستاره دریایی.
    من هنوزم که هنوزه از دست زدن به گربه و سگ چندشم می شه,دست خودم هم نیست….
    و گفت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم و بی آنکه بدانیم کجای این دنیا ایستاده ایم.

  14. ba salam
    motasefaneh dar keshvari ke ensanha nesbat be ham dochare bitfavoti hastand va be hogoog-e ebtedaee ham ehtram nemigozarand, nemishe dar anja farhang-e heyvan doosti jostejoo kard.
    be gole yek sheri ke roy yek kamiyon bood
    dar an jaee ke mardanesh asa az koor midzdan
    man az nabavari eshg o mohabat jostejoo kardam

  15. من نمی دانم مهربانی با حیوانات چه ربطی به گرسنگان آفریقا دارد!
    مثل این است که بگویی تا وقتی در آفریقا مردم گرسنه هستند هیچ کس حق ندارد باغچه گل داشته باشد.
    اینها در طول هم قرار دارند. من دلم می خواهد از آنهایی که گرسنگان آفریقا را علم می کنند بپرسم شما که دغدغه ذهنتان بیچارگی آفریقایی هاست در تمام عمرتان کاری برای آنها کردید؟ حتی یک کمک مالی کوچک به یونیسف؟ لابد چون برای گرسنگان آفریقا کاری نمی شود کرد تا اطلاع ثانوی از هر کار دیگری هم باید دست کشید .
    مهربانی کردن را باید به بچه هامان یاد بدهیم. خیلی چیزها یاد گرفتنی است.

  16. در کشوری که به انسان هایش رحمی نمیشود چنین انتظارتی بی مورد است.

  17. به مواردی که اشاره کردید سو استفاده های جنسی از حیوانات را هم بیافزایید من در استان گلستان زندگی میکنم و لااقل در این استان با چنین مواردی چندین بار مواجه شدم.یادم می آید که یکی از همکلاسی ها از تجربه جنسی خود با خر سخن میگفت یا یکی از اقوام میگفت روزی در دامداری دیدم که یکی از کارگرها با گاو جماع می کند و من اخراجش کردم تازه از مواردی مثل نزدیکی با سگ هم اطلاع دارم یکبار پدری بخاطر اینکه آلت پسرش در مقعد سگ گیر کرده بود مجبور شد سگ زبان بسته را بکشد.من خودم آمار دقیقی ندارم اما با چنین مواردی چندین بار روبه رو شدم و مثلا می دانم که نزدیکی با خر یا الاق در ناحیه کوهستانی هزار جریب که در مسیر گلوگاه به دامغان قرار دارد به شکل نگران کننده ای رواج دارد.
    شما می توانید این موضوع را با دین اسلام ایرانی مرتبط بدانید اما اصل اسلام و مفاهیمی مثل نجسی و پاکی هیچ نقشی در این موضوع ندارند اسلام نمی گوید به سگ دست نزنید می گوید نجس(کثیف) است و برای برطرف کردن نجاست راه حل می دهد ضمنا بحث رسیدگی به حیوانات بیمار و آسیب دیده از بحث نگهداری حیوانات و قرار دادن آنها در شرایط و محیط انسانی جداست که من با دومی مخالفم و مورد قربانی کردن حیوانات در محل در اماکن عمومی هم که حتمن اینبار هم قصد داشتید اسلام را مقصر جلوه دهید باید بگم امروزه اکثریت مطلق ایرانی ها لااقل بخاطر روحیات کودکان خودشون اونها رو از چنین محل هایی دور میکنند و نکته دیگه اینه که در قبایل آفریقایی و قبایل سرخ پوستی کودکان از کودکی یاد می گرفتند حیوانات رو شکار و مصلح کنند اما در تمام طول عمرشون بهترین نوع همزیستی رو با حیوانات و طبیعت داشتند.

  18. agha man tazegi ye blog too wordpress ijad kardam harkari mikonam sign in nemishe,be nazaret moshkelet chie?

  19. بدرفتاري با حيوانات به هيچ وجه توجيه پذير نيست. اما من با «نگهداري از حيوانات» كمي مشكل دارم.
    اول اين‌كه هدف از نگهداري حيوانات چيست؟ آيا آن‌ها قرار است خلاء عاطفي را برايمان پر كنند؟ آيا آن‌ها وسيله سرگرمي ما هستند؟ آيا حيوانات به حمايت و نگهداري ما نياز دارند؟ چرا ملاك عاطفي بودن انسان‌ها را توجه و نگهداري از حيوانات دانسته‌ايد؟
    عملكرد پليس ايران در برخورد با سگ‌ها به هيج وجه قابل دفاع نيست… اما من احساس مي‌كنم ايراني‌ها از نگهداري سگ و ديگر حيوانات بيشتر به دنبال مدگرايي و نوعي «كلاس» هستند.
    جدا برايم سووال است كه حيواني را كه قرار است در طبييعت باشد، آزاد باشد، براي بقايش بجنگد تلاش كند و حتي كشته شود را بگيريم و در خانه‌اي كه براي رفاه خودمان طراحي كرده‌ايم اسير كنيم كه مثلا به او لطف كرده‌ايم؟
    به شخصه سيستم طبيعي حيات را بيشتر مي‌پسندم تا «لطف»ي كه انسان با اسير كردن حيوان به او مي‌كند.
    از اين كه يك سگ به دنبال غذا بگردد، شكار كند و براي غذايش زحمت بكشد بيشتر لذت مي‌برم تا اين‌كه بخواهم با غذاهاي گران‌قيمت مصنوعي او را تغذيه كنم.
    من اگر در جنگل يك خرگوش زخمي ببينم و بدانم كه قرار است خوراك درندگان شود، هيچ تلاشي براي نجات او نخواهم كرد. ترجيح مي‌دهم برچسب «بي عاطفه» و «بي رحم» بخورم تا سيستم طبيعي زنجيره غذايي جنگل را به هم بزنم.
    به هر حال به نظر من «نگهداري» از حيوانات به نوعي اسير كردن آن‌ها است و به هيج وجه ملاك مناسبي براي سنجش عاطفه نيست.

    • هر کسی برای ارتباط با حیوانات انگیزه خاص خود را دارد که می تواند با انگیزه دیگران متفاوت یا مخالف باشد. بله، حیوانات می توانند وسیله سرگرمی، پر کردن تنهایی یا خلاء عاطفی باشند.
      ملاک عاطفی بودن انسان ها را نگهداری از حیوان ها ندانسته ام. بلکه این یکی از نشانه های رشد عاطفی انسان است.
      این که ایرانی ها به گفته شما با نگاهداری حیوان به دنبال “مدگرايي و نوعي «كلاس»” هستند، تنها به خودشان مربوط است و جامعه تها باید چارچوبی برای نگاهداری از حیوانات جهت جلوگیری از ایجاد مزاحمت برای دیگران روشن کند.
      توجه داشته باشید که برای بسیاری از انسان ها حیوانات نزدیک تر از یک فرزند است و این امری است شخصی که ارتباطی به دیگران ندارد. تمسخر آنها، ان گونه که در ایران شاهد آن هستیم، نشان گر کمبود عاطفی تمسخر کنندگان است.
      که گفته است که جای حیوانات در طبیعت وحش است و جای انسان در شهر؟ حیوناتی چون سگ یا گربه کاملا خود را با اطراف خود تطبیق می دهند و اگر در شهر و در خانواده انسانی بزرگ شوند، دیگر قادر به زندگی در کوه و بیابان نیستند، همان گونه که اگر شما در تهران بزرگ شده باشید، قادر به زندگی در یک روستای کویری، در قطب شمال در یک چادر یا در یک غار چون انسان های نخستین نیستید.
      شاد باشید

  20. بدرفتاری با حیوانات مختص ایرانی ها نیست، کلا بدرفتاری با حیوانات بروز خشونت انسانیه، با وجودی انیکه صرفا از سر تجربه شخصی صحبت می کنم، فکر می کنم آزار حیوانات توسط پسرها و مردها انجام می شه و زنها با حیوانات مهربان تر هستند. خشونت علیه حیوان هم بیش از هرچیز ناشی از جهل و عدم تربیت است. تاثیر محیط ایران در پرورش ایرانی ها و انتقال فرهنگ از والدین به فرزندان فکر نمی کنم جای سئوال باشه. کشوری که هر نوع اعتراض به سنتهای مورد قبول قشر حاکم (هر نوع خوب، بد، بی اثر و …) با شدیدترین سرکوب مواجه می شه، چه جوری می تونه خودش رو اصلاح کنه؟ به هر حال پروسه اصلاح هم احتیاج به آموزگار، بستر کار، حوصله، منابع مادی، ذکاوت و عوامل موثر دیگه داره. به هر حال همین مهاجرت ایرانی ها خودش اعلام نارضایتی از وضع موجوده، ما از نسل پدربزرگهای مکتبی و مادربزرگهای بی سواد(یا در بهترین حالت کم سواد) هستیم (تازه این در مورد شهرهای بزرگه). تغییرات ایران با توجه به وضعیتش (پتانسیلش) در 60سال قبل خیلی زیاده. هیچ آدم منصفی منکر قتل های ناموسی، سنتها پدرسالارانه ضد زن، رفتار تبعیض آمیز با زن و اقلیت های مذهبی، ادامه سنتهای مذهبی بدون تفکر در مورد ماهیت و لزوم انجام آنها، رفتارهای به شدت قوام گرایانه از طرف تمام اقوام ایرانی (اکثریت واقلیت)، فقر فرهنگی به ویژه در مورد نحوه زندگی اجتماعی به ویژه شهرنشینی صنعتی و سایر نقاط ضعف بارز ایرانیان نیست. ولی شیوه رایج در وب سایت ها مبنی بر اینکه «اینقد ایرانی ایرانی نکن، ایرانی یعنی وحشی، یعنی آدم کش، یعنی این یعنی اون» مثل سیاستهای آموزشی ما در مدارس می مونه که بچه رو فلک می کردن تا یاد بگیره. شما هم با چک زدن به «ایرانی» به جای اینکه بهش بگی چرا باید اینکار رو کرد، می گردی دنبال زشتی های اخلاقیش و اونها رو می کوبی تو صورتش و به جای هدفی که داری این پیغام رو می دی که «تو هیچی نبودی، هیچی نیستی، هیچی نمی شی». ابراز انزجار از رفتارهای ایرانی، حتی ابراز انزجار از ایرانی بودن کار دشواری نیست، به خصوص اگه ایرانی رو با سنگ محک انسان مدنی غرب که محصول چند قرن مطالعه متفکران و همراهی و تحول جامعه و فضای آزاد رسانه ها برای تغییر اخلاقیات انسانها بسنجی. به

  21. Dear Bardia

    Every community at certain points in history needs people of courage whose most important characteristic is taking a stand for what is right.

    Most people do not take a stand because they do not want to suffer a loss.

    It is more convenient to resort to bargaining, some deal making, and projecting a positive image. But this is the communication domain of the merchant class; where are the dictates of conscience?

    The merchant class seeks maximum benefit with maximum convenience. It does not operate based on principle.

  22. سلام عزيز
    بحثي كه در پيش گرفته اي بسيار طولاني است و احتياج به استدلال و برهان دارد .بله حيوان ازاري همه جاهست و در بين جوامع عقب مانده بيشتر و مسئله اعدام در همين جوامع ضمن رفع مشكلات سياسي اقتصادي اجتماعي . فعلا يك ضرورت است …. اما اينرا هم بمن بگو : شما كه اينقدر فهيم و بااحساس هستيد دور و بر شخص شيادي چون ناصر پور پيرار چه ميكنيد ؟
    شادكام و پيروز باشيد

    • من دوروبر کسی نیستم. نمی دانم چرا این را می گویید. آقای پورپیرار نوشته مرا (و در واقع برگردان نوشته هفته نامه اشپیگل را) از وبلاگ من برداشته و در وبلاگ خود گذارده است. شاید از این رو که گمان می برد که شاید در راستای حرفهایش باشد. این را باید از خودش بپرسید. تا زمانی که منبع نوشته آورده شود، هر کسی هر چه می خواهد میتواند از وبلاگ من بردارد.
      اگر آقای پورپیرار نوشته های دیگر مرا که در راستای مواضع یهودی ستیز ایشان نباشد را هم در وبلاگ خود گذاشت، حساب است. اگر هم این کار را نکند، بر همگان آشکار خواهد شد. یار و یارکشی در دوران اینترنت دیگر مفهومی ندارد و من نیز نگرانی از این بابت ندارم.
      شاد باشید
      نویدار

  23. ممنون از اینکه به فکر حیوانات هستی اما در ایران عزیز اسلامی هیچ گاه تفکرات احمقانه تغییر نمی کند . چند روز پیش به عادت همیشه برای گربه های بیچاره توی کوچه مان غذا گذاشته بودم و مادر شوهرم مهمانمان بودند و غذا را در سطل زباله گذاشت و گفت برای یکی غذا میذاری که چشم و رو نداره نمی دانم این القاب رو کدوم احمقی باب کرده مثلا توقع دارن که گربه بینوا به خاطر چهار تا تیکه استخون که خودشون نمی تونن بخورن بلند شه جلوشون خم و راست شه یا کف کفششون رو لیس بزنه

    • این هم یکی از دیدگاههای عجیب برخی و به ویژه ایرانی هاست که ویژگی های انسانی را از حیوان انتظار دارند. در واقع خود را در مرکز قرار می دهند و رفتار حیوان را نسبت به خود می سنجند: سگ وفادار است یا سگ نجس است، گربه بی حیاست و وفا ندارد و دیگر حرفهای خودخواهانه.
      اگر انسان دست از این خودخواهی بردارد و برای یک حیوان ارزش و حق زندگی بدون توجه به این که برای انسان مفید است یا نه، قائل باشد، دیدگاهش عوض می شود. اتفاقا گربه بسیار هم با محبت و مهربان است. تنها باید عینک سیاه خودخواهی را از چشم بصیرت برداشت.
      نویدار

  24. I reckon you exaggerate some problems in Iran. In modern countries where they even live with pets, kids are not so nice to them as well, but their parents and teachers teach them to behave them kindly. However, I myself saw nobody kick cat or dog in Iran.
    ===================================================
    Dear Babak,

    if you have not seen things other people are pointing out and talking about, it doesn’t mean that they do not exist or someone is exaggerating. It needs a broader view and knowledge of the cultural and historical background to understand and explain certain behavior and to find a way out of it. Try to compare yourself with the best-in-class and work towards that level.
    Navidar

  25. Dark Medieval Ages

    http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,3539420,00.html

    Long Live
    Kingdom of Saudi Arabia

  26. Dear Navidar,
    Sorry to provoke you!
    Thank you for teacher figure anyway. Just some comments:
    1- I think you answered my previous comments, all in once. If you replied them separately, you would be responded one by one.
    2- Your first sentence: you are right; I did not say there is no problem, I said you exaggerate problems. Accordingly consider if you have seen things that other people have done you should not broaden it out to the culture of Iranians. Your personal experiments are yours. If you lived somewhere in Iran that people have been kicking God’s creatures, it is what came about in your life. If you and your missus saw these stuff it does not mean majority of Iranians do behave badly to animals. Besides, you made several examples and I made one. Please tolerate other Ideas otherwise you will see these cat-kickers around you on more. Reviewing others’ comments is recommended. Do they agree? Same? Different?
    3- Second one: It certainly needs broader knowledge of our backgrounds. But I did not get what you meant by ‘View’. If it was your view? I am sorry man, if it is a view which comes out from mentioned knowledge I am with you.
    4- Latter: I try my best. At least I read your blog regularly! I dislike being arrogant Lad, so I cut it here.
    5- By the way, why I bother myself to drop another comment? Unfortunately you were not able to get at me, reasonably in free world, opposite ideas have right to be broadcasted and I will be commenting increasingly as part of my hard work towards second best in ranking.

  27. 😉
    من هم فكر مي‌كنم بايد به صورت منطقه‌اي بحث بشه! رفتار مردم خيلي فرق مي‌كنه.
    من از يك محله‌ي كمي سنتي و سطح رفاه نسبتا خوب تهران هستم. اينجا به جز گربه حيوان ديگه اي نيست. سگ خانگي خيلي كم پيدا مي شه.
    ولي رفتار با گربه‌ها با اينكه خيلي زيادن خوبه! پياده رو رو كه اشغال مي‌كنن و لم مي‌دن چون خيابون خطرناكه! تابستون ها (مثل همين امروز) از صداي جيغ و فريادشون ساعت 5 صبح بيدار مي‌شي! زمستون‌ها هم تعداد اون‌ها در ساختون از تعداد سكنه بيشتره!
    زمستون پارسال يادمه يك بار در آسانسور رو باز كردم كه يه چيزي پريد بيرون! ديدم يه گربه بوده! حالا چه قدر منتظر بوده يكي درو باز كنه …. يه بارم يكي شون خيلي گشنش شده بود اومده بود طبقه ي چهارم پشت در خونه‌ي ما! چقدر پارسال لاشه‌ي گربه‌ي يخ زده تو بلوار‌ها پيدا مي‌شد! پس همه‌ي سكنه راحت گربه ها رو به شوفاژ خونه راه مي‌دادن!
    ولي در عين حال در جاهاي ديگه‌ي همين تهران گربه هاي كه معلوم بودن با كتك له شدن زياد ديدم. گربه هاي دم بريده!
    يه دسته بال كامل پرنده! يا نصف بدن يك پرنده! 😦 به هر حال فكر مي‌كنم اينها اقليت باشن.
    من فكر مي‌كنم بايد رفتار مسالمت آميزي داشته باشيم. يه جور هم زيستي! اينها كه براي ما خطري ندارن! خوبه آدم در زندگي ش هر جونوري باشه ولي گرگ نباشه! فكر مي‌كنم گرگ تنها جونوري باشه كه بيشتر از نيازش مي‌كشه!

  28. یکی از بزرگترین حسن همشهریای ما اذیت نکردن حیووناست!هیچ جای ایران همچینچیزی ندیدم!نمیدونم کسی که نسبت به یک حیوون زبون بسته به آسونی ظلم و وحشی گری میکنه چطور باید انتظار برخوردها انسانی دیگه ازش داشت؟

  29. من کاملا»با متن بالا موافقم و از کسانی مثل آقای عرفان میخوام بپرسم آیا واقعا»تا حالا حیوان خانگی داشتن؟مشخصه جواب ایشان نه هست.اگر ایشان و امثال ایشان تا حالا لذت زندگی با 1 سگ را درک می کردن الان این حرفارو نمی زدن.تو ایران با حیوانات واقعا» بدرفتاری میشه نباید منکر آن شد وقتی سگ رو برای گردش روزانه بیرون میبری تنت باید بلرزه که پلیس نبینی.اون حیوان اینجا آفریده شده سهم اون از زندگی به اندازه 1 آدمه.در جامعه ای که نا پدری فرزندهمسرش رو می کشه افرادی میان وقت می گذارن با حیوان اخت می شن بعضا آدما به بچشون انقد نمیرسن.واکسن به موقع نمی زنن که ما به سگمون می زنیم بعد عده ای بی تجربه میگن غربزدگی یا با کلاسی اگه میخواست کلاس بذاره روی ماشین وتیپش سرمایه گذاری می کرد نه روی سگ زبون بسته.تازه مگه غرب بده ما که در تمامی زوایای زندگیمون درحال تقلید از اوناهستیم 1تحریم کافییست اون چیزایی که باتوجه به اتیکت روش ایرانیه قیمتش 3برابر شه من که از صبح تا شب کار می کنم و هیچ تفریحی ندارم بجز اینکه عصرا با سگم برم بیرون و دیگه فامیلو به دلیل مشغله زندگی ها سالی 1بار میبینی چه فرقی بین غرب و شرقه حداقل خیلی از ما جلوترن و ما هنوز درخم 1کوچه ایم و چون آینده ای نداریم به گذشته افتخار میکنیم

  30. در مورد دوستانی که گفته بودند گربه ها لم می دهند توی پیاده رو و نمی ترسند باید بگویم این که خیلی عالیه یعنی شما در کوچه ای زندگی می کنید که مردم بی آزاری دارد مردمی که مرض حیوان آزاری یا سادیسم ندارند و در نتیجه برای شما هم بی آزار تر هستند چون گربه ها در حضور آنها احساس آرامش می کنند و فرار نمی کنند
    گاندی در یک جمله زیبا گفته سطح فرهنگ و شعور یک ملت را از طرز رفتار آنها با حیوانات می شود فهمید
    پس افتخار کنید که همسایه های باشعور دارید .

  31. با سلام این چیزهایی که نوشتید داستانی بیش نیست مردم فریب شماها را نمیخورند برید ادم کشیهایی که در دنیا میشه را به قلم بیاریدمثل کشورهای منطقه زیاد دلتان به حیوانات نسوزه فکری برا انسانها بکنید اگر غیرت دارید

    • سلام، همیشه یک آدم نف…م مثل این احمد آقا پیدا میشه. ببینید چی نوشته!!!. احمد آقای عزیز هرموضوهی در جایگاه خودش قابل بحث است و باید به همه ی چالش ها پرداخت. با توجه به گفته ی گاندی که مردی بزرگ و مهربان و ناجی یک ملت و کشور بود براحتی میتوان سطح شعور و فرهنگ شما رو اندازه گرفت احمد آقا.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: