با شهاب 3 که را می خواهید بترسانید؟

پر کرده اند گوش فلک را با این موشک پرانی ها در این روزها در خلیج فارس. می گویند شهاب 3 تا 2000 کیلومتر برد دارد و این حرفها. ولی هر چه نشستیم از آقایان نشنیدیم که موشک های دیگران چقدر برد دارند. این هایی هم که پرتاب کردند هم نگفتند که آیا به هدف رسیدند یا نه. برخی دشمنان ضد انقلاب می گویند که دقت موشک های ایرانی 50 کیلومتر است. به به!

حالا چرا این ها را به مردم کوچه و خیابان می گویند؟ که چه بشود؟ پیامشان چیست؟ نگران حمله نظامی آمریکا یا اسراییل نباشید یا این که می خواهند بگویند که صدای شما در نیاید؟ مبادا به خیابان بیایید. شهاب 3 نمایش قدرت است برای مردم کوچه و خیابان؟؟ ارتش آمریکا که 30 سال پیش موشک های پرشینگ را آورده بود و در اروپا گذاشته بود. اگر شهاب حتی مشابه پرشینگ های آن زمان هم باشد، در مقایسه با تکنولوژی امروز چون موشکی است که با ذغال کار می کند. ما که نمی دانیم ولی کارشناسان نظامی بین المللی می دانند که اینها را باید در کدام رده قرار داد.

کدام کشور است که تمرین نظامی دارد و این قدر جارو جنجال راه می اندازد؟ آیا آقایان حافظ میهن که پز موشک کپی شده از کره شمالی را می دهند، یک بار هم گفته اند که آمریکایی ها یا اسراییلی ها که مثلا قرار است به ایران حمله کنند، چه دارند؟ آیا شهاب اینها می تواند از چنگ رادارهای آنها یا موشک های ضد موشک آنها چون «پاتریوت» در رود؟

اینها را نمی گویند و همین هر کسی را نگران می کند که دون کیشوت با شمشیر چوبی دارد آنقدر آسیاب را انگولک می کند که راه بیافتد.  هی آب به آسیاب تندرو های اسراییلی و جنگ طلبان آمریکایی بریزید. بعد باید دید احمدی نژاد را که آیا لباس رزم می پوشد یا …

مونوریل برای مکه

برخی از چیزها که در عربستان سعودی اتفاق می افتند، تنها در این کشور می توانند پیش آیند. عرب نیوز نوشته است که یک شرکت فرانسوی می خواهد در مکه مونوریل بسازد. این که مونوریل یک پروژه ورشکسته و نسبت به قابلیتش گران است، را همه می دانند و هیچ کدام از کشورهای سازنده آن در کشور خود آن را راه اندازی نکرده اند. اما در مکه مشکل دیگری نیز وجود دارد: چه کسی می خواهد این پروژه را پیاده سازد؟ غیر مسلمانان فرانسوی که اجازه ورود به شهر را ندارند وسعودی های مسلمان نیز کدام عرضه را دارند که از پس این یکی برآیند؟

یادتان هست که یک معمار آمریکایی در مکه یک هتل بزرگ ساخت، بدون این که یک بار وارد شهر شده باشد. او همه کارها را از روی تپه ای مشرف به شهر و با دوربین هدایت کرد.

ببینیم فرانسوی ها می خواهند چگونه از پس این مشکل برآیند. آنقدر این غربی ها گرم علم و پیشرفت تکنولوژی بوده اند که زمان برای فکر روی این مشکل جدی نگذاشته اند و زحمت اصلی تاریخی را سعودی ها کشیده اند.

 

اخلاق نزد ایرانی است و بس! 50 هزار تومان در پله ها …

یکی از دوستان چندی پیش جریانی را که برایش اتفاق افتاده بود، برایم بازگو کرد که اکنون در اینجا می آورم. داستان از زبان اوست، همان جور که گفته است.

برای انجام کاری رفته بودم به اداره ثبت احوال. کارم نزد یکی ار مدیران گیر کرده بود و مرتب بهانه این و آن را می آورد. آدمی بود ریشو و همیشه با تسبیحش سرگرم ورد و دعا بود. به یکی از همکاران که او را می شناخت، جریان را گفتم. خندید و گفت: او نرخش 50 تومن است. گفتم یعنی چه؟ گفت: یعنی او منتظر است که 50 هزار تومان به او بدهی تا کارت را انجام دهد. من ماندم که چطور این کار را انجام دهم. نه به این کار وارد بودم و نه به فکرم می رسید که این آدم به این ریش و تسبیح این کاره باشد. به هر حال نقشه اندیشیدم و رفتم آنجا. 50 هزار تومان در پاکتی گذاشتم که بروم به او بگویم که این پاکت را در پله ها یافته ام و شما این را به صاحبش بدهید. اگر این کاره بود که می گیرد و برای پاکی من هم دعا می خواند. اگر هم نبود، اتفاقی نمی افتد.

در میان راه به خود گفتم 50 هزار تومان زیادش است و 20 هزار تومان آن را برداشتم. سپس داخل دفترش رفتم و همان جور گفتم. نگاهی کرد و پرسید این چقدر است؟ گفتم 30 هزار تومان. گفت: آخه یه بنده خدا الان اینجا بود و گفت 50 هزار تومان گم کرده است. نکند شیطان به جلدت رفته و 20 هزار تومان آن را برداشته ای؟ من نیز گفتم: بله، ببخشید. من 20 هزار تومان آن را برداشتم. کار شیطان بود.

این گونه بود که کار من راه افتاد.

در اخلاق ایرانیان هیچ گاه تردید نکنید!