وصیت نامه فرعون – بخش دوم

نوشته زیر در هفته نامه اشپیگل چاپ آلمان در شماره 52 در سال 2006 به چاپ رسیده بود. این نوشته آخرین بررسی های تاریخی و یافته های باستان شناسی پیرامون تورات یا “عهد عتیق” را نشان می دهد که در ادامه و تایید یافته های گذشته است. نکته نوین جالب توجه در این نوشته طرح دیدگاه نوین پیرامون آمدگاه اندیشه تک خدایی است. این نوشته از آلمانی برگردانده شده که پیاپی در اینجا می آورم.

نویدار

===============

… بخش دوم

پیش از همه خود موسی مشکوک است. آسمن می گوید که این بنیان گذار، پیامی شوم از صحرای سینا نازل ساخت:” موسی میان مذهب راستین و مذهب دروغین تفاوت گذارد.” این به این مفهوم است: تنها خدای او خوب بود و دیگران بازیچه و الکی بودند. از دید آسمن با این کار موسی البته “نوگرایی انقلابی انجام داد که جهان را از اساس تغییر داد”، ولی نه به سوی بهتر شدن. پیش از آن در چند خدایی (Polytheism) این گونه بود: زندگی کنید و بگذارید زندگی کنند. اما یهوه همیشه تشنه انتقام بود و حق به جانب، قدرتی آسمانی که هیچ کس را در کنار خویش بر نمی تابید.

به گفته این مصرشناس از شهر کنستانس “گونه ای نوین از نفرت” پای بر جهان نهاد؛ “نفرت از مطرودان و بت پرستان.”

از این رو رقص پیرامون گوساله زرین در کتاب «خروج» (Exodus) می تواند چون صحنه ای کلیدی وانمود شود. آسمن می گوید: «موسی در آستانه قرارگاه نمایان شد و گفت: هر کس با خداوند است، نزد من بیاید.» رهبر از خشم می لرزد. هر گناهکاری باید بمیرد، می خواهد برادر خود یا عزیزترین باشد. در همان روز 3000 نفر از نافرمانان به غبار تبدیل می شوند.تصمیمی که یهوه تحمیل می کند و وحدتی که ارائه می دهد، هرگونه پیمان میان انسان ها را در هم می شکند.

جای تعجب نیست که متخصصان الهیات تحریک شوند. بحث داغی در می گیرد. چند هفته پیش اندیشمندان فرهنگی در لوزان گرد آمدند. در ماه مارس نیز کنگره ای در ابرنبورگ (Ebernburg) در نزدیکی ماینتس (Mainz) تشکیل خواهد شد. مارتین روزل (Martin Rösel) متخصص «عهد عتیق» می گوید: «آسمن با زیر سوال بردن اساسی پایه های اعتقادی، بحثی جنجالی برانگیخته است.»

برخی این اتهام ها را چندان مهم نمی دانند. آنها می گویند که (این سخنان) یک تصویر واهی و «نور انعطاف گرای» کافرانه ایجاد کرده اند و این تهاجم از سوی «موج دلبخواهانه پست مدرنیستی» است. اوتمار کیل (Ottmar Keel)سویسی که او نیز متخصص «عهد عتیق» است،اعتراف می کند که در ابتدا خداوند در کاربرد کلمات اشتباه می کرده است. اما حداقل پس از» آحاز» دوم در دوران اسارت بابل (از 587 پیش از میلاد) یهودیان اعتقاد تک خدایی پخته ای را ایجاد کردند. و جنبش مسیحیت از این نقطه کار خود را آغاز کرد. «این خدا سرشار از خوبی و مهربانی است.»

در این تردیدی نیست که یک بحث پایه ای اخلاقی درگرفته است. با وجودی که خدای قادر را مرده قلمداد کرده بودند، اکنون او به ناگاه دوباره در جایگاه اتهام نشسته است. هنوز او در نبود خویش نیز، خود را قدرتمند نشان می دهد.

با این بحث جنجالی هر دو طرف در آن واحد ریشه تک خدایی (مونوتئیسم) را نیز مورد نظر قرار داده اند. سخن بر سر این پرسش است که ایده یک خدای واحد در اساس از کجا می آید.

نئاندرتال ها در آن زمان آیینی ساده و معتقد به جهان دیگر داشتند و مردگان خود را با گل می پوشاندند. در آفریقا امروز نیز هنوز اجسام جادویی پرستش می شوند. هندو ها و بودیست ها نیز در آسیا راه دیگری به جز غرب رفتند. به راستی در محدوده کنعان چه چیزی در اساس متفاوت، پیش رفت؟

زمانی دراز گمان می رفت که پاسخ روشن است: «نبوغ مذهبی ویژه» یهودیان اندیشه خدای بی نهایت و بی تصویر را پیش از همه مردمان دیگر ساخته است. تاکنون در بررسی ها این نکات پایه ای بودند:

در حدود سال 1800 پیش از میلاد ابراهیم قربانی خود را به خداوند عرضه کرد.

در سال 1250 پیش از میلاد موسی از مصر مهاجرت کرد.

در سال 1000 پیش از میلاد پادشاهان کتاب مقدس، داود و سلیمان، امپراطوری یهودی را برپا ساختند. سرزمینی زیبا و درخشان که از فرات تا دریای مدیترانه گسترش داشته است و سلیمان فرمانروای آن بوده است.

هیچ کدام از این سخنان درست نیست و دین شناسان مجبور گشته اند که نظریه «دوران برنز» خود را بدرود گویند. شمار بسیار زیاد یافته ها در حفاری ها ثابت نموده اند که کتاب مقدس تاریخ زیبا شده ی اسراییل باستان را بیان می کند و حقیقت تلخ غیر قابل انکار، این است که بخش اصلی آن در سالهای میان 500 پیش از میلاد و 400 پیش از میلاد نگاشته شده است. مانفرد وایپرت (Manfred Weippert) انجیل شناس می گوید که عهد عتیق، «مجموعه ای است که در گذر صدها سال به شکل کنونی در آمده است.» چهره های اصلی گردآوری آن، روحانیون یهوه معبد اورشلیم بوده اند که در سال 586 پیش از میلاد تخریب و در سال 516 پیش از میلاد دوباره ساخته شد. سررشته این کار در این معبد محقر بر فراز کوه صهیون (آنجایی که اکنون مسجد الاقصی جای دارد) به هم می رسید. روحانیون ریشو با لباسهای بلندی که از آنها بند های آبی آویزان بود، در میان این دیوارها در رفت و آمد بودند. آنها گاو قربانی می کردند و در مراسم خود لاله گوش خود را به خون قوچ می آمیختند.

این پیروان خداوندگار جاوید، در بیان واقعیت چندان جدی نبودند. برند یورگ دیبنر (Bernd-Jörg Diebner) دین شناس از هایدلبرگ، می گوید: «انجیل سازان سرزمین خود را گلگون جلوه داده و رویاهای گذشته خود به عنوان یک قدرت بزرگ را در آن انعکاس می دادند.»

سرانجام با یاری باستان شناسی و از جمله کتاب پادشاهان تورات ( که کمی قابل استناد است) بود که ما را برای آن که دریابیم که واقعا چه رخ داده بود، یاری داد. واقعیت به صورت فشرده این بوده است:

پیرامون سالهای 900 پیش از میلاد در فلسطین دو حکومت ملی کوچک وجود داشته است. در شمال، «اسراییل» با حدود 500.000 نفر جمعیت بوده است و در جنوب «یهودا» با پراکندگی جمعیتی گسترده تر و با پایتخت اورشلیم قرار داشته است. مردمان این سرزمین ها هنوز بت های خود، از جمله بعل، مولوخ و پدر خدایان «ال» را می پرستیدند. یهوه در ابتدا تنها به عنوان خدای محلی آب و هوا در شمال صحرای سینا مورد پرستش بود. یربعام پادشاه (شاید 926 تا 907 پیش از میلاد) بود که گاو مقدس را برپا ساخت و این نماد یهوه بود.

تندروهای آن زمان در مخالفت با این تصویر سازی ابتدایی به اعتراض برخاستند: «جنبش یهوه واحد». این جنبش خواستار انتزاع بیشتر و معنویت بود و سیاست مذهبی حاکمان را مورد تهاجم قرار داد. پادشاهان، وزیران، روحانیون و پیامبران مقدس حکومتی، زیر فشار دایمی قرار گرفتند. این گروه در دو پیامبر «هواخاز» و «آموس» جلوه می یابد که حدود 750 پیش از میلاد می زیستند. آنها با خشم بر علیه بت پرستی مبارزه می کردند. این هشدار دهندگان کتاب مقدس به هر حیله ای دست می یازیدند. آنها مردم را به سرنوشتی شوم، پرنکبت و نفرین تهدید می کردند. «میشا» پیامبر (حکومت حدود 740 تا 705 پیش از میلاد) مردم را به زنا با بت های خویش متهم ساخت. همکارش «ایلیا» به این می بالید که در کناره کیشون، 450 روحانی «بعل» را کشته است.

تصویر یکم: موسی هنگام دریافت ده فرمان، گالری بلودر در وین، اطریش

تصویر دوم: پدران خداوند، تاثیر های مختلف بر تک خدایی یهودی

ادامه دارد…

بقیه نوشته را در اینجا بخوانید: بخش نخست، بخش سوم، بخش چهارم، بخش پنجم و بخش ششم.

Advertisements

4 پاسخ

  1. ممنون از این مطالبتون.

  2. جالب بود… خسته نباشی!
    قسمت اولش جالب تر بود!

    • با سپاس،
      البته این ترجمه یک نوشته طولانی از هفته نامه اشپیگل است و در جالب بودن یا نبودن آن من هیچ گونه دخالتی ندارم. بدیهی است که پس از خواندن همه آن می شود یک درک واحد از نوشته داشت که دلیل بر تایید همه دیدگاه های آن نیست.
      شاد باشید
      نویدار

  3. سلام
    خیلی لذت بردیم از این مجمموعه
    از ترجمه خوبتون ممنون
    آرزو میکنم ادامه پیدا کنه
    و موفق باشید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: