وصیت نامه فرعون – بخش یکم

نوشته زیر در هفته نامه اشپیگل چاپ آلمان در شماره 52 در سال 2006 به چاپ رسیده بود. این نوشته آخرین بررسی های تاریخی و یافته های باستان شناسی پیرامون تورات یا «عهد عتیق» را نشان می دهد که در ادامه و تایید یافته های گذشته است. نکته نوین جالب توجه در این نوشته طرح دیدگاه نوین پیرامون آمدگاه اندیشه تک خدایی است. این نوشته از آلمانی برگردانده شده که پیاپی در اینجا می آورم.

نویدار

===============

«تک خدایی» (مونوتئیسم، Monotheism) واقعا چگونه پدید آمد؟ مصرشناسان رد هیجان انگیزی را از سرزمین اهرام در کنار نیل تا اورشلیم پی گرفته اند. این چنین به نظر می آید که موسی در پیوند با اخناتون، «فرعون مرتد» مرموز قرار دارد.

آیا ایمان به یک خدای واحد به اجبار به یک دین خشن می انجامد؟

هزاران یهودی سرکش با فریاد «احاد» (خدا یکی است) در خیزش «مکبه»، نخستین جنگ مذهبی تاریخ جهان (سال 167 پیش از میلاد) کشته شدند. شکنجه گران آنها را به تخت شکنجه بستند و ناخن هایشان را کشیدند.

بر مسیحیان نخستین نیز بهتر از این نرفت. بیشتر آنها در سردابه های «کولوسئوم» ناپدید شدند و سپس با بالابر به میدان گاه آورده شده، با شادی رومیان کف بر دهان، جلوی شیرها انداخته شدند. پتروس حواری نیز بر فراز صلیب جان داد.

همه این شهیدان زندگی خود را به پای جنبشی دادند که نزدیک به 3000 هزار سال پیش در کنعان ریشه یافت. قبیله های سامی در آن زمان تصویر خدایی را ریختند که امروز 3،3 میلیارد یهودی، مسلمان و مسیحی به آن وابسته هستند. آنها با شاخه زیتون و شمشیر، اعتقاد به این پدر همگان بی تصویر را به جهان ارایه دادند. محمد («خدای ما و خدای شما، خدای واحد است») نیز به این امر یاری فراوان رساند.

این موجود کوهها را جابجا می کند، از آسمان باران ملخ می فرستد و آسمان و زمین را در هفت روز آفرید. گویا تنها در آوای ارگ های کلیسای مسیحی است که درخشش قدرت نمایی او جلوه خود را از دست داده است. یهودیان باستان خدا را با نام اختصاری یهوه (JHWA) می پرستیدند. او خود را در کتاب مقدس این گونه معرفی می کند: «من همان هستم که هستم.»

اما اکنون است که آمدگاه تاریخی این قادر متعال آشکار می گردد. مصرشناسان گهواره سرور را یافته اند. آنها ردی را پی گرفته اند که به فرعون مرموز، اخناتون (1353 تا 1336 پیش از میلاد) می رسد. او ششصد سال پیش از یهودیان بدعتی گستاخانه بنیان نهاد. او تنها سر به پرستش یک بت، موجود نوری آتن (Aton)، نهاد.

اکنون است که آشکار می گردد: با وجودی که اخناتون خیلی زود طرد شد، تابش کارهایش تا اسراییل نیز رسید. موسای کتاب مقدس، «شبح» همان «فرعون مرتد» از امارنا (Amarna) بود. پیام اساسی تازه علم دین شناسی این است.

البته این کمتر کسی را غافلگیر می سازد. هم زمان با نفوذ روزافزون و هر چه ژرف تر دانشمندان به هسته اصلی کتاب مقدس، در مغرب زمین ایمان کم کم از میان می رود. حتی کالوین اصلاح طلب در آن زمان نیز تلاش بر تربیت همه انکار کنندگان قدرت تعالی «با شلاق یا ترکه» داشت که هیچ نتیجه ای در بر نداشت. 300 سال پس از آن نیچه مرگ خدا را تشخیص داد. روح خردمند برای خدایی که انسان را از خاک شکل می دهد و در بوته تیغ دار آشکار می شود، جایگاهی نمی شناسد.

نتیجه اجتناب ناپذیر: «نسل جوان بدون خدا» (روزنامه فرانکفورتر آلگماینه) پا به میدان می نهد. تنها %23 شاگردان آلمانی به آموزه های کتاب مقدس آشنایی دارند. در ایالت های زاکسن و تورینگن بیش از نیمی از مردم بدون مذهب هستند. در ایالت شلسویگ هولشتاین این میزان به %40 می رسد.

کلیساهای مخروبه و صندوق های خالی! ارزیابی کلیسای پروتستان این است که تا سال 2030 پول دریافتی آنها از مردم به نصف کاهش خواهد یافت.

چندی پیش روزنامه «زود دویچه تسایتونگ» روند نزولی مذهب را «آرامش در صلح» خواند. البته دبگرانی هستند که احساس نگرانی دارند. یک حامی و حافظ متعالی در حال سقوط از جایگاه خود است. اما بسیاری نمی خواهند او را رها کنند. %64 از مردم آلمان به خدا ایمان دارند. اما به کدام یک؟

پیش از همه این حامیان سنت هستند که وحشت زده اند. آنها نگران این هستند که سیاست دولتی انسان دوستانه و ایجاد کمیسیون های اخلاق در دراز مدت نتوانند بنیان ارزش هایی چون زندگی اجتماعی و عشق به همنوع را در جامعه استوار سازند. از دید آنها بیشتر نیاز به گنبد های گوتیک، بوی خوش کندور و نوای سرودهای کلیسایی و هشدارهای دوری از گناه خالق توانا می رود.

اما اکنون پایه های این آخرین برج اخلاقی باروی استوار آن زمان لوتر (Luther) نیز به لرزش افتاده است. در صداقت اخلاقی خداوند تردید ایجاد شده است. اکنون سخن بر این است که «تک خدایی» اندیشه ای است خشن. آیا به راستی جهان غرب در 2500 سال پیش در راهی خطا افتاده بود؟

حامی این تردید پیش از همه یان آسمن (Jan Assmann) مصر شناس است که از شهرت جهانی در این زمینه برخوردار است؛ تردیدی که اکنون چون مرغ طوفان خشمگینی بر سر آیندگان فرود می آید. او در کتاب های بسیاری، که آخرین آنها در ابتدای این ماه (دسامبر 2006) انتشار یافت، ادعا می کند: اعتقاد به یک خدا، خصمانه و بی انعطاف است.

این پروفسور به اندازه کافی در کتاب مقدس نمونه می یابد که به سخن خود استحکام بخشد. گذشته ی بر پایه افسانه های شکل یافته اسراییلیان، در اساس زنجیره ای است از قتل عام ها، مجازات ها و خون ریزی ها. به نام یهوه راندن مردم از سرزمین خود و جدایی ازدواج های مختلط را پیش بردند.

پیش از همه خود موسی مشکوک است. آسمن می گوید که این بنیان گذار، پیامی شوم از صحرای سینا نازل ساخت:» موسی میان مذهب راستین و مذهب دروغین تفاوت گذارد.» این به این مفهوم است: تنها خدای او خوب بود و دیگران بازیچه و الکی بودند. از دید آسمن با این کار موسی البته «نوگرایی انقلابی انجام داد که جهان را از اساس تغییر داد»، ولی نه به سوی بهتر شدن. پیش از آن در چند خدایی (Polytheism) این گونه بود: زندگی کنید و بگذارید زندگی کنند. اما یهوه همیشه تشنه انتقام بود و حق به جانب، قدرتی آسمانی که هیچ کس را در کنار خویش بر نمی تابید.

به گفته این مصرشناس از شهر کنستانس «گونه ای نوین از نفرت» پای بر جهان نهاد؛ «نفرت از مطرودان و بت پرستان.»

ادامه دارد…

بقیه نوشته را در اینجا بخوانید:  بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم، بخش پنجم و بخش ششم.

Advertisements

11 پاسخ

  1. زیبا بود و جذاب. مشتاقانه منتظر قسمتهای بعدی هستم. امیدوارم در قسمتهای بعدی به موشکافی در اسلام هم برسیم. ممنون.

  2. خیلی جالب بود. در همین ارتباط این فیلم رو هم به شدت توصیه می کنم . در مورد ریشه مذاهب امروزی اطلاعات جالبی می ده. متاسفانه لینک مستقیمش رو پیدا نکردم. اما شکاک اینجا بهش لینک داده: http://shomabegid.blogspot.com/2007/09/blog-post_29.html

  3. منظورم ادیان بود نه مذاهب.

  4. يك پيشنهاد دارم و اون اين كه اگه شد فايل پي دي اف ازش درست كن و بزار اينجا براي دانلود كردن . مي تونه جالب باشه
    =============================
    پیشنهاد خوبی است. این کار را خواهم کرد هر آنگاه که نوشته به پایان برسد.
    شاد باشی
    نویدار

  5. ich finde es toll von ihnen. so einen Artikel zu übersetzen. ich freue mich auf den zweiten Teil der Übersetzung Danke für ihre Mühe

  6. ازاینکه اهل مطالعه و پژوهش هستید خوشحالم، اما نظرشما را به چندنکته که فراموش کرده اید، جلب میکنم:
    1- یکتا پرستی درقالب خداپرستی تاریخچه دیرینه تری از آنچه شما بیان کردید (یعنی زمان موسی) دارد. تاریخ یکتاپرستی به بعد از واقعه جهانی نوح (که البته امروژه مستندات علمی این واقعه نیز موجودند) برمیگردد، یعنی تقریبا نقطه صفر تاریخ بشریت و درضمن در زمان ابراهیم که بسیاردورتر از موسی و همچنین اخناتون “فرعون مرتد” میباشد جنبه یک فرقه یا دین را پیداکرد. موسی آنرا تکمیل و به عنوان یک شریعت یا قانون اساسی به قوم خود (یهود) ارائه داد.

    2- میدانیم که درطول تاریخ فطرت انسان همیشه نظرانسان را بسوی معبودخود جلب کرده و این موضوع دائما سرسختانه ترین موضع جوامع بشری چه بت پرست وچه خداپرست بوده است (اعتقاد). سیاستمداران جهان از فرعون آن دوره گرفته تا فراعنه کنونی درسطح دنیا این موضوع را خوب درک کردند که موثرترین راه نفوذ در جوامع بشری برای کسب قدرت و ثروت، نفوذفرهنگی یا به قولی اعتقادیست، ازاینرو درگذشته با راه اندازی روشهای متعدد پرستش مانند ساخت بتهای گوناگون و ایجاد دگرگونی در ساخت آنها در زمانهای مختلف و جای دادن آنها درمکانهای خاص به منظور جلب مردم جهت پرستش اقدام به کسب قدرت ودرآمد میکردند (بدعت اخناتون نیز نوعی تمرکز قدرت بوده است). پس از دگرگونی بزرگ قوم اسرائیل توسط موسی این امکان ازبین رفت وبزرگترین تحول سیاسی درجهان درجهت بهبود و اعمال مساوات درمیان یهودیان شکل گرفت و این عدالت توسط عیسی مسیح خارج از قوم یهود و درسرار دنیا بسط پیدا کرد. متاسفانه درزمان حال نیز سیاستمداران جهت کسب و متمرکز سازی قدرت و ثروت، دست به اعمال تحریفات و قوانین مذهبی ساختگی زده و بسیارهنرمندانه به اصول خداپرستی ارائه شده توسط موسی و عیسی اضافه کردند. (لازم به ذکراست کتاب انجیل عیسی مسیح «انجیل چهارگانه» با توجه به همدوره بودن مستندات تاریخی موجود درموزه ها با دوره زمانی حیات مسیح و حواریون و مطابقت با اصول علم کتاب شناسی (Bibliography) بنظر غیر قابل تحریف می آید).

    3- نکته قابل ذکر دیگر در مورد معجزات پیامبران راستین خداست. درکتاب مقدس در کتاب تثنیه موسی به قوم خود پس از وعده ظهور مسیح خدا میفرماید: ازپیامبران دروغین که بعد از من ادعای پیامبری از طرف خداوند، خدا را می نمایند برحذر باشید، روش شناسائی پیامبران راستین معجزاتیست عجیب و بزرگ که انسان قادر به انجام آنها نیست. این پیغام راه را کاملا آشکار میسازد. با توجه به معجزات بزرگ موسی از قبیل شکافتن دریای سرخ برای فرار یهودیان از دست ارتش فرعون یا ساخت مجسمه مفرغی برای شفای مرض وبا که درقوم همه گیر شده بود (البته این مجسمه حکم بت را نداشت ولی در زمان خود بهترین ترفند برای تقویت ایمان به خدا بود) و یا شکافته شدن سنگ بیابان وجاری شدن آب یا نزول نان از آسمان در 40 سال بیابان گردی توسط قوم و … همچنین معجزات بسیار عیسی که در طول تاریخ ادیان بی نظیر بوده اند مانند زنده کردن مرده ها مثل ابیعاذر که 4 روز پس از مرگ دوباره زنده شد و از قبر بیرونش آوردند و یا شفای بیماران متعدد فقط از طریق اعترافشان به ایمان به خدای واحد، بیماریهایی مانند کورمادرزاد، دیوانه ها، فلج مادرزاد و… که با گذشت قرنها و پیشرفت تکنولوژی و علم پزشکی هنوز روشی برای درمان آنها نیست حتی اگر روزی این مرضها درمانپذیر باشند، ولی زنده کردن مرده ها فقط و فقط با قدرت خدائی ممکن است.

    4- نکته قابل توجه در متن شما اینجاست، زمانی که موسی قوم یهود را از مصر که آن زمان برده فرعون بودند نجات داد و به آنطرف دریای سرخ برد، اعراب سرزمین مادرزادی یهودیان (کنعان) که سرزمین آبا و اجدادیشان وسرزمین ابراهیم جد بزرگ یهودیان بود را اشغال کرده بودند و بهمین دلیل یهودیان به مصر کوچ کرده بودند و به بردگی فرعون رضایت داده بودند. درآن زمان هیچ قوم خداپرستی در دنیا بجز یهودیان که وارثین ابراهیم بودند یافت نمی شد (البته گفته می شود که ایرانیان هم بواسطه زرتشت خداپرست بوده اند ولی هیچ مدرک تاریخی و مستندی در مورد تاریخ دقیق ظهور زرتشت وجود ندارد) به همین دلیل نیاز بود قوم یهود یا قوم خدا در سرزمین خود ساکن شوند و از این طریق خداپرستی که مبنای آن عدالت بوده است (البته خارج از برخی تحریفات که جایگزین شده اند) در دنیا بسط پیدا کند و دلیل جنگهای آن دوره و ممنوعیت ازدواج یهود با غیریهود بدلیل خالص سازی قوم به عنوان مرکز تجمع قوم خداپرست در جهان و امکان اشاعه این فرهنگ در سراسر دنیا بود. با کمی دقت در کتاب مقدس می بینیم بر خلاف نظریه شما تمامی آیات کتاب بیانگر لزوم رعایت عدالت و مساوات میباشد. به عنوان مثال: درکتاب مقدس آمده، همه قوم باید بدهی خودرا در اسرع وقت بپردازند ولی اگر شخصی بدلیل مشکلات پس از 7 سال نتواند بدهی خودرا بپردازد با نظر قاضی (درآن زمان کاهن وقت) ورضایت دو طرف آن بدهی رفع می شود. ویا اینکه تمامی قوم میبایست یک دهم درآمد خود را در راه خدا برای کمک به نیازمندان بپردازند و … واین قوانین در دوره برده گری و وحشی گری درنوع خودبینظیر میباشند.

    5- در ادامه جهت اثبات عدالت و حقانیت قوانین الهی و یکتاپرستی به چند آیه از انجیل عیسی مسیح اشاره می نمایم:
    انجیل متی: خوشا بحال آنانکه نیاز خودرا به خداوند احساس میکنند زیراملکوت آسمان ازآن ایشان است. خوشا بحال فروتنان زیرا مالک تمام جهان خواهند شد. خوشا بحال گرسنگان و تشنگان عدالت زیرا سیراب خواهندشد. خوشا بحال آنانکه مهربان و باگذشتند زیرا از دیگران گذشت خواهند دید. خوشا بحال پاکدلان زیرا خدا راخواهند دید. خوشابحال آنانکه به جهت برقراری صلح درمیان انسانها کوشش میکنند زیرا ایشان فرزندان خدا نامیده خواهندشد. خوشابحال آنانکه بسبب نیک کردابودن آزارمی بینند زیرا ازملکوت آسمان بهره مند خواهندشد. گفته شده هرکس مرتکب قتل شود محکوم به مرگ است اما من میگویم که حتی اگرنسبت به برادرت خشمگین شوی و براوفریاد بزنی بایدتو رامحاکمه کرد و اگر او را ابله خطاب کنی باید تو رابه دادگاه برد و اگر به دوستت ناسزا بگوئی سزایت آتش جهنم است. اگر نذری داری و میخواهی گوسفندی را در خانه خدا قربانی کنی و همان لحظه یادت آید که دوستت از تو رنجیده، گوسفند را همانجارهاکن و اول برو از دوستت عذرخواهی نما وبا او آشتی کن آنگاه بیا نذرت را تقدیم کن. گفته شده زنا نکن، اما من میگویم اگرحتی بانظرشهوت آلود به زنی نگاه کردی همان لحظه در دلت با او زنا کرده ای، پس اگرچشمی که اینقدربرایت عزیز است باعث میشود گناه کنی آنرا ازحدقه درآور زیرا بهتر است ناقص زندگی کنی تا اینکه تمام وجودت به جهنم بیفتد. شنیده اید که می گویند بادوست خود دوست باش و بادشمنانت، دشمن، اما من می گویم دشمنان خود را نیز دوست بدارید و برایشان دعای رحمت کنید، به آنانی که ازشما نفرت دارند نیکی کنید، برای آنانیکه به شما ناسزامیگویند وآزار می رسانند دعای خیر نمائید. اگرچنین کنید فرزندان راستین پدرآسمانی خود خواهید بود زیرا او نیز باران رحمت خود را بر بدان و نیکان می باراند، اگرشمافقط به کسانی که شما رادوست میدارند محبت کنید چه برتری بر مردم پست دارید زیرا آنان نیز همین کار را می کنند. اگرفقط با دوستان خود دوستی کنید چه تفاوتی با کافران دارید زیرا آنان نیز همین کار را میکنند، پس شما همانند پدر آسمانی (خدا) کامل باشید. هرگاه به فقیری کمک میکنی مانند ریاکاران دادسخن سرنده، بدانید اینگونه اشخاص پاداش کارشان را درهمینجا از مردم گرفته اند. وقتی به کسی صدقه ای می دهی مگذار حتی دست چپت از کاری که دست راستت میکند باخبرشود تا نیکی تو درنهان باشد، بدین ترتیب خداوند که شاهد امور آشکار و نهان است تورا پاداش خواهد داد. وبسیاری از اینگونه آیات که درانجیل موجود است وبا کمی دقت وتفکرمتوجه میشویم کامل ترین احکام عدالت و مساوات درآنها گنجانیده شده اند. دقت کنید، زمانیکه عیسی مسیح اینگونه آیات را در قوم خود (یهود) آموزش میداد یهودیان تحت تسلط و خراجگذار امپراتوری روم بودند و با کمی تامل متوجه می شوید در آن زمان که برده فروشی و تجاوزگری و فحشا و کشورگشائی ازافتخارات و درآمد اصلی اقوام زمین بود، عیسی مسیح نه جنگید و نه مال اندوزی کرد، وقتی مسیح را به صلیب میخکوب کرده بودند که به رسم آن دوره تحقیرانه ترین وسخت ترین نوع اعدام بود (با اینکه هنوز هیچ کس نمیدانست جرم او چیست حتی فرماندار روم) عیسی مسیح بر روی صلیب حتی به دشمنانش ناسزا نگفت، درعوض دعاکرد و گفت: «خدایا آنها را ببخش چون نمیدانند چکار میکنند» ، تصورکنید درآن لحظه سخت ودردناک، این عمل نهایت درس فروتنی و ایثار درطول تاریخ است.

    نتیجه:
    پس اگر با کمی مطالعه بیشتر و خارج از تعصبات قومی و مذهبی به این مساله بپردازیم، متوجه می شویم براساس شواهد تاریخی اگر خداوند با رواج احکام خود توسط پیامبران راستین خود به داد اقوام بشری نرسیده بود، بشر امروزه چگونه می زیست؟ لازم است تکرارکنم که بهترین و معمول ترین روش درآمد اقوام آن دوره برده داری وبرده فروشی، لشکرکشی وکشورگشائی خارج ازمحور عدالت وحقوق بشربود.

    همانطور که قبلا هم اشاره شد، سیاستمداران با توجه به عدم امکان رواج مجدد بت پرستی به جهت تمرکزقدرت، اینبار به تحریف وتفسیراشتباه و یا دست کاری درقوانین الهی می پردازند. دراینجا هوشیاری، جامع نگری، تحقیق ومطالعه بیشتر متون معتبر و تاریخی جهت فرار از استبداد سیاستمداران لازم است.

  7. Thanks in veb site.

  8. آقای آرش ذکر 3 نکته در خصوص نوشته شمار را لازم دانستم:
    1- حداقل از 2500 سال پیش تا کنون سنگ نوشته ها و اسناد تاریخی (خارج از کتب مقدس زرتشتیان) وجود دارد که بر وجود رزتشت و یکتا پرستی ایرانیان دلالت دارد.
    2- در زمان ابراهیم چیز به نام عرب وجود نداشته کلیه ساکنان بین النهرین تا کناره دریای مدیترانه (لبنان و فلسطین )کنونی و از جنوب تا مصر اقوامی حضورداشته و دارند که به آنها سامی می گوییند کلیه اقوام آن نواحی تا امروز سامی نژاد بوده اند که ابراهیم و فرزندان و نسل پس از او هم از همین نژاد و هم نژاد با اعراب کنونی می باشند.
    3- سرزمین کنعان به ابراهیم تعلق نداشته است بکله ابراهیم رهبری قومی از اقوام سامی را به عهده داشته که خود نیز در زمانی آن سرزمین را ترک می کند و مصر مهاجرت می کند (کتاب مقدس عهد عتیق – کتاب خروج)
    4- یعقوب یا همان اسرائیل به دلیل هجوم اقوام دیگر (به گفته شما عراب) به مصر محاجرت نمی کنند بلکه مهاجرت آنها به دلیل خشکسالی شدید در کنعان و مصر آن زمان و پناه بردن خانواده یعقوب به یوسف فرزند یعقوب بوده که در آن زمان از بزرگان مصر شده بود و به دعوت او به مصر رفتند تا از امکاناتی که یوسف به دلیل خویشاوندی به آنها می داد کنعان رفتند.
    5- در زمان یوسف و اخناتون فرعون زمان و چند فرعون پس از آن قوم بنی اسائیل به هیچ وجه اسیر نبوده بلکه قومی بسیار متمول شده بودند. پس از چند صد سال این قوم به دلیل زیاده خواهی ها و انحصارطلبی که داشتند مورد خشم مردم زمان خود و فرعون زمان قرار گرفتند و کم کم زمانه به زیان آنها رقم خورد.

  9. آقای آرش، آنچه شما نوشته اید، ایمان شماست و کپی از روی کتابهایی که به آنها ایمان دارید. یک نوشته زمانی به دل می نشیند که با خرد همخوانی داشته باشد. امروز برای مردم دنیا مسلم شده است که حرفهای سیاست مداران و کاندیداها در انتخابات با اعمال آنها وقتی انتخابات می شوند همخوانی ندارند. نمونه اش سخنان احمدی نژاد قبل از انتخاب شدن که می گفت پول نفت را بر سر سفره ها خواهد آورد؛ و خمینی که می گفت آب و برق و گاز را مجانی خواهد کرد؛ و محمد قبل از اینکه به قدرت برسد صحبت از برابری و برادری مردم می کرد و سخنان عیسی که نمونه هایی از آن را شما در شماره 5 خود شاهد آورده اید. گفته هایی که شما از عیسی ذکر کرده اید – اگر صحت داشته باشند – همه سخنان زیبای قبل از بقدرت رسیدن بودند. خوشبختانه و یا بدبختانه عیسی به قدرت نرسید و پس از سه سال صحبت های خصوصی با تنی چند از دوستانی که جلب کرده بود با خیانت یکی از آنها به او بقول عده ای به صلیب کشیده شد و بقول عده دیگر ( جهو ویتنسس )به یک تیر چوبی بسته شد تا از گشنگی و تشنگی بمیرد. عیسی اگر به قدرت می رسید او هم چون موسی و محمد، به مرگ هزاران هزار فرمان میداد. یهوه و یا الله را فقط ریختن خون راضی می کند و آتش جهنم و سرب مذاب.

  10. از وصیت امام علی به فرزندش : » فرزندم اگر از موضوعی اطلاعی نداری در موردش نظری نده، حتی اگر اطلاعاتت کم است باز هم نطری نده، فرزندم گریختن از نادان پیوستند به داناست، در دنیا به جایی دیگر باید رسید و …»
    بهتر است کمی از تجربه بزرگان سود جوییم، نوشتن سطر های طولانی (بدون در نظر گرفتن تعریف مسئولیت های سارتری مانند، و شریعتی گونه) شاید درست نباشد..

  11. به هر حال لذت بردم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: