وصیت نامه فرعون – بخش یکم

نوشته زیر در هفته نامه اشپیگل چاپ آلمان در شماره 52 در سال 2006 به چاپ رسیده بود. این نوشته آخرین بررسی های تاریخی و یافته های باستان شناسی پیرامون تورات یا «عهد عتیق» را نشان می دهد که در ادامه و تایید یافته های گذشته است. نکته نوین جالب توجه در این نوشته طرح دیدگاه نوین پیرامون آمدگاه اندیشه تک خدایی است. این نوشته از آلمانی برگردانده شده که پیاپی در اینجا می آورم.

نویدار

===============

«تک خدایی» (مونوتئیسم، Monotheism) واقعا چگونه پدید آمد؟ مصرشناسان رد هیجان انگیزی را از سرزمین اهرام در کنار نیل تا اورشلیم پی گرفته اند. این چنین به نظر می آید که موسی در پیوند با اخناتون، «فرعون مرتد» مرموز قرار دارد.

آیا ایمان به یک خدای واحد به اجبار به یک دین خشن می انجامد؟

هزاران یهودی سرکش با فریاد «احاد» (خدا یکی است) در خیزش «مکبه»، نخستین جنگ مذهبی تاریخ جهان (سال 167 پیش از میلاد) کشته شدند. شکنجه گران آنها را به تخت شکنجه بستند و ناخن هایشان را کشیدند.

بر مسیحیان نخستین نیز بهتر از این نرفت. بیشتر آنها در سردابه های «کولوسئوم» ناپدید شدند و سپس با بالابر به میدان گاه آورده شده، با شادی رومیان کف بر دهان، جلوی شیرها انداخته شدند. پتروس حواری نیز بر فراز صلیب جان داد.

همه این شهیدان زندگی خود را به پای جنبشی دادند که نزدیک به 3000 هزار سال پیش در کنعان ریشه یافت. قبیله های سامی در آن زمان تصویر خدایی را ریختند که امروز 3،3 میلیارد یهودی، مسلمان و مسیحی به آن وابسته هستند. آنها با شاخه زیتون و شمشیر، اعتقاد به این پدر همگان بی تصویر را به جهان ارایه دادند. محمد («خدای ما و خدای شما، خدای واحد است») نیز به این امر یاری فراوان رساند.

این موجود کوهها را جابجا می کند، از آسمان باران ملخ می فرستد و آسمان و زمین را در هفت روز آفرید. گویا تنها در آوای ارگ های کلیسای مسیحی است که درخشش قدرت نمایی او جلوه خود را از دست داده است. یهودیان باستان خدا را با نام اختصاری یهوه (JHWA) می پرستیدند. او خود را در کتاب مقدس این گونه معرفی می کند: «من همان هستم که هستم.»

اما اکنون است که آمدگاه تاریخی این قادر متعال آشکار می گردد. مصرشناسان گهواره سرور را یافته اند. آنها ردی را پی گرفته اند که به فرعون مرموز، اخناتون (1353 تا 1336 پیش از میلاد) می رسد. او ششصد سال پیش از یهودیان بدعتی گستاخانه بنیان نهاد. او تنها سر به پرستش یک بت، موجود نوری آتن (Aton)، نهاد.

اکنون است که آشکار می گردد: با وجودی که اخناتون خیلی زود طرد شد، تابش کارهایش تا اسراییل نیز رسید. موسای کتاب مقدس، «شبح» همان «فرعون مرتد» از امارنا (Amarna) بود. پیام اساسی تازه علم دین شناسی این است.

البته این کمتر کسی را غافلگیر می سازد. هم زمان با نفوذ روزافزون و هر چه ژرف تر دانشمندان به هسته اصلی کتاب مقدس، در مغرب زمین ایمان کم کم از میان می رود. حتی کالوین اصلاح طلب در آن زمان نیز تلاش بر تربیت همه انکار کنندگان قدرت تعالی «با شلاق یا ترکه» داشت که هیچ نتیجه ای در بر نداشت. 300 سال پس از آن نیچه مرگ خدا را تشخیص داد. روح خردمند برای خدایی که انسان را از خاک شکل می دهد و در بوته تیغ دار آشکار می شود، جایگاهی نمی شناسد.

نتیجه اجتناب ناپذیر: «نسل جوان بدون خدا» (روزنامه فرانکفورتر آلگماینه) پا به میدان می نهد. تنها %23 شاگردان آلمانی به آموزه های کتاب مقدس آشنایی دارند. در ایالت های زاکسن و تورینگن بیش از نیمی از مردم بدون مذهب هستند. در ایالت شلسویگ هولشتاین این میزان به %40 می رسد.

کلیساهای مخروبه و صندوق های خالی! ارزیابی کلیسای پروتستان این است که تا سال 2030 پول دریافتی آنها از مردم به نصف کاهش خواهد یافت.

چندی پیش روزنامه «زود دویچه تسایتونگ» روند نزولی مذهب را «آرامش در صلح» خواند. البته دبگرانی هستند که احساس نگرانی دارند. یک حامی و حافظ متعالی در حال سقوط از جایگاه خود است. اما بسیاری نمی خواهند او را رها کنند. %64 از مردم آلمان به خدا ایمان دارند. اما به کدام یک؟

پیش از همه این حامیان سنت هستند که وحشت زده اند. آنها نگران این هستند که سیاست دولتی انسان دوستانه و ایجاد کمیسیون های اخلاق در دراز مدت نتوانند بنیان ارزش هایی چون زندگی اجتماعی و عشق به همنوع را در جامعه استوار سازند. از دید آنها بیشتر نیاز به گنبد های گوتیک، بوی خوش کندور و نوای سرودهای کلیسایی و هشدارهای دوری از گناه خالق توانا می رود.

اما اکنون پایه های این آخرین برج اخلاقی باروی استوار آن زمان لوتر (Luther) نیز به لرزش افتاده است. در صداقت اخلاقی خداوند تردید ایجاد شده است. اکنون سخن بر این است که «تک خدایی» اندیشه ای است خشن. آیا به راستی جهان غرب در 2500 سال پیش در راهی خطا افتاده بود؟

حامی این تردید پیش از همه یان آسمن (Jan Assmann) مصر شناس است که از شهرت جهانی در این زمینه برخوردار است؛ تردیدی که اکنون چون مرغ طوفان خشمگینی بر سر آیندگان فرود می آید. او در کتاب های بسیاری، که آخرین آنها در ابتدای این ماه (دسامبر 2006) انتشار یافت، ادعا می کند: اعتقاد به یک خدا، خصمانه و بی انعطاف است.

این پروفسور به اندازه کافی در کتاب مقدس نمونه می یابد که به سخن خود استحکام بخشد. گذشته ی بر پایه افسانه های شکل یافته اسراییلیان، در اساس زنجیره ای است از قتل عام ها، مجازات ها و خون ریزی ها. به نام یهوه راندن مردم از سرزمین خود و جدایی ازدواج های مختلط را پیش بردند.

پیش از همه خود موسی مشکوک است. آسمن می گوید که این بنیان گذار، پیامی شوم از صحرای سینا نازل ساخت:» موسی میان مذهب راستین و مذهب دروغین تفاوت گذارد.» این به این مفهوم است: تنها خدای او خوب بود و دیگران بازیچه و الکی بودند. از دید آسمن با این کار موسی البته «نوگرایی انقلابی انجام داد که جهان را از اساس تغییر داد»، ولی نه به سوی بهتر شدن. پیش از آن در چند خدایی (Polytheism) این گونه بود: زندگی کنید و بگذارید زندگی کنند. اما یهوه همیشه تشنه انتقام بود و حق به جانب، قدرتی آسمانی که هیچ کس را در کنار خویش بر نمی تابید.

به گفته این مصرشناس از شهر کنستانس «گونه ای نوین از نفرت» پای بر جهان نهاد؛ «نفرت از مطرودان و بت پرستان.»

ادامه دارد…

بقیه نوشته را در اینجا بخوانید:  بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم، بخش پنجم و بخش ششم.

ازدواج زن سعودی با مرد غیر سعودی؟؟

در «عرب نیوز» نوشته ای دیدم از خانم «ماها اکیل» که از دشواری های ازدواج زن سعودی با مرد غیر سعودی گفته بود. فشرده این نوشته را در زیر می خوانید.

=============

«پس از بیش از 18 ماه رفتن پاس شدن از این اداره دولتی به آن اداره دولتی، سرانجام دوست سعودی من موفق شد که با نامزد مرد غیر سعودی خود ازدواج کند. هر فرد سعودی، چه زن چه مرد، برای ازدواج با خارجی نیاز به اجازه وزارت کشور دارد. اگر روند دریافت اجازه ازدواج مرد سعودی با زن خارجی بسیار کند است، این روند برای زن سعودی بسیار دشوار و به گونه ای طراحی شده است که زن سعودی را از این کار بازدارد.

پس از دریافت اجازه وزارت کشور دوست من باید اجازه دیگری از شهرداری مکه دریافت می کرد تا بتواند ازدواج خود را در جده به ثبت برساند. در بخش زنان شهرداری مکه به او گفته بودند که آنها روزی هفت درخواست ازدواج با مرد خارجی دریافت می کنند. وزارت کشور درخواست را رد می کند، اگر زن درخواست کننده

– زیر 25 سال داشته باشد و ازدواج اولش باشد

پزشک نباشد

– معلول نباشد.

اگر زن درخواست کننده مطلقه باشد یا پزشک و یا معلول، به او این اجازه آسان تر داده می شود. این سه گروه از زنان مورد علاقه مرد سعودی نیستند. در واقع این سخت گیری برای حفاظت از زن سعودی نیست. بلکه برای این است که مرد سعودی انتخاب نخست را داشته باشد. اگر یک زن سعودی موفق با ازدواج با مرد سعودی نشد و سنش از 25 سال گذشت و یا «دست دوم» (مطلقه) شد و یا به تحصیلات عالی دست یافت، آن گاه او می تواند به سراغ یک خارجی برود.

جالب این جاست که موافقت ولی زن که همیشه برای هر گونه ازدواج بدون توجه به سن زن لازم است، در اینجا مهم نیست. از یک سو شخصیت های مذهبی ما برای مقابله با شمار روزافزون زنان مجرد در عربستان مردان را تشویق به چند همسری می کنند و از سوی دیگر مقامات دولتی برای ازدواج زن سعودی با مرد غیر سعودی سنگ اندازی می کنند، اگر این مرد انتخاب نخست زن باشد.

نویسنده سپس می پرسد: چرا ما گمان را بر این می گذاریم که مرد سعودی همواره انتخاب بهتر است؟ نوع کیفیت هایی که مرد سعودی در بک زن سعودی نمی پسندد، نشان گر درک سطحی و دید تنگ اوست و این را می رساند که مرد سعودی چه تصوری از همسر آینده خود در ذهن دارد. من تردید دارم که مرد سعودی (به جز اندکی) به زن خود به چشم یک شریک واقعی می نگرد. زنان برای او تنها برای نیازهای جسمی او هستند. …

یکی از اداره های دولتی که دوست من باید از آن گذر می کرد، دفتر دادستانی بود که او در آنجا باید تعهدی امضا می کرد که او مجبور به این ازدواج نشده است و خواستار آن است. چقدر مشتاق هستم که دادستانی این پرسش را از دختر بچه 12 ساله ای بپرسد که به اجبار پدرش به عقد یک پیرمرد 60 ساله به عنوان زن سوم او در می آید!»