درسی که از جریان دانشگاه زنجان باید گرفت …سکوت را بشکنید!

به نظر می آید که ماجرای دانشگاه زنجان و چند مورد دیگر که تاکنون فاش شده اند، تنها نوک کوه یخی را نشان می دهند که بخش عظیمش زیر آب است. چه تیپیک است این رفتار ایرانی که حقیقت را می پوشاند تا ظاهر را حفظ کند و این گونه است که به هر جا می نگری، دروغ و کوه یخ می بینی. البته این بار آن چه در زنجان هم تقریبا تازگی داشت و هم توجه بین المللی را جلب کرد، این بود که این دختر دانشجو بر خلاف «عرف» جامعه سکوت نکرد و با شهامت و به یاری دوستانش این فساد را به همگان نشان داد و این بسیار با ارزش است. این باید نمونه برای همه کسانی قرار گیرد که در دانشگاه های دیگر، در شرکت ها، اداره ها و بسیار جاهای دیگر مورد مزاحمت و تعرض و فشار قرار می گیرند و سکوت می کنند. آن کسانی که از جایگاه خود در موضع قدرت سوء استفاده می کنند، روی این سکوت حساب باز کرده اند چون محتوای واژه هایی چون آبروی خانواده، شرم و حیا و این چیزها را همان فرهنگ ریاکاری برای همگان تعریف کرده است که به این گونه آدم ها میدان می دهد. این سکوت اسمش حفظ آبرو نیست. همین سکوت بوده که اکنون به حضرات «مقامات» هم میدان داده است که بگویند: «افشای گناه جرمش از خود گناه سنگین تر است.» بفرمایید! شما سکوت کنید و آقای دکتر مددی معلم اخلاق و بسیاری چون او دختران را به بهانه های مختلف و با تهدید به دفتر کارش بکشد و سردار زارعی چماق اخلاق تهران با زنان برهنه به نماز بایستد.

سکوت را چون در زنجان بشکنید و فاسدان را در دانشگاه و هر جای دیگر رسوا سازید! اکنون شرایط جوری است که این جانوران در جایگاه ضعف و دفاع قرار گرفته اند. آنها را به دادسرا و به میدان افکار عمومی بکشید. نگویید دادگاه ها ترتیب اثر نمی دهند. می دهند! اکنون شرایط مساعد است. باید دختران ایرانی درسی به این آقایان دکتر و استاد و مدیران فاسد و قلابی بدهند که اسمشان و جنسیتشان یادشان برود. دانشگاه به عنوان مکان اندیشه و علم و روشنگری و خرد کجا و این جاهای پر از آدم های پست و ضعیف و بی اخلاق «متعهد» و بی سواد کجا! البته استادانی که در چنین جاهایی هنوز پرچم علم و اندیشه را برافراشته نگاه داشته اند، بسیار مورد احترام هستند. کار علمی در چنین شرایطی به راستی دشوار است.

هر کسی که در هر جایی مورد سوء استفاده قرار گرفته و به هر دلیلی سکوت کرده است، در واقع با سکوت خود یک بار دیگر قربانی شده است و با دشواری های روحی ناشی از آن تنها مانده است. این سکوت را بشکنید!

Advertisements

8 پاسخ

  1. حقیقتش بعد از اینکه دست مددی رو شد، من خیلی منتظر بودم شاکی های دیگه هم پیدا بشه. وقتی نشد داشتم فکر می کردم چی می تونه مانع این شکایتها بشه. خوب فکر کردم کسی که به این موضوع تن داده الان دیگه خیلی براش سخته که بیاد و دوباره تمام فشارها رو برای خودش زنده کنه +اینکه تا حالا آبروداری کرده. چرا باید بیاد خودش رو از این به بعد برای کاری که تموم شده و گذشته (هرچند اثرات روانیش هرگز از بین نمی ره) سر زبونها بندازه. نمی گم رویکرد صحیحی هست. اما قابل درکه. اگر هم تن نداده که احتمالاً الان یک پرونده عریض و طویل خودش داره که هرچقدر هم جعلی باشه براش مشکل آفرین هست. به همه ایها اضافه کنید که دخترک شاکی خودش الان در زندانه! به چه جرمی؟ خودشون هم نتونستند براش یک جرم الکی بتراشند. حتی روشون نمی شه بگن زندانیش کردیم. می گن برای پاره ای از سوالات آوردیمش. ولی واقعیت اینه که زندانیه.

    خوشبینانه هم که بخوام فکر کنم می گم چه بسا شکایتهای دیگه هم بوده. ولی خبرش به گوش من نرسیده.

  2. من فكر ميكنم از اين داستان بايد يك نتيجه اخلاقي گرفت .
    از طرف مددي زور گيري مي تونه موضع باشه و هم اغوشي به زور ان و از طرف دانشجويان بازي در آوردن و دام پهن كردن و استفاه اي تمام ابزاري .
    البته اين دو موضوع كه نوشتم نگاهي كوتاه به موضوع بود . با يد چالش را در انقلاب فرهنگي دانشگاهها ديد .

  3. مهمونی می دیم اونهایی که دوست داریم و نداریم رو دعوت می کنیم. یواشکی به لباسای اونهایی که دوست نداریم می خندیم. بعد که رفتند با دوستهای خودمونیمون می شینیم به حرفهاشون می خندیم! توی مهمونی واسه همدیگه جوک ترکی می گیم! جوک لری می گیم! اصفهانی ها رو مسخره می کنیم. می گیم کاشونی ها ترسواند! رشتی ها بی غیرتند! کردها خرمتعصب هستند! آبادانی ها لاف می زنند!

    پایین شهریها رو آدم حساب نمی کنیم! مرز بین پایین شهر و بالای شهر رو هم خودمون تعیین می کنیم! اونها که از قلهک پایینتر رو قبول ندارند شیک ترند! شهرستانی ها هم بهتره برند جلو بوق بزنند! وقتی یکی از فامیلهامون شهرستان زندگی می کنه و ما یهویی از دهنمون می پره فوری توضیح می دیم که طرف بخاطر شغلش که مدیر فلان کارخونه است اونجا زندگی می کنه!

    بشقاب و لیوانهای فرانسوی می خریم! لوسترهای ساخت چین می خریم! شکلات آیدین هدیه نمی بریم چون ایرانیه کلاسش پایینه!

    موقعی که اتوبوس میاد حمله می کنیم! اگه اوضاع بحرانی بشه با آرنجمون می زنیم به کناریها راه رو باز می کنیم! آخه خسته هستیم باید زودتر بریم خونه! وقتی کسی نباشه هم همین که می شینیم با ماژیک پشت صندلی ها یادگاری می نویسیم که دفعه دیگه که سوار شدیم به دوستامون هنرمون رو نشون بدیم!

    شب چهارشنبه سوری ترقه پرت می کنیم پشت پای زن همسایه که وقتی پرید بخندیم! وقتی تیم فوتبال مورد علاقه امون توی مسابقه می بازه شیشه اتوبوس واحد رو می شکنیم! سیزده بدر گند می زنیم به طبیعت! یعنی همیشه اینکارو می کنیم نه فقط سیزده بدرها!

    وقتی توی یوتیوب فیلم می بینیم (هر فیلمی باشه) فحش خواهر و مادر می دیم! به همدیگه! به اسلام! به محمد! به عربها! اما تا يه مشكلي پيش مياد ميگيم يا حسين!!

    ما همه مادرزادی سیاستمدار به دنیا اومدیم اما استراتژی تک تکمون با همدیگه و با تمام دنیا متفاوته برای همین در هیچ موردی باهم توافق نداریم و بازهم به هم فحش می دیم!

    ما به اجدادمون خیلی احترام می ذاریم! مخصوصاً داریوش اینها! وقتی سر قبرشون میریم حتماً یه یادگاری هم با هرچی که دستمون باشه روی در و دیواراش می کنیم!

    ما امام زاده می سازیم! بعد پول می ندازیم و از امام زاده می خوایم که مشکلاتمون رو حل کنه!

    ما روز عاشورا تاسوعا نذری می دیم! اما برای اینکه زعفرون گرونه روی پلو گلرنگ می ریزیم!

    ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت جای دیگه ای از ایران رو ندیدیم اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه عرض الهدایا رو دیدیم! بی برو برگرد هم یه عکسی توی صحرا روی شنها گرفتیم که به همسایه ها نشون بدیم!

    ما رانندگیمون حرف نداره! رانندگی بدون فحش و فضیحت برامون معنی نداره! چراغ راهنمایی عابرپیاده موتورسوار …. فقط یک کلمه از هر مورد کافیه !

    ما دزدی می کنیم تن فروشی می کنیم زورگیری می کنیم تجاوز می کنیم آدم می کشیم … بخاطر اینکه پول نداریم!

    بعضی هامون حتی پول داریم اما می خوایم انتقام بگیریم!

    ماها سینما نمی ریم و عوضش عشق می کنیم قبل از اینکه فیلم روی پرده سینما بره ما سی دیشو ببریم خونه! درضمن ما عاشق پرویز پرستویی هم هستیم!

    ما – مخصوصاً لوس آنجلسی هامون- وقتی کانال تلویزیونی درست می کنیم یا هیمنطوری آب دوغ خیاری میارندمون توی یه برنامه ای مجری بشیم یا گزارش بدیم یا خدای نکرده به عنوان کارشناس حرف بزنیم از هر سه تا کلمه ای که می گیم چهار تاش انگلیسیه اونهم با هزار تا عشوه و ناز و غمزه شتری و صد البته تلفظ غلط غولوط!ا

    ماها عاشق رقص عربی هستیم! هرچی هم سنمون میره بالاتر علاقه امون به این رقص که تا ابد یادش نمیگیریم هی بیشتر و بیشتر میشه و اصرار می کنیم که باید توی همه مهمونی ها هنرمون رو نشون بدیم!البته دوستان خیلی اصرار می کنندا وگرنه ماها همه خجالتی هستیم و رقصمون نمیاد.

    ما توی خیابون زل می زنیم به سینه زن ها! کوچیک یا بزرگ مهم نیست! مهم اینه که وقتی خانومه نزدیک شد حتماً یه متلک آبدار نثارش کنیم …….. ما از اینکارا خیلی می کنیم!

    اما دوچیز برای ما خیلی مهمه:

    یک: ما هیچ وقت اجازه نخواهیم داد که روی هیچ نقشه ای خلیج فارس به خلیج عربی تبدیل بشه!

    دو: حواسمون هست که هرجا اسمی از فیلم کارتونی سیصد برده شد اعتراض کنیم نامه بنویسیم طوماراینترنتی امضا کنیم که چرا قیافه ما ایرانیها رو اینقدر وحشتناک کشیدند! آخه ما ایرانیها اونقدرا هم وحشتناک نیستیم!

  4. هی رفیق انقدر تند نرو صبر کن منم بیام.کدوم کوه یخ بنده خدا این چیزا توی همه ی دنیا بیشتر و بدتر اتفاق می افته اما با سکوت مخالفم و باید حساب اینجور آدمها رو رسید ولی فکر نمیکنم نیاز باشهبرای هر موضوع پیش و پا افتاده ای مسئله رو تو بوق و کرنا کنیم و هی برای رفع مشکلاتمون متوصل بشیم به جامعه بین المللی چون ممکنه وقتی مشکلامون رو برطرف میکنن بخان یه سودی هم ببرن.میشه با صبر و پشتکار و سعی وتلاش مشکلاتمون رو خدمون حل کنیم.من بار ها بهتون گفتم جناب نویدار که خوبیم یا بدیم ایرانی هستیم و لزومی نداره که غربی بشیم میتونیم ایرانی باشیم و بهتر بشیم.

  5. نمی دانم کی تند رفته. من یا آرمیدا. به هر رو، از آنجا که من اعتقاد چندانی به «ما» ندارم، واژه های «غربی»، «شرقی»، «ایرانی» و غیره برای من مفهوم چندانی ندارند. برایم زیاد اهمیت ندارد که چه چیزی کجا روی می دهد. هر ملت یا کشوری دشواری ها و ویژگی های خوب و بد خود را دارد.
    نگویید این چیزها پیش پا افتاده هستند. این چیزها اگر تنها یک بار هم پیش بیایند، هیچ گاه نباید پیش پا افتاده شوند. در ضمن تجربه شخصی من سخن شما را تایید نمی کند که که گویا ایران نیز چون جاهای دیگر است. این کارها در ایران بسیار بیشتر از جاهای (متمدن) دیگر پیش می آید. از دیدگاه من در مقایسه با بسیار جاهای دیگر ایران یکی از بی اخلاق ترین کشورهاست. مردمان این سرزمین متاسفانه بر خلاف ادعاهایشان معیارهای اخلاقی شان چندان روشن و بدون قید و شرط نیست.

  6. فکر نمی کنم شما و آرمیدا فرقی داشته باشید.به نظر بنده آرمیدا از ابتدا وبلاگ شما را خوانده و خلاصه ای خوب از آن نوشته.
    منظور شما از این که اعتقادی به ما ندارید را نمی فهمم اما در مورد غربی و شرقی منظور بنده این بود که مشکلات هر منطقه و هر قومیت نگاهی مبتنی بر همان جامعه می خواهد تا بتواند جامعه را به سمت حقیقت هدایت کند.به تاریخ ایران نگاه آنوقت که اسلام به ایران آمد آنوقت که مشروطه آمد و آنوقت که جمهوری اسلامی آمد هیچوقت چیزی که انسان ایرانی میخواست نیامد همیشه حقیقت را همچون چماق بر سر ایرانی کوبیده اند حال این چماق دار چه شاه ایرانی باشد چه حضرت محمد بن عبدالله باشد چه ناجی حقوق بشر و منشورش.
    گفتم برای تو بوق و کرنا کردن پیش و پا افتاده است چون اگر تو بوق وکرنا شود پیش و پا افتاده می شود.معیارتان برای سنجش چیست اگر آماری می سنجید آمار و منبع بدهید که مثل بعضی از نوشته هایتان برای من قابل اعتماد باشد.

  7. چه عرض كنم اين ها مگه به دختر و پسر خودشون رحم كردند كه به نواميس ديگران هم رحم كنند؟
    الاغ را حتي رنگم كني فوقش مي گن الاغ رنگي

  8. درست است. آرمیدا هم زبان چون برخی نوشته های من در اینجا از زبان کنایه استفاده کرده است. تا آنجا که به من برمی گردد، هر آماری که در اینجا می آورم با منبع است. معیارهای سنجش هم استدلالی است که در نوشته می آید. روشن است که هر کسی دید ویژه خود را در بررسی دارد که باید بتواند به خواننده منتقل کند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: