پراگ زیباتراز پیش،گوهری در قلب اروپا

آخرین بار که در پراگ بودم، در سال 1991 بود. چکسلواکی آن زمان تازه از چنگ «سوسیالیسم واقعا موجود» رها شده بود و پر از جنب و جوش. پراگ آن زمان نیز زیبا بر کنار رود مولداو می درخشید. سپس اسلواک ها خواهان جدایی شدند و در یک انتخابات آزاد از چک جدا شدند و راه خود را رفتند، بدون آن که کسی صدایش را بلند کند. دو ملت صلح دوست و متمدن نظر به جدایی از یکدیگر دادند و اکنون دو جمهوری چک و اسلواکی در کنار یکدیگر هستند. آنسوتر در یوگسلاوی صرب ها، کروات ها، بوسنی ها و کوزوویی ها چون انسان های نخستین از همان سال 1991 به جان یکدیگر افتادند و در جنایت در کنار نازی ها ابتکارهای تازه ای به کار زدند. چشم ها کور و گوش ها کر! کاش نیم درسی از دو همسایه کوچک و متمدن خویش می گرفتند.

این روزها دوباره به پراگ رفتیم و چشمانمان از زیبایی این شهر خیره شد و پاریس و وین را فراموش کردیم. بخش باستانی شهر که همیشه تمیز و زیبا بود، اکنون پر از جهانگرد و زنده بود. جمهوری چک که در میان کشورهای سوسیالیستی سابق اروپای شرقی، رشد اقتصادی خیره کننده ای دارد، در این 19-18 سال توانسته با اتکا بر توان خود دشواری هایش را یکی پس از دیگری پشت سر گذارد. سیمای پراگ این را نشان می دهد. خانه های قدیمی مسکونی چند صد ساله بازسازی و نقاشی شده اند. حتی در محله های کنار شهر نیز خانه های ویران کمتر دیده می شود. هنوز درآمدها پایین است ولی چک ها به کار و تلاش و اتکا به خود معروفند و توانسته اند کشور کوچک 10 میلیونی خود را در قلب اروپا و در میان کشورهای بزرگ و قدرتمند نه تنها سرپا نگاه دارند، بلکه نمونه نیز باشند. با وجود آن که زبان چک زبانی دشوار (از خانواده زبان های اسلاو) است، ادبیات چک در میان ادبیات جهان جایگاه برجسته ای دارد. تنها نام میلان کوندرا که در میان اقلیت کوچک کتاب خوان ایران نیز بسیار محبوب است، کافی است و کیست که فرانتس کافکا را نشناسد و یا واتسلاو هاول، نویسنده و نخستین رییس جمهور چک پس از آزادی که به حق نامش در کنار نلسون ماندلا به عنوان مرجع اخلاقی بشر در سیاست برده می شود؛ یا موسیقیدانانی چون بدریش اسمتانا و آنتونین ووژاک.

این چند روز را غرق در این همه فرهنگ و هنر و زیبایی بودم. برای من که از کویر خشک و خشن فرهنگی عربستان سعودی آمده بودم، تولدی دوباره بود.

Advertisements

7 پاسخ

  1. پراگ یکی از فراموش نشدنی‌ترین شهرهایی است که من در عمرم دیده‌ام. چیز عجیبی در این شهر است که من نمی‌فهمم. راستی اگر علاقه‌مندی کتاب «روح پراگ» را که تازه در ایران منتشر شده بخوان. لذت خواهی برد.

  2. من که سعادت نداشتم ولی می‌گن بهار پراگ از همه‌ چیزش دیدنی‌تره !

    • بهار در آن ناحیه در همه جا زیباست. ولی واژه “بهار پراگ” یک واژه سیاسی است و به خیزش مردم پراگ بر علیه حکومت سوسیالیستی در سال 1968 برمی گردد که سپس با دخالت نظامی ارتش های پیمان ورشو سرکوب خونین گردید. در این “بهار” چکسلواکی تجربه کوچکی در دمکراسی و آزادی داشت.
      نویدار

  3. ممنون از توضیحت نویدار عزیز، پس صحبت از بهار آزادی بوده !

  4. نام رودخانه « ولتاوا » است . vltava

  5. البته می‌دانید که کافکا آلمانی‌زبان بود.

    • بله مگر تردیدی وجود دارد؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: