وقتی ایران ایر ادای شرکت های هواپیمایی حرفه ای را در می آورد

سوء تفاهم نشود. من پروازهای خارجی ایران ایر را به شرکت های دیگر ترجیح می دهم. نه از این رو که شرکت «خودمان» است، بلکه از این رو که برخی خدمات خوب دارند که به کار پروازهای من به سوی ایران می خورد. از جمله این که شما می توانید تاریخ پرواز خود را هر چند بار که می خواهید، تغییر دهید و (هنوز) پولی از شما نمی گیرند. شرکت های دیگر هر بار پول زیادی می گیرند، از جمله لوفت هانزا هر بار 50 یورو می گیرد. یا این که با بلیط «اکونومی» 35 کیلو بار می توانید داشته باشید و جای دیگر 20 کیلو است. غذای ایران ایر هم کیفیت خوبی دارد. مهمان دارهای ایران ایر هم خوب هستند و به کارشان تسلط دارند. هر کس باور نمی کند یک بار با «الاتحاد» پرواز کند تا تفاوت را ببیند. می گویند خلبانان و کادر فنی آنها هم ورزیده هستند. این را هم می توان باور کرد. چون با این هواپیماهای قراضه 30 ساله تاکنون هیچ پرواز خارجی سقوط نکرده است، به جز آن پرواز که آمریکاییها بر فراز خلیج فارس زدند و به خود مدال دادند. البته پرواز های داخلی حسابشان جداست و من هیچ گاه سوار نمی شوم. این کادر فنی و مهمانداران باید ورزیده باشند که توانسته اند این شرکت را سرپا نگاه دارند با وجود تحریم جهانی و با آن مدیریت ابله عقیدتی و بسیار کارمندان زمینی که از همان هوش وافر آریایی برخوردارند و هر برنامه درست و خوب را چنان به شکست می کشند که باید احمدی نژاد بیاید و به آنها جایزه نبوغ بدهد.

البته هر چه هم مهمانداران به هنگام پرواز به شما برسند، آن گاه که آن جمله های زشت برای خوش آمد گویی بیان می شوند، پای شما را به زمین می رسانند که فراموش نکنید که در هواپیمای نظام مقدس نشسته اید. پس از تملق های فراوان و درود به خودشان از «بانوان محترم خواهش می شود جهت خفظ مبانی اخلاقی جامعه حجاب اسلامی خود را رعایت نمایند.» پیشاپیش هم از این که این توهین بزرگ را به مسافران بیان داشته اند، تشکر می کنند. گویا «بانوان محترم» مبنای فساد اخلاقی هستند. کافر همه را به کیش خود پندارد. البته در ایران این چیزها عادی است ولی آنگاه که شما در یک کشور آزاد سوار هواپیمای ایران ایر می شوید و چنین چیزی می شنوید، تفاوت فرهنگی با جهان متمدن را حس می کنید. البته در هواپیما هیچ کس به این چرندیات گوش نمی دهد و هیچ زنی هم رعایت چیزی را نمی کند مگر آن که خود بخواهد. خوشبختانه مهماندار ها هم کاری ندارند و روشن است که تنها یک مدیریت ناتوان عقیدتی و چاپلوس می تواند پشت این کارها باشد.

خوب، تبلیغ برای ایران ایر کافی است. خودشان بروند تبلیغ کنند. من هم این ها را گفتم تا زمینه را برای چیزهای دیگر که می خواهم بگویم آماده کنم.

پس از مدت ها پرواز بین ایران و جاهای دیگر دلم خوش بود که کارت طلایی باشگاه Sky Gift ایران ایر را گرفته ام. کسانی که با یک شرکت هواپیمایی زیاد پرواز می کنند و «مایل»های پروازی جمع می کنند، از خدمات ویژه شرکت چون پرواز مجانی، استفاده مجانی از رستوران ها و استراحت گاه های ویژه در فرودگاه ها و چیزهای دیگر استفاده می کنند. این خیلی کار باارزشی است و کولی های مدرن قرن بیست و یکم چون من قدر این گونه خدمات را به ویژه در پروازهای درازمدت 10-15 ساعته می دانند. این کار را شرکت های بزرگ در جهان از بیش از پانزده سال پیش ارایه می دهند. البته از آنجا که هر چیز جدیدی در دنیا تا به ایران برسد، 14-15 سال در راه است، ایران ایر نیز سه سال پیش این خدمات ویژه را با نام باشگاه Sky Gift به راه انداخت و از آنجا تجربه من با این باشگاه شروع می شود که هیچ کدامش را تاکنون با شرکت های دیگر نداشته ام.

– اولین بار در فرودگاه مهرآباد برای سوار شدن به هواپیما گویا همه منتظر بودند که یک عضو طلایی تشریف فرما شود. وقتی مرا هنگام خروج از سالن دیدند، هر سه کارمند ایران ایر که کارت پرواز را کنترل می کردند، به من گفتند بفرمایید. چند لحظه تشریف داشته باشید. برای شما سرویس ویژه گذاشته ایم. نمی دانستم سرویس ویژه برای سوار شدن به هواپیما چه می تواند باشد. اتوبوس، اتوبوس است دیگر! یکی آمد و مرا از ساختمان بیرون برد. در آنجا دو اتوبوس ایستاده بودند که مسافران را به سوی هواپیما ببرند. یکی خالی و دیگری پر. مرا به اتوبوس خالی برد و گفت بفرمایید. این اتوبوس ویژه اعضای باشگاه است. در اتوبوس تنها مرد مسنی نشسته بود که پیش از من به او سرویس ویژه داده بودند و عصبانی بود. می گفت یک اتوبوس پر از مسافر رفته و مرا نگذاشتند با آن بروم و اکنون ده دقیقه است اینجا در سرما نشسته ام و دود گازوییل می خورم. راست می گفت. زمستان سردی بود، درهای اتوبوس «ویژه اعضای باشگاه» باز بود و دود موتور روشن آن و آن یکی اتوبوس هم وارد می شد و ما را نوازش می داد. به هر رو، پانزده دقیقه دیگر ماندیم و من هم سردرد لازمه را گرفتم. آن یکی اتوبوس پر از مسافر هم رفت تا سرانجام یک مسافر طلایی دیگر تشریف آورد و ما را نجات داد. دست آخر یک اتوبوس عظیم ما سه نفر را به هواپیما رساند تا آنجا نیز به عنوان آخرین مسافران ده دقیقه هم در سرما روی پله ها بمانیم تا همه مسافران جابجا شوند و ما هم به جای خود برسیم. این هم از سرویس ویژه!
– بار اعضای محترم باشگاه به یک برچسب سرخ مزین می شود که روی آن به فارسی و انگلیسی نوشته: «اولویت Priority». یعنی بار شما در مقصد پیش از بار دیگران خواهد آمد. در این سه سال تا امروز حتی یک بار هم که شده بار من اول نیامده است. روز یک شنبه پیش کارمند فرودگاه هامبورگ که بار مرا تحویل می گرفت، می گفت: پیش از شما یکی از مسافران از من خواست که برچسب «اولویت» را بکنم و گفت اگر این برچسب را بچسبانید بار من آخر می آید و من این را نمی خواهم.
– شما می توانید بار خود را در فرودگاه در یک باجه ویژه تحویل دهید و کارت پرواز را بدون صف دریافت کنید. در این سه سال در  بیش از بیست پرواز که از مهرآباد داشتم، حتی یک بار در باجه مورد نظر کسی نبود که بخواهد ما را تحویل بگیرد، چه رسد به این که بخواهد کاری هم انجام دهد. در فرودگاه امام این باجه ویژه وجود ندارد و باید وحی الهی بر شما نازل شده باشد و بدانید که می توانید بار خود را در هما کلاس تحویل دهید. این را نه جایی نوشته اند و نه کسی به شما می گوید.
– باشگاه یک سایت اینترنتی دارد که در ابتدا خیلی دست و پا شکسته بود و پر از سوراخ های امنیتی. بیش از یک سال این سایت پر از اشکال بود و گویا کسی آن را کنترل نمی کرد. از جمله شما می توانستید پروازهایی را که انجام نداده بودید را به نام خود وارد کنید و امتیاز خود را بالا برید. پس از آن که چند پرواز چند هزار مایلی و باحال را برای خود ثبت کردم، از صفحه های مربوطه عکس گرفته با Error Message که صفحه خارج می شد و کد نرم افزار را نشان می داد و شرح احتمالی جای خطا در نرم افزار را برایشان فرستادم. تا یک سال پس از این جریان هم کسی از خواب بیدار نشد و مایل های پروازهایی که من هیچ گاه انجام نداده ام هم کماکان در حساب من وجود دارند. نه کسی آمد که بپرسد چگونه این کار را انجام داده ام و نه آن مایل ها را از حساب من پاک کرده اند. البته شکمتان را صابون نمالید. این خطاهای نرم افزاری برطرف شده اند، البته پس از دو سال! شاید دیگران سوراخ های دیگر بلد باشند. من نمی دانم.
– پس از رسیدن به مقصد هزینه تاکسی شما از فرودگاه تا خانه را ایران ایر می پردازد. این سرویس خوبی است. ولی این را هیچ کجا ننوشته اند به جز در سایت اینترنتی. کسی هم هنگام تحویل کارت پرواز یا بار به شما چیزی نمی گوید. در مقصد هم نه تابلویی وجود دارد که با کجا و چه کسی تماس بگیرید و نه کسی از ایران ایر در انتظار شماست. در فرودگاه امام هم باید الهام غیبی داشته باشید که پیش از گذر از گمرک باید به «امور جامه دان» بروید و از ان ها تاکسی بخواهید. حالا خانم گودرزی چه ربطی به آقای شقایق دارد، از اسرار محرمانه مدیران لایق ایران ایر است. وقتی که بی خبر از گمرک رد شدید و راه بازگشت وجود نداشت، ان وقت به شما می گویند شما باید به امور جامه دان مراجعه می کردید. اگر هم به هر رو حاضر شدند تاکسی بگیرند، این کار را جوری انجام می دهند که گویا شما معطل پول تاکسی به خانه هستید. یکی با شما می آید و به راننده تاکسی پول می دهد. روز یک شنبه گذشته کارمند ایران ایر که با ما به ایستگاه تاکسی آمد، ابتدا به من گفت: «شما منتظر می مانید تا من به دفتر بروم و پول بیاورم؟ پول کافی همراهم نیست.» ترجمه این حرف به فارسی این است که شما تعارف کنید و کمبود پول را خود پرداخت کنید. به او می گویم: بروید پول بیاورید. ما اینجا می مانیم. می رود و بر می گردد. پس از پرداخت پول به راننده، برگ سفیدی را جلوی من نگاه می دارد و می گوید اینجا را امضاء کنید. می گویم برای چه؟ می گوید این که از این سرویس استفاده کرده اید. می گویم من که برگ سفید امضاء نمی کنم. شما یک نوشته جلوی من بگذارید و اگر من با آن موافق بودم، آن را امضاء می کنم. جوری نگاه می کند که انگار من گستاخی کرده ام. می گوید نترس حسابت را خالی نمی کنم. به همین راحتی در ایران «شما» به «تو» تبدیل می شود. می گویم حساب جای دیگر با امضای سفید من قرار است خالی شود. سرانجام خود چیزی می نویسم و امضاء می کنم و قیافه احمقانه کارمند دزد را به فراموشی می سپارم. البته این یکی ویژه ایران ایر نیست. این دزدی گسترده که به فارسی اصیل «زرنگی» نام دارد را در هر کجای ایران که بخواهید، می توانید بیابید.
– نوشته به درازا کشید. ولی جالب تر از همه این است: یک شماره تلفن ویژه برای اعضای باشگاه در نظر گرفته اند (..446723) که همه کارهای رزرو جا، صدور بلیط و غیره را انجام می دهد. کارشان را هم خوب انجام می دهند و چیزی که توجه مرا جلب می کند این است که شما را «حاج آقا» نمی نامند و «تو» نمی گویند. زمانی جالب می شود که شما خارج از ساعت کار این شماره را بگیرید. یک دستگاه جواب می دهد که پس از آن که به شما می گوید که ساعت کار از کی تا کی است، از شما می خواهد که در خارج از ساعت کاری با شماره … تماس بگیرید. حالا حدس بزنید که چه شماره ای را به شما می دهد. همان (..446723)! این را از یک سال و نیم پیش چند بار به آن ها گفته ام ولی گویا برای آن ها عجیب نیست  و هنوز جریان را نگرفته اند. دو هفته پیش که این شماره را از اروپا گرفتم، هنوز همین بود. این هم از همان مدیریت هاست.

Advertisements

6 پاسخ

  1. والا اگر غير از اين بود بيشتر جای تعجب داشت. زبان حال مسافران ويژه با اين بيت واقعاً خوب توصيف ميشه: از طلا بودن پشيمان گشته‌ايم، مرحمت فرموده ما را مس کنيد.
    اين «تو» گفتنشون هم واقعاً جالبه. دفعهء اولی که به سفارت ايران در آلمان زنگ زدم، اين طرز برخورد توهين‌آميز حسابی شوکه‌ام کرد. دفعهء دوم آمادگی بيشتری داشتم. طرف گفت: باشه، اين کاغذها رو «بفرست»، ببينيم ميشه «کارِت» رو انجام داد يا نه. جواب دادم: برای «خودت» بفرستم که «بدی» دست مسئولش؟! طرف تازه عصبانی هم شد! گفت: خانم يعنی چی؟ گفتم: «يعنی چی» يعنی چی؟ شما من رو «تو» خطاب کرديد، گفتم شايد با هم نون و ديزی خورده‌ايم و من يادم نيست!

  2. از این مطلبت یه دل سیر خندیدم و گریه کردم. http://balatarin.com/permlink/2008/8/7/1368612

  3. آقا جان شما اصفهانی ها (حدس می زنم) چه هیزم تری از نژاد آریایی و زبان پارسی دیدید که هتر پاراگراف یکی می زنید تو سرشون؟ روزگاری شده ها!!!

  4. اطلاعاتمون و زیاد کردین. ممنون.
    اگه همه عادت کنیم مثل شما نکات مثبت رو هم ذکر کنیم، خیلی منابع اطلاعاتیمون قابل اعتماد تر میشن.

    بازم ممنون

  5. خیلی جالب بود.

  6. اون برگه ای که خودتون نوشتید و امضا کردید مطمئنا باعث حرص اون کارمند میشه. اون کارمند هم در یه برگه ی دیگه یه چیز دیگه مینویسه و یه امضای الکی هم به عنوان امضای شما پاش میندازه. باید بعدا یه تماسی چیزی میگرفتید و درست رسیدن اون برگه رو چک میکردید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: