احمدی نژاد شام نخورده، گرسنه به ایران برگشت

آخه میشه آدم راهش به ایتالیا بیفته و اونجا چیزی نخوره و برگرده؟ من فکر مکردم که نمی شه. این سبزی فروشیه تو نارمک یادتونه؟ آره همونی که سر کوچه خونه آقای احمدی نژاده که قیمت گوجه فرنگی و خیارو بالا نبرده. یعنی آقای احمدی نژاد می گفت که مردم بیخود میگن قیمت ها بالا رفته و الان همه تهران همه چیو از اونجا می خرن. به همین خاطره که قیمت پیتزا هم بالا نرفته چون نزدیک خونه آقای احمدی نژاد یه پتیزایی هم هست. من همیشه از اونجا خرید می کنم.

حالا طرف پیش خودش گفته بود که میرم ایتالیا اول میرم پیش برلوسکونی اونجا بهم صبونه میدن، موزورلا و زیتون و سالامی. البته سالامیاشون گوشت خر هم داره و مباحه. نهارم میرم پیش پاپ اعظم اونجا سوسیس آلمانی اصل باحال می خورم. شام هم که دیگه افتادیم. همه رییس روسا هستند. میرم اونجا به اهود اولمرت دهن کجی می کنم. زبونمم براش درمیارم.

ای بابا، برلوسکونی میگه اصلا وقت ندارم. پاپ هم می گه تو به قدوقواره خودت نیگا کن. برو با هم قد خودت بازی کن. شام هم که دعوت نکردند. حالا من آقای احمدی نژادم. این یارو رابرت موگابه دیگه کیه شده رقیب ما؟ همش توطئه صهیونیستها بود. اصلا میرم همون بوف تو میدون هفت حوض. پیتزاهاش هم باحاله از منم پول نمی گیره.

البته خبرگزاری «میگن» گزارش داده که بوف هفت حوض دیر وقت شب بسته بوده و خلاصه این آقای احمدی نژاد دیشبو گرسنه خوابیده. برق هم رفته بود. یعنی شهردار روم به خاطر آقای احمدی نژاد برق روم رو قطع کرده بود. ولی نمی دونم چرا برق هفت حوض رفته بوده. ما هم برق نداشتیم.

خبرگزاریهای ایتالیایی هم گزارش دادن که اومدن آقای احمدی نژاد یه دستاورد باحال برای ایتالیا داشت و اونم این که یک علامت راهنمایی به علامتهای راهنمایی و رانندگی ایتالیا اضافه شد. تا حالا علامتایی که اونجا بود اینا بودن: ورود عمله با بیل ممنوع، عبور گوسفند ممنوع، ورود با پیتزا ممنوع. حالا اینم اضافه شده: ورود احمدی نژاد ممنوع! نمونه هاشو دیروز تو میدون اسپانیا در روم نشون دادن. اینم عکساش این پایین. میگن خودش هم امضاش کرده.

احمدی نژاد در کارناوال

نام کارناوال که می آید شاید شما بیشتر یاد ریودوژانیرو یا ونیز بیفتید. اما در آلمان نیز در چند شهر کارناوال هست. کارناوال در آلمان یک سنت چند صد ساله است که می گویند ریشه در تلاش مردم برای آزادی از اشغال امپراطوری روم دارد. برخی ریشه های مذهبی و برخی دیگر سنت های ژرمن پیش از مسیحیت در آن می بینند. شاید هم کمی از هر کدام درست باشد. به هر رو آنچه امروز در شهرهای کلن، دوسلدورف، ماینس و روستاهای پیرامون این شهرها هر سال به راه می افتد، دیگر این سنت ها را در بر ندارد. یک هفته تمام زندگی اجتماعی در این شهرها مختل می شود و چهره شهر تغییر می یابد. مردم به خوش گذرانی می پردازند و خود را به شکل های عجیب و غریب در می آورند. در این یک هفته هیچ گونه کار جدی نمی توان کرد؛ همه چیز و همه کس به شوخی و سخره گرفته می شود و بسته به این که افکار عمومی به چه مورد هایی سرگرم باشد، آین موردها را به کار می گیرند و کاروانی به راه می اندازند. ممکن است شما برای انجام کاری به اداره ای بروید و پشت میز یک مرغ نشسته باشد یا یک گوریل یا یک عرب. خود شما هم می توانید آخوند شوید یا آدم خوار یا یک خرس!

این گونه است که جای احمدی نژاد نمی تواند خالی باشد. این عکس ها را در کارناوال شهر دوسلدورف در سال 2007 گرفته ام. دوسلدورفی ها معمولا موارد سیاسی روز را به مسخره می گیرند. کلنی ها بیشتر به مسایل «فرهنگی» می پردازند. در یک نوشته دیگر به جزییات یک هفته کارناوال و کارهایی که هر روز انجام می دهند، خواهم پرداخت. تا آن روز سرتان با عکس ها گرم باشد.

Achsel des Bösen یعنی: زیر بغل شرارت. در اینجا با واژه ها بازی کرده اند. محور شرارت می شود: Achse des Bösen. تنها یک L افزوده و مفهوم را تغییر داده اند.