زبان فارسی زنانه

در علوم اجتماعی شاخه هایی وجود دارند که زمینه تحقیقشان پیرامون ویژگی های جنسی زن و مرد در (Gender Study) زمینه های گوناگون است؛ از جمله در جامعه شناسی و زبان شناسی و به ویژه در زمینه مشترک این دو یعنی در زبان شناسی اجتماعی (Socio-linguistics). ما پدیده ای هم به نام زبان زنانه و زبان مردانه داریم که هم از زاویه زبان شناسی و هم از زاویه جامعه شناسی به آن پرداخته می شود و فمینیسم هم به آن علاقه ویژه ای دارد که البته پرداخت بیش از این به این چیزها کار من نیست. ولی دوست دارم اهل فن دو نکته جالب را که تنها در زن ایرانی یافت می شود را برای ما بشکافند. یکی کاربرد واژه های «وا» و «اوا» در زن ایرانی است. زن ایرانی هر وقت از چیزی تعجب می کند می گوید: «وا!!» و یا اگر می خواهد با حرفی همین الان و فوری مخالفت کند، با لحن پرسشی-تعجبی می گوید: «اوا؟!»

زبان شناسان فارسی به ما بگویند که این دو واژه از کجا آمده اند و چرا تنها زن ایرانی از آنها استفاده می کند.

دوم این که در همین حالت که زن ایرانی حسابی تعجب کرده است یا غافلگیر شده است، با دست راست به پشت دست چب خود می زند و با همان لحن پرسشی-تعجبی می گوید: «اوا؟!» حالا شاید یکی چپ دست باشد و بگوید نخیر، من با دست چپ به پشت دست راستم می زنم.

الان که فکر می کنم گمان کنم در زنان دیگر کشورهایی که می شناسم، چنین حرکت ویژه زنانه که ویژه فرهنگ خودشان باشد را ندیده باشم. شما چه فکر می کنید؟

راه درست نگهداری از خدمتکار خانگی از دید یک معلم سعودی

این نوشته را «عرب نیوز» روز 31 مارس 2008 چاپ کرده بود.

عبدالقادر حسین که یک معلم است، تاکنون چندین خدمتکار از خانه اش گریخته اند. او می گوید: «هر چه به عقلم می رسید انجام دادم، چون زندانی کردن خدمتکار در اطاقش در شب یا نصب نرده فلزی برابر پنجره ها. ولی این کارها هم فایده نداشت و آنها فرار می کردند. ما نمی توانیم بدون خدمتکار باشیم چون همسر من هم معلم است.» … » سرانجام یکی از دوستان من راز نگاه داشتن خدمتکار خانگی را برای دراز مدت برایم فاش ساخت. او گفت به او پول بیشتر بپرداز و با او خوش رفتار باش. من نیز حقوق ماهیانه او را از 700 ریال به 1200 ریال رساندم. راهش همین بود و الان خدمتکار ما دو سال است که مانده است. هیچ کدام از خدمتکار های ما بیش از چند ماه نماند.» او اضافه کرد که به خدمتکارش هر از چندی لباس یا چیز دیگری هدیه می کند.

* * *

جناب آقا و خانم معلم خود به این نتیجه نرسیده بودند و نیاز به مشاوره با کسی را داشتند که این راز را برایشان فاش کند. درآمد متوسط یک کارمند سعودی بیش از 25000 ریال در ماه است. یک همبرگر در مکدونالد 20 ریال است. حال خود ببین 700 ریال چقدر است.

کارگران خارجی درعربستان سعودی

هرچند که عربستان سعودی برای خارجیان جای خوبی برای کار و پول درآوردن است، به همان میزان خارجی ها از هیچ گونه حق و امکاناتی که در بسیاری از کشورها بدیهی است، برخوردار نیستند. بلکه شاید بتوان از نظام کاری عربستان و قانون های آن در رابطه با کار به عنوان یک شکل برده داری نام برد. چیزی که بسیاری از کسانی که در اینجا کار می کنند، از آن آگاه نیستند.

تنها راه ورود به عربستان تنها برای کار است. هیچ راه دیگری به جز سفر حج وجود ندارد که آن نیز محدود به مکه و مدینه است. برای ورود به عربستان نیاز به یک کارفرما است که البته نامش کارفرما نیست و «ولی» (به انگلیسی Sponsor می گویند) کارگر است. واژه «ولی» کاملا درست و محتوای رابطه را نشان می دهد و نه Sponsor یا کارفرما. «ولی» به گونه ای صاحب اختیار کامل کارگر در برابر دولت و یا هر ارگان دیگر است. هر زمان که «ولی» کارگر را نخواهد، می تواند خود کارگر خارجی را از کشور اخراج کند. کارگر هنگام ورود باید گذرنامه خود را به «ولی» بدهد و کارت اقامت را دریافت کند. این «ولی» است که تصمیم می گیرد که کارگر کی می تواند به مرخصی رود و وقت آزاد دارد یا نه. برای خروج از کشور کارگر خارجی باید اجازه کتبی از «ولی» ارایه دهد وگرنه نمی تواند کشور را ترک کند. هیچ گونه اتحادیه کارگری یا صنفی برای نمایندگی از حقوق در شغل های گوناگون وجود ندارد. در صورت ایجاد اختلاف کارگر تنها می تواند به دادگاه کار شکایت کند. از این رو سفارت ها و کنسول گری های کشورهای گوناگون و به تازگی کمیسیون های حقوق بشر کشورهای مختلف نقش حمایت از کارگران خود را بر عهده گرفته اند.

این شرایط برای همه خارجی ها یکی است؛ چه برای یک خدمتکار ساده از سری لانکا یا استاد دانشگاه آمریکایی یا متخصص درجه یک اروپایی. این گونه است که کارفرما اختیار فراوان برای هر گونه سوء استفاده دارد. اگر نمی توان به یک متخصص ارشد خارجی زور گفت و کاملا برعکس باید شرایط راحت زندگی او را فراهم کرد تا بماند، کارگران ساده که در خانه ها یا بخش های پست خدمات کار می کنند، از ابتدایی ترین حقوق انسانی محروم هستند و کیفیت زندگی آنها بسته به شخصیت کارفرمایشان دارد و نه وجود قانونی که پایه و چارچوب کار آنها را روشن کند و اگر لازم باشد، از آنها حمایت کند.

روزنامه ها پر است از مورد های سوءاستفاده از کارگران خارجی به هر صورت که قابل تصور باشد. از کتک و شکنجه خدمتکاران خانگی و حتی تعرض جنسی که بسیار گسترده است، گرفته تا نپرداختن حقوق یا مرخصی و یا کار تا میزان 14 ساعت در روز و هفت روز هفته! هفته هاست که 130 کارگر ساختمانی بنگلادشی در خیابان کنار کنسول گری بنگلادش در شهر دمام چادر زده اند. آنها می گویند که شرکت ساختمانی سعودی 16 ماه است که حقوق آنها را نپرداخته است.

همکار هلندی من که در فیلیپین زندگی می کند، می گوید که روزنامه های فیلیپین پر است از گزارش های عجیب و غریب از سوءاستفاده از خدمتکاران فیلیپینی در خانواده های عربستان سعودی. کنسول گری فیلیپین در جده می گوید که به طور متوسط روزی 150 زن فیلیپینی تنها به این کنسول گری پناه می آورند که از خانه ها فرار کرده اند.

در همین «عرب نیوز» که آن را هر روز می خوانم، تقریبا در هر دو روز یک گزارش در این مورد می توان دید. خشونتی که از دیدگاه من در جامعه عربستان نهادینه است و بخشی از فرهنگ مردم را تشکیل می دهد، در چاردیواری خانه ها به دور از دید، گستره های دیگری نیز می یابد. در جامعه نیز ارگان جدی برای جلوگیری از این خشونت ها وجود ندارد. چند مورد:

«عرب نیوز»، 3 مارس 2008: خدمتکار 28 ساله سری لانکایی مدعی است که شکنجه شده است و حقوق خود را دریافت نکرده است. او که از سوی زن صاحبخانه خود مورد شکنجه قرار گرفته بود، بدون پرداخت حقوق به سری لانکا پس فرستاده شده بود. «زن صاحبخانه مرا با اطوی داغ سوزاند، روی من مواد ضدعفونی و بنزین ریخت و تهدید کرد که مرا آتش می زند.» او 21 ماه برای یک خانواده سعودی کار کرده بود و تنها حقوق 9 ماه را دریافت کرده بود. «هرگاه از آنها می خواستم حقوق مرا پرداخت کنند، آنها مرا کتک می زدند و تهدید می کردند که مرا به پلیس تحویل خواهند داد. من هیچ گونه امکان تماس با سفارت خود را نداشتم چون تلفن خانه خارج از دسترس من بود.» اکنون دفتر کارگران سری لانکایی در خارج دفاع از او را با کمک سفارت سری لانکا بر عهده گرفته است.

از سوی دیگر شانس زیادی در این مورد وجود ندارد چون دادگاه کار امکان بازجویی از او را ندارد. هر کارفرمایی هرگاه که اراده کند، می تواند کارگری را به کشور خود باز پس فرستد، بدون این که ارگان های سعودی امکان رسیدگی به مورد اختلاف را داشته باشند. حال ببینید شانس یک کارگر ساده، کم سواد و بی پول سری لانکایی برای گرفتن حق خود آنهم از راه دور از کشور خود چقدر است.

هر روز 9 زن سری لانکایی از خانه ها فرار کرده، به سفارت این کشور در ریاض پناه می آورند. این سفارت شماره تلفن 24 ساعته برای رسیدگی به مشکلات کارگران خود ایجاد کرده و دو «خانه امن» برای پناه دادن به این زنان در جده و ریاض ایجاد کرده است.

«عرب نیوز»، 21 مه 2008: دادگاه عالی در ریاض زن و شوهر سعودی را که در دادگاه دیگری به شکنجه خدمتکار اندونزیایی خود محکوم شده بودند، بی گناه شناخت و آنها را تنها به پرداخت 2500 ریال سعودی (450 یورو) محکوم کرد. دختر جوان خدمتکار سه سال پیش مدت ها در حمام خانه زندانی و مورد شکنجه شدید قرار گرفته بود به طوری که چند انگشت دست و چند دندانش را از دست داده بود. سه سال این دادگاه طول کشید چون زن و شوهر شکنجه گر از آمدن به دادگاه خودداری می کردند و سرانجام با فشار وکیل این خدمتکار حکم حضور اجباری آنها صادر شد. آنها خدمتکار را تهدید به شکایت و ادعای خسارت یک میلیون ریالی می کردند تا او را از شکایت بازدارند. در دسامبر 2007 یک دادگاه خدمتکار را به جرم ادعای دروغ به 79 ضربه شلاق محکوم کرد که با اعتراض وکیل او این حکم باطل شد. در حکم دادگاه عالی به این که چند انگشت دست این خدمتکار قطع شده اند، چند دندانش شکسته اند و یک چشم او بینایی کامل ندارد، توجه نشد. چهار قاضی دادگاه عالی حتی حاضر نشدند که این دختر خدمتکار را به دادگاه بخواهند و از او بازجویی کنند.

از هشت میلیون کارگر خارجی در عربستان سه میلیون نفر خدمتکاران زن خانگی هستند. در میان آنها تعداد زیادی نیز غیر قانونی هستند که پس از حج در عربستان مانده اند. این عده که دیگر از هیچ گونه حقوقی برخوردار نیستند.

یک جستجو در آرشیو «عرب نیوز» با واژه «خدمتکار خانگی» در یک سال 114 مورد را یافت. چند نمونه از تیتر این خبرها:

– دختر خدمتکار 17 ساله از سری لانکا به جرم قتل نوزاد به مرگ محکوم شد.

– زن سری لانکایی پس از آن که 8 سال در خانه ای چون برده نگهداری می شد، به کشور خود بازگشت.

– خدمتکار 53 ساله سری لانکایی که با کمک شاهزاده سلمان، فرماندار ریاض به سری لانکا بازگشته بود، در آنجا اعلام کرد که حقوق 13 سال خود را دریافت نکرده است. او پس از آنکه صاحبخانه اش درگذشت، توانست از خانه فرار کند. شاهزاده سلمان برای جبران این سال ها به او 53000 ریال سعودی پرداخت کرد.

پلیس خدمتکار اندونزیایی را در حمایت خود گرفت و چند نفر از اعضای خانواده صاحب کار اورا به جرم قتل دو خدمتکار دیگر باز داشت کرد. مردان این خانواده پس از آن که یکی از آنها ادعا کرد که چهار خدمتکار اندونزیایی او را جادو می کنند، به آنها حمله کردند.

… و این رشته سر دراز دارد.

خشونت در جامعه عشیرتی و کماکان قبیله ای عربستان نهادینه است و این را همه جا می بینی. به راستی اگر در جنبه های گوناگون زندگی اجتماعی عربستان ریز شوی، بیش از هر چیز دیگری خشونت را می بینی، آن را لمس و تنفس می کنی. هر حرکت خود را هر چند ریز زیر نظر داری که مبادا نادرست باشد. چیزی که برای من به آن صورت آشکار نبود و اکنون روشن تر شده است که اساس این جامعه چقدر شکننده است و چه ناگهانی مردم اینجا می توانند دست به خشونت بزنند.

تجربه تاکسی درعربستان سعودی

تاکسی سوار شدن در ریاض خودش تجربه ای است. این کار چند شکل می تواند داشته باشد:

راننده عرب سعودی (بسیار کمیاب) است و انگلیسی نمی داند. شهر را بلد است ولی نمی فهمد تو چه می گویی.

– راننده عرب غیر سعودی است، انگلیسی نمی داند و شهر را هم نمی شناسد و نمی فهمد تو چه می گویی.

– راننده غیر عرب است. انگلیسی می داند ولی عربی نمی تواند بخواند و شهر را هم بلد نیست.

– راننده غیر عرب است. انگلیسی نمی داند. عربی هم نمی تواند بخواند و شهر را هم بلد نیست.

– تو خودت از همه اینها بدتری. عربی بلد نیستی، اردو بلد نیستی، بنگالی بلد نیستی، هندی بلد نیستی، شهر را هم بلد نیستی.

این دیگر مشکل خودت است که در این شهر می خواهی سوار تاکسی شوی و کار فوری هم داری. البته در اینجا اتوبوس و مترو نیز وجود خارجی ندارد.

مردم عربستان سعودی و بازار کار

جامعه عربستان از دید بازار کار نیز دارای ویژگی هایی است که در کشورهای دیگر نمی توان دید. پس از گسترش میدان های نفتی و رفاه سریعی که برای جامعه عربستان در پی داشت، اکنون نسل سوم و چهارم رفاه در عربستان زندگی می کنند. اینها کسانی هستند که کار در زندگی اجتماعی آنها نقشی ندارد چون نیازی به آن ندارند و تامین هستند. البته نمی گویم که در عربستان فقیر بومی نیست. در ریاض گدایانی را می بینی که در برابر در خروجی سوپرمارکت ها یا سر چهارراه ها ایستاده اند و بیشتر آنها زن هستند. در شهرهایی که من دیدم، محله های فقیر نشین با مردم با درآمد پایین وجود دارند. دوستان سعودی من می گویند که در روستاهای دورافتاده سطح زندگی بسیار پایین است و رفاه به آنجاها نرسیده است. هر چند که کمک های مختلف دولتی و سوبسید نیز چون ایران وجود دارد، اما نسل جوان شهری عادت به کار ندارد و آن ها را در محیط کار نمی بینی. روند بیکاری در مردم عربستان رو به گسترش است. من موفق به یافتن آمار رسمی بیکاری نشدم ولی نوشته های گوناگون خارجی از 30 تا 35 درصد بیکار بومی سخن می گویند که بسیار بالاست. این ها یا کسانی هستند که نیاز به کار ندارند یا نیاز دارند ولی برایشان کار نیست چون هیچ گونه کاری بلد نیستند. تازه در این ارزیابی ها زنان سعودی به حساب نمی آیند چون آنها در بازار حضور ندارند. تنها جایی که یک زن می تواند کار کند یا در مدرسه است و یا در بخش درمانی. تازه اگر خانواده اش بگذارد. دولت عربستان تلاش در مقابله با این روند دارد و سعی می کند با تشویق مردم به کارآموزی از یک سو و تشویق و اجبار قانونی کارفرماها به استخدام سعودی ها با روند رو به رشد بیکاری مزمن مبارزه کند. کارفرماها انگیزه چندانی به استخدام عرب ها نشان نمی دهند و معتقد هستند که آن ها بازده کاری شان بسیار پایین است. با یک هندی که مدیر مالی یک شرکت است، گفتگو می کردم. او می گفت در یافتن کارمند سعودی دشواری داریم. آن ها یا کار بلد نیستند یا دقت در کار ندارند یا نظم در آمد و رفت ندارند و با کوچکترین انتقادی کار را رها می کنند و دیگر نمی آیند.

سطح آموزشی بسیار پایین است. دانشگاه هایی که وجود دارند، بخش زیادی از رشته ها را به آموزش های قرآنی و اسلامی گذاشته اند و سطح دیگر رشته ها پایین و به گفته یک همکار اروپایی بیشتر به یک شوخی بی مزه شبیه است. باسوادان سعودی که در کارهای مدیریت و کلیدی هستند، معمولا در آمریکا درس خوانده اند.

از این رو اقتصاد عربستان نیاز شدید به نیروی کار ساده و متخصص خارجی دارد و بدون آنها کامل فلج خواهد شد. از 25 میلیون نفر جمعیت عربستان سعودی 8 میلیون آن را خارجیان تشکیل می دهند. این خارجیان در تمام زمینه های اقتصاد عربستان شرکت دارند؛ از کارهای خدماتی پست گرفته تا کارهای تخصصی پیش رفته و مدیریت در زمینه های مختلف. نیروی کار از کشورهای مختلف در زمینه های کاری متفاوت انحصار دارند. خدمتکاران خانگی و پزستاران بیمارستان ها از اندونزی، فیلیپین، سری لانکا یا هند هستند. کارگران ساده ساختمانی و دیگر زمینه های خدماتی از پاکستان، هند، بنگلادش یا سری لانکا می آیند. راننده های تاکسی از پاکستان یا دیگر کشورهای عربی هستند. کارهای تخصصی در دست اروپاییان، آمریکایی ها، هندی ها، پاکستانی ها یا دیگر کشورهای عربی است. وزیر کار مصر چندی پیش به عربستان آمده بود و از همتای سعودی خود خواسته بود که امکان آمدن زنان مصری به عربستان و کار به عنوان خدمتکار خانگی را فراهم کند. اقتصاد رو به رشد عربستان نیروی کار زیادی را به خود می کشد و ازر فراوانی را به کشورهای صادر کننده نیروی کار فراهم می آورد. در این میان به نظر می آید که آنهایی که در دراز مدت کلاه سرشان می رود، نسل جوان بیکار و بیعار عربستان است که نه کار بلد است و نه فکر می کند که باید یاد بگیرد.

در این میان همان حرف هایی که در اروپا زیاد شنیده ایم و در ایران نیز گاهی به گوش می رسد، می شنویم. می گویند خارجی ها آمده اند و کارها را به دست خود گرفته اند و برای سعودی ها کار نیست. همان حساب های ساده لوحانه را هم می بینیم که می گویند مثلا پنج میلیون بیکار داریم. پی پنج میلیون خارجی را بیرون کنید تا خودی ها همه سر کار بروند. البته در اروپا این حرف ها را برخی نامزدها هنگام انتخابات برای گردآوری رای مردم می زنند و پس از انتخابات دیگر چیزی نمی شنوی. اما در اینجا به نظر می آید که گوینده این حرف ها خود نیز زودباور و ساده لوح است.