سیاه نگاری جامعه عربستان سعودی؟

می خواهم به اتهامی که خودم به خود وارد آورده ام، پاسخ دهم. امروزنگاهی به نوشته های خود در مورد عربستان سعودی انداختم، البته از دید نسبی مثلا شما، یک خواننده با کمی فاصله. دیدم بیشتر نوشته ها منفی و سیاه است. گفتم داری سیاه می نویسی در مورد یک کشور بزرگ 25 میلیونی. آیا این دید واقعی است؟ یعنی هیچ چیزی در اینجا نیست که برایت خوشایند باشد؟ این یک سوال است.

یکی هم به من گفته بود که کمی احساسی می نویسی. این سخن مهمی است. اگر این انتقاد می خواهد بگوید که غیر واقعی می نویسم و یا واقعیت و نظر خود را در هم می آمیزم و یک چیز دیگر جلوه می دهم، خوب این جای بررسی دارد.

نوشته های ابتدای ورودم به اینجا خوش بینانه تر و و مثبت تر بودند . البته در آن زمان نیز چیزی از خود اضافه نکردم و اگر درک خود را گفتم، روشن بود که آنچه گزارش شده چیست و نظر من چیست. تجربه اتفاق در بزرگراه و آشنایی با عبدالعزیز و دوستانش، برخورد دوستانه مردم با من (به جز آن یک مورد) و ادب آنها و خیلی چیزهای دیگر. کیفیت بالای غذاهای اینجا، تمیزی و خوش پوشی مردم و چند چیز دیگر توجه مرا جلب کرد که به برخی از ایرانیان که دست از ناسزا به عرب ها بر نمی دارند بگویم که بر خوردتان در این سطح کامل نادرست و برای دلخوشی خودتان است و بس. به جای این حرف های سبک به آینه نگاه کنید تا ریشه مشکلتان را ببینید.

اما از سوی دیگر کشور عربستان سعودی بر اساسی بنا شده است که خود را در تمام جنبه های زندگی اجتماعی و شخصی نشان می دهد و در آن ها دخالت می کند. برای من دشوار است که آنچه را که می خوانم، می بینم و تجربه می کنم، در چارچوب انعطاف لازم برای درک فرهنگ بیگانه جای دهم و بگویم که خوب اینجا مردم دشداشه و عبایه می پوشند و ما چیز دیگر می پوشیم. این کار دشوار و از دید من امکان پذیر نیست. نمی توان به «اعلامیه جهانی حقوق بشر» پای بند بود و در کنار خیابان گردن زدن کسی را تماشا کرد و گفت خوب اینها فرهنگشان تفاوت دارد.

در آنجا که نظام ارزشی حاکم بر اینجا هیچ دگراندیشی را هر چند کوچک بر نمی تابد، چگونه می شود در برابر مورد های اساسی بی تفاوت ماند و یا آن را در چارچوب انعطاف فرهنگی و دگراندیشی که من خود به آن اعتقاد ژرف دارم، گنجاند؟

امروز در ابتدای کار در دفتر برابر عادت همه روزه که لیوان قهوه خود را می آورم و نگاهی به روزنامه می اندازم، در صفحه اول «عرب نیوز» خبر حکم دادگاه پیرامون شکنجه یک خدمتکار زن از اندونزی از سوی خانواده کارفرمایش را خواندم که پس از سه سال سرانجام دیروز حکم به بی گناهی آن زن و شوهر کارفرما صادر کرد. آن دختر جوان خدمتکار سه سال پیش مدت ها در حمام خانه زندانی و مورد شکنجه شدید قرار گرفته بود به طوری که چند انگشت دست و چند دندانش را از دست داده بود. دادگاه حکم داد که به او 2500 ریال (برابر 450 یورو) خسارت پرداخت شود. آیا این یک اتفاق جنایی است از همان هایی که همه جا اتفاق می افتد؟ چون آن جنایتکار «بیجه» در ایران یا آن پدر اطریشی که 24 سال دخترش را زندانی کرده بود یا آن آلمانی که یک نفر را خورده بود؟ چه کسی می آید بادیدن این موردها جامعه ایران، اطریش یا آلمان زیر سوال ببرد؟

اما آن گاه که کنسول گری فیلیپین در جده می گوید که هر روز 150 زن خدمتکار خانگی فیلیپینی از خانه ها فرار می کنند و تنها به این کنسول گری پناه می آورند، دیگر جریان تفاوت می کند.

روزنامه امروز را ورق زدم و در صفحه دوم این تیتر را خواندم: «خانواده از پناه دادن به دختر 18 ساله خود که قربانی تجاوز بوده است، خودداری می کند.» آن قدر بریده روزنامه گرد آورده ام که می شود مدت ها در باره شان نوشت. تازه من عربی نمی دانم و از این رو زاوه دریافت اطلاعاتم بسیار محدود است.

تفاوت اینجا و کشورهایی چون اینجا در این است که آنگاه که در این گونه رویدادها ریزبین می شوی، می بینی که ارزش های حاکم بر جامعه زمینه این رویدادها را به وجود می آورند و یا پشتیبانی می کنند نه تنها یک انسان تکرو خلاف کار یا جانی.

این است که احساس می کنم که این چیزها را باید نوشت و در برابر آنها بی تفاوت نبود. به ویژه که نگاه من این است که جامعه عربستان سعودی دارد نقش راهنما برای حکومت جمهوری اسلامی بازی می کند و انها چشمشان به اینجاست. اینجا الگوی ایران است همانگونه که برای طالبان در افغانستان بود.

از این روست که باز هم می نویسم.

Advertisements

11 پاسخ

  1. سلام بر شما.
    مطالب دیگرتان زیادی برای من جالب بود.
    اما اخرین بند این مطلب را قبول ندارم.ایران و عربستان هرگز مانند هم نیستند و نخواهند شد به دلایل تاریخی. الگویی که عربستان باشد برای همان سعودی ها خوب است ولاغیر.اگر وقت کردید مطالب روزنامه های ایرانی د رمورد انها را بخوانید و ببینید که انها نیز مانند شما جامعه سیاه عربستان را سیاه میبینند.

  2. دوست گرامی.
    از دیدگاه من شما بسیار منصفانه می بینید و قضیه این نیست که شما فقط سیاه را می بینید و لاغیر. قضیه اینه که در چنین جامعه عقب مانده ای مگر چند چیز مثبت می توان یافت؟ من شیوه نگارش شما را بسیار می پسندم که نشان از پختگی داره و امیدوارم بازهم به نوشته هاتون ادامه بدید.

    قلمتان پاینده باد

  3. I admired you and your approach in describing the Saudi Arabian society. I find it also really nice that you have an unstressed, logical way to start a dialogue with a publisher company. It is a long time, I like to write more about the East Germany and my exprience about Iranian people, as I have seen so far. However I am too busy with other things, which are not at all in such a direction. I should confess that your weblog incouraged me to write more. Good luck and thanks for throwing light on some unknown ant very often seen matters….

  4. آقای محترم،

    چندی پیش وبلاگ شما را از وبلاگ جادی پیدا کردم. این که شما در این وبلاگ از عربستان سعودی سخن می گویید، مایه‌ی خرسندی من شد. دریچه‌ای شد به دیدن کشوری که سرک کشیدن به آن زیاد راحتی نیست.

    اما شما حتی یک وبلاگ معتبر نمی یابید که در فید آن فقط خلاصه‌ی مطلب منتشر شود و برای خواندن آن مجبور به آمدن به وبلاگ شد!

    این مایه تاسف من است که وبلاگ شما که من مدتی است مشترک فید آن هستم، در این مورد سهل انگار می شود و یا شاید حتی فرصت طلبانه عمل می کند. این که حقیقت چیست را تنها شما می توانید بدانید.

    من از شما صمیمانه خواهشمندم این خطا را اصلاح کنید.

    با سلامهای دوستانه

  5. آقا سلام
    مخلصم
    من به شدت معتقدم كه شما سسياه نويسي نمي كني
    و بلك به شدت اونچه رو ميبيني مي نويسي
    از كنار يك اتفاق ساد رد نميشي بهش نگاه ميكني
    اسكنش مي كني و مي فرستي توي حافظه و از هر طرف كه دستت بهش ميرسه بهش ميپيچي و مي چلونيش و مي ندازيشصاف توي گلوي كساني مثل من كه دوست دارند بيشتر بدونند

  6. آقا تبریک می گم . وبلاگتو توی شباهنگ معرفی کردن . سفارش ما رو هم بکن .

  7. هر كاري كني يا ممكن هست تشويق بشي يا تنبيح. اون كاري كه فكر ميكني درست است رو انجام بده. به هر حال مطالب شما ترفدارهاي هم داره، مثل من. و حداقل اين كه خود شما رو راضي ميكنه.

  8. Hi
    Good post
    Watching the bright side of the blog, criticizing to be better
    I think self censorship occurred intermittently and deliberately . Probably to conform some expectations.
    Good luck

  9. نویدار عزیز این دو روز تمام کلمات وبلاگ شما را بلعیدم.با همان عطشی که می شود سمفونی مردگان دوستتان را نوشید.حتی به نظرم باید این نوشته ها را پرینت گرفت و چند بار دیگر هم آن ها را خواند و به دوستان دیگری هم داد تا بخوانندشان.به هر حال قصد من قرار دادن هندوانه زیر بغل شما نیست. چرا که به قول شما مرد ایرانی فقط زمانی ممکن است این کار را بکند که سود و منفعتی از آن عایدش شود.خوب … از یک انسان جهان وطنی مثل شما که در یک شرکت بین المللی کار می کنید و به جزئیات اطرافتان زیاد دقت می کنید و آن ها را با مطالعات قطعن وسیعتان تطبیق می دهید مطالب زیادی می شود آموخت. از قرآن صنعا گرفته ،تا همه ی چیزهایی که در آن کویرهای داغ و سرخ می گذرد تا وجه تسمیه کاسپین تا وهابی ها تا اینکه در یک شهر دورافتاده در ایسلند پیاده روی معنایی ندارد.از این که بگذریم نامه نگاری شما با آن مجله از دو جهت برایم خیلی جالب بود.یکی نامه ی دومتان و دلایل جالب و قاطعی که برای آن نشریه ی توریستی آوردید و یکی پذیرش خطای آن نشریه با گوشزد شما، که می شود گفت توی جامعه ی ما این نوع پذیرش اصلن محلی از اعراب ندارد. به هر حال من با وبلاگ شما از ایسلند گرفته تا آمریکای جنوبی و جنگل آمازون و هند و تهران و ریاض سفر کردم.
    نویدار عزیز در مورد شیعه های عربستان هم بیشتر بنویس.
    موفق باشی
    گ.ف

  10. LOVE U

  11. به نظر من در آخر نوشتارت به نکته کوتاه و درستی اشاره کردی،چشمان دولت مردان فعلی ایران به عربستانه و در بعضی موارد الگو قرار گرفته که موفقیت به همراه نداره.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: