خلیج! خلیج؟ خلیج فارس

این روزها گرم گفتگو با انتشارات آلمانی «دومونت» DuMont هستم که راهنمای گردشگری برای کشورهای مختلف منتشر می کند.

نامه اول: 15 مه 2008

خانم ها و آقایان محترم،

چندی پیش کتاب راهنمای سفر «شبه جزیره عربستان» را از انتشارات شما برای سفر خود به عربستان سعودی خریدم. این که شما در این کتاب از «خلیج» سخن می گویید، مایه تعجب بسیار من شد. این آب ها یک نام روشن دارند، چنان چه شما سندهای باستانی و معتبر بین المللی را مرجع کار خود قرار دهید. بر اساس تمام این اسناد نام تاریخی این خلیج، خلیج فارس است نه یک خلیج گمنام یا خلیج عربی.

شما حتی یک سند نمی یابید که در آن این دریا را خلیج عربی نامیده باشد و عمرش بیش ار پنجاه سال باشد.

این مایه تاسف من است که انتشارات شما که من سالهاست برای خرید راهنمای سفر به کشورهای مختلف مشتری آن هستم، در این مورد سهل انگار می شود و یا شاید حتی فرصت طلبانه عمل می کند. این که حقیقت چیست را تنها شما می توانید بدانید.

من از شما صمیمانه خواهشمندم این خطا را اصلاح کنید.

با سلامهای دوستانه،

…..

==================

پاسخ نامه اول: 20 مه 2008

آقای … محترم،

انتشارات «دومونت» نامه شما را در اختیار من که نویسنده این کتاب هستم، گذاشته است. از آنجایی که برای این نام گذاری آن گونه که شما ما را در نامه خود متهم کرده اید، نه فرصت طلبی نقشی داشته است و نه سهل انگاری، من می خواهم برای شما شرح کوتاهی در مورد دلایل خود بدهم.

این که این خلیج، فارس است یا عربی، دست کم از پنجاه سال پیش میان کشورهای کناره آن مورد اختلاف است.درست این است که پارس (پرشیا)، آن گونه که ایران در گذشته نامیده می شد، از نظر تاریخی قدرت نظامی بزرگ منطقه بود و همچنان نیز هست و از این رو توانسته است این نام را جا بیندازد و کماکان این کار را می کند. اما اگر موقعیت سرزمین هایی که این خلیج را دور گرفته اند، بررسی کنیم، درازای سرزمین های کشورهای عربی بیشتر است. از دید جغرافیایی و از دید این کشورها واژه خلیج عربی منطقی تر است.

پس این مورد از نظر سیاسی حساس است و انسان می تواند برای هر دو تفاهم داشته باشد. از این رو بسیاری از شرکت های انتشاراتی در نقشه های خود از هر دو نام استفاده می کنند.

من به این نکته آشنا هستم که ایران به کتاب هایی که از خلیج عربی نام می برند اجازه انتشار نمی دهد. اما من نشنیده ام که کشورهای عربی کتاب هایی که از نام خلیج فارس استفاده می کنند، را محدود کنند.

با این شرح از شما خواهش می کنم که کماکان کیفیت بالای راهنماهای سفر «دومونت» را در نظر بگیرید و ارزش گذارید، هر چند که ممکن است با نگاه نویسنده این کتاب هم سو نباشید. اما انتشارات ما به آزادی نویسندگانش احترام می گذارد و تسلیم فشارهای سیاسی نخواهد شد.

در کتاب دیگر خود «دومونت-راهنمای سفر به ابوظبی» یک بخش ویژه به این مورد اختلاف اختصاص داده ام با نام «خلیج در واقع چه نام دارد؟»

با سلام های دوستانه،

گرهارد

==================

نامه دوم: 20 مه 2008

آقای … محترم،

از پاسخ شما متشکرم.

از دید یک انسان بین المللی (Cosmopolitan) که خود را جهان وطن می داند و در کشورهای بسیاری زندگی کرده است، چنین موردی نمی تواند مورد توجه اصلی زندگیش باشد. برای من برخورد درست علمی به این گونه موارد اهمیت دارد. اگر خلیج فارس در راستای تاریخ خلیج عربی می بود و شما آن را خلیج فارس می خواندید، من به شما همین تذکر را می دادم. اختلاف همه جا هست و برای دیگرانی که پای اختلاف ها (چون شما، من یا دیگران) نیستند، باید مرجعی وجود داشته باشد که معیار همه قرار گیرد و خود را از این گونه درگیری ها به کنار کشند. برای من این مرجع مورد اعتماد فرهنگ نامه های معتبر (Encyclopaedia) بین المللی هستند. چنین مراجعی مورد اختلاف هیچ کس نیستند و تا کنون هیچ کشور عربی به «بریتانیکا» یا «ناشنال جیوگرافیک» یا دیگران اعتراض نکرده است که چرا این آبها را خلیج فارس می خوانند. چنین کاری هیچ نتیجه ای برای کشورهای عربی نمی تواند داشته باشد چون این ارگان ها بر اساس سندهای تاریخی کار می کنند و نه منافع کوتاه مدت این یا آن. این جریان از دیدگاه من یک بازی سیاسی است. از آنجایی که ایران در این دوره از نظر سیاسی نقشی نامناسب و نامطبوع در منطقه ایفا می کند، چنین اختلاف هایی را تحریک می کند. از این رو این اختلاف بر سر نام، بخشی از یک درگیری سیاسی دیگر است و من فکر می کنم که دیگران بهتر است خود را از آن کنار بکشند.

در تمام دوران حکومت شاه هیچ کشور عربی از نام خلیج عربی پشتیبانی جدی نمی کرد.

این را نیز بگویم که کتاب هایی که از نام خلیج فارس استفاده می کنند دست کم در کویت و عربستان سعودی ضبط می شوند. این اتفاق در سال پیش برای کتاب های درسی افتاد که برای مدرسه های ایرانی در کویت فرستاده شده بودند. البته این از دید من دلیل هیچ چیز نمی تواند باشد و من نماینده منافع دولت ایران نیستم. به عنوان یک کتاب دوست برای من این مهم است که یک شرکت انتشاراتی در کار خود تا چه میزان دقیق، درستکار و با پرنسیپ است. من به عنوان یک جهانگرد از این گونه کتاب ها همواره استفاده می کنم. این روشن است که هر کسی دیدگاه شخصی خود را دارد. اما هنگام اختلاف باید هر دو طرف یک مرجع بین المللی مورد قبول همگان را بپذیرند، اگر دیدگاه اکثریت و دمکراسی را قبول دارند. این که خلیج فارس دست کم از 2500 سال پیش (بر اساس باستانی ترین سند) به این نام خوانده می شود، یک سند تاریخی است، حال می خواهد عادلانه باشد یا نباشد. هیچ انسان جدی به فکرش هم نمی رسد که بیاید روسیه را جور دیگری بخواند تنها به این خاطر که این سرزمین ملت های دیگر و سرزمین های دیگری را نیز در بر گرفته است. از همین رو هیچ کس نیز نمی آید دریای کاسپین را به نام دیگری بخواند چون این دریا بر اساس یک اشتباه به نام قزوین (تلفظ امروزی کاسپین) نامیده شده است؛ شهری که 200 کیلومتر از آن فاصله دارد و اصلا ساحل ندارد. کشورهای همجوار این دریا بیشتر از قزوین از این دریا سهم دارند. از این نمونه ها می توانید دهها در جهان بیابید.

ده سال پیش، در سال 1998 لوفت هانزا مجله درون هواپیمای خود را پس از آن که با آنها وارد گفتگو شدم، اصلاح کرد. در آنجا این دریا اصلا هیچ نامی نداشت و یک لکه خالی بود. آنها سرانجام پذیرفتند که اسناد بین المللی فرهنگ های معتبر را مبنا قرار دهند و اکنون از نام خلیج فارس استفاده می کنند.

سلام مرا از ریاض بپذیرید.

==================

پاسخ نامه دوم: 20 مه 2008

آقای … عزیز،

از پاسخ سریع شما متشکرم.

نمی خواهم این را از شما پنهان کنم که دلیل های شما فکر مرا به خود مشغول داشته اند و زاویه دید جدیدی برای من گشوده اند. عکس العمل مرا به نامه اول شما باید در این راستا ببینید که انتشارات و من چند سال پیش به خاطر همین مورد اختلاف نام در یک راهنمای سفر به دوبی از سوی یک «وطن پرست» ایرانی نامه ای با همین محتوا ولی با زبانی بسیار خشن و تهاجمی دریافت داشتیم که در آن زمان نیز همین پاسخ را دادیم.

این که کویت و عربستان سعودی کتاب هایی این گونه را ضبط می کنند، برای من تازگی دارد و من این را امری غم انگیز می دانم و بررسی خواهم کرد. این مورد تنها این را نشان می دهد که چنین چیز هایی با چه سرعتی مورد سوء استفاده قرار می گیرند.

به هر حال از نامه دوم و بسیار استدلالی شما و از این که در هوای داغ ریاض برای من وقت گذارده اید، تشکر می کنم. در تابستان 2008 همکارم و من چاپ جدید «شبه جزیره عربستان» را اصلاح و به روز خواهیم کرد. آیا باز هم «خطا» های دیگری یافته اید که من آن ها را اصلاح کنم؟ از این که مرا در جریان آنها بگذارید، کوتاهی نکنید. برای چاپ جدید من آخر ماه ژوئن به عربستان سعودی سفر خواهم کرد.

با سلام های صمیمانه از شهر ماینس سرد ،

گرهارد …

==================

و این گفتگو ادامه خواهد یافت.