هیات امر به معروف و نهی از منکر در عربستان سعودی

“هيئه الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر” (نیازی به ترجمه ندارد) زیر پوشش وزارت کشور عربستان سعودی کار می کند و البته تحت فرمان مستقیم پادشاه ملک عبدالله قرار دارد. به عربی به آنها متوعین می گویند. البته با ط و نه ت. اگر نام را درست بنویسم، این وبلاگ فیلتر خواهد شد و تا زمانی که در اینجا هستم، نمی خواهم این کار بشود چون با اینترنت ضعیف هتل حوصله سروکله زدن با فیلتر شکن ها را ندارم. آنها هر نوشته ای که در مورد اینها  باشد فیلتر می کنند حتی اگر نتوانند آن را بخوانند. بردن این اسم یعنی این که نویسنده منفی نوشته.

این هیات 42000 نفر عضو دارد که 3500 آنها عضو رسمی هستند و دیگران داوطلب. دیگر خود بخوان بقیه داستان را! داوطلب! یعنی با اعتقاد کامل و داوطلبانه کار می کند و شغلش نیست. برای رضای خدا است. این را باید بدانید وقتی در مورد وحشی گری هایشان می شنوید.

هیات بر اساس قانون اجازه دستگیری کسی را ندارد و کارش تنها ارشاد و راهنمایی است، همانطور که اسمش می گوید. برای دستگیری افراد خطاکار یک مامور پلیس همراهشان است. البته این مامور بیشتر برگ چغندر است. چون همیشه انتقاد مردم به آنها این است که پلیس آن چه هیات می گوید را انجام می دهد و بارها که کارهای اینها باعث قتل کسی شده است، پلیس به طور تصادفی آنجا نبوده است. اینها به قدری خشن، وحشی و ضد بشری هستند که هر کس آن ها را می بیند راهش را کج می کند. بر خلاف قانون این ها نه تنها مردم را دستگیر می کنند، بلکه کتک هم می زنند، زندان های ویژه خود را دارند، آدم هم می کشند و تاکنون یک نفر از آنها محاکمه نشده است.

در عربستان قانون می گوید که هنگام اذان باید همگان هر کاری را دارند رها کنند و نماز بخوانند. یعنی پنج بار در روز! همکاران من می گویند که هیاتی ها در سال های پیش وارد خانه های مردم می شدند و مردم را با چوب به سوی مسجد می راندند و وای به روز کسی که مخفی می شد. اکنون دیگر این کار را نمی کنند. اما در مرکز خریدها هستند و با چوب به در فروشگاه ها می کوبند که باید ببندید. نیم ساعت باید فروشگاه برای هر نوبت نماز بسته باشد. مراقبت از جدایی جنسی نیز کار مهم آن هاست. هر جا زنی را ببینند که تنهاست، او را دستگیر می کنند و این دستگیری با زشت ترین توهین ها همراه است. رهبرشان احمد قصیم القمدی است که تنها کارش دروغ گویی و پوشاندن جنایت های آدمهایش است و معتقد است که این سروصداها را روزنامه ها به راه می اندازند.

– در سال 2002 یک مدرسه دخترانه در مکه آتش می گیرد. همزمان با آتش نشانی ماموران هیات امر به معروف و نهی از منکر نیز می رسند. آنها بچه هایی که از آتش به بیرون می گریختند و حجابشان کامل نبود، را با کتک به داخل مدرسه باز می گرداندند و جلوی مردانی که در آنجا می خواستند به بچه ها کمک کنند را نیز می گرفتند که وارد مدرسه نشوند. 15 دختربچه که حجاب نداشتند در شعله های آتش سوختند. (BBC).

عرب نیوز، 10 مارس 2008: ماموران هیات چهار نفر را به جرم “خلوه” (خلوت) دستگیر کردند. دو زن سعودی، یک مرد سعودی و یک مرد از اندونزی. این چهار نفر هنگام خروج از یک استراحت گاه توسط ماموران دستگیر شدند که به آنها اطلاع داده شده بود که این چهار نفر با هم محرم نیستند. یک مشاور حقوقی به عرب نیوز گفت: این چهار نفر دو جرم جنایی مرتکب شده اند. یک: خلوت. این جرم به دادستانی عمومی ارجاع داده می شود و مجازات آن یک یا دوماه زندان و 100 ضربه شلاق است. مجازات افزایش خواهد یافت اگر آنها اعتراف به رابطه جنسی کنند. جرم دوم آنها داشتن و مصرف مواد مخدر است. برای این جرم میزان مجازات روشن نیست و قاضی بسته به نوع ماده مصرف شده و موقعیت اجتماعی آنها میزان مجازات را روشن می کند. اگر موقعیت اجتماعی و شغل مجرم بالا باشد به همان نسبت مجازات او بیشتر خواهد بود و زندان و شلاق را در بر خواهد گرفت. اخراج از کار نیز پیآمد دیگر آن است.

نکته جالب و ویژه در نظام حقوقی عربستان این است که مردم در برابر قانون یک سان نیستند و برخورد قانون بسته به جایگاه اجتماعی آنان تفاوت دارد.

– عرب نیوز، 3 آوریل 2008: مامور پلیسی که همراه دو مامور هیات بود، گزارش داد که ماموران هیات امر به معروف و نهی از منکر در یکم آوریل در مدینه به تعقیب یک ماشین که چهار سرنشین (دو مرد و دو زن، یک مادر و دختر) داشت، پرداخته بودند، باعث تصادف و کشته شدن هر چهار نفر آنها شدند. او گفت که ماموران هیات اجازه تعقیب کسی را ندارند. این دو مامور بازداشت شده اند.

البته این دو مامور پس از چند هفته به دلیل نبود مدرک کافی آزاد شدند.

– در یک مورد مشابه در تایف یک ماشین مورد تعقیب ماموران هیات قرار گرفت که در این تعقیب و گریز یک موتورسوار زخمی شد.

عرب نیوز، 20 مارس 2008: پلیس هم چنان در تلاش شناسایی زن جوانی است که در جریان تعقیب و گریز ماموران هیات کشته شده است. او به همراه پسر جوانی در ماشینی بود که مورد تعقیب قرار گرفتند. هیچ یک از خانواده های شهر خبر از ناپدید شدن کسی را نداده اند. احتمالا خانواده دختر جوان از مراجعه به پلیس ابا دارند.

– در ماه مارس یک دختر جوان سعودی که با همکار خود در کافه ای در جده فهوه می خورد، دستگیر شد.

در اول ماه مه یک پرستار فیلیپینی که با همکار اروپایی خود در استارباکس کافه نشسته بود، به روش توهین آمیزی دستگیر شد. سفارت فیلیپین نیز قادر به تماس با او در زندان نبود. همکار مرد او را پس از چند ساعت آزاد کردند. او را نیز با بستن زنجیر به دست و پا به زندان منتقل کرده بودند.

از این چیزها در روزنامه ها پر است.متن کامل اخبار را خود می توانید به انگلیسی بخوانید. تاکنون هیچ کدام از ماموران هیات امر به معروف و نهی از منکر محاکمه نشده اند. مامورانی هم که دستگیر می شوند، چون آن دو مامور در مدینه، آزاد می شوند. این اجرای قانون از نوع سعودی است.

چند سال پیش (فکر می کنم در سال 2002 بود) از اخراج 27 استاد دانشگاه زن که همه اروپایی و آمریکایی بودند،خواندم. جرم آنها از دست دادن به همکاران مرد در دانشگاه شروع می شد تا میهمانی در خانه یگدیگر. در گذرنامه همه آنها مهری زده شد که دیگر نتوانند وارد عربستان سعودی شوند: “فاحشه”!

چرا از عربستان سعودی می نویسم

البته این نوشته ها برای اتفاق دیروز (یک درگیری …) نیست. نمونه ها و بریده های روزنامه ها را زمانی است که گردآورده ام ولی دست و دلم به کار نمی رفت. هر وقت پای نوشتن می نشینم، دلم می خواهد از جاهای خوب و چیزهای خوب بنویسم. از آمریکای جنوبی، از خاطره ها و جاهای زیبا و مردمان خوب و نه از این آدمخواران امر به معروف سعودی و نظام و حکومت و مردم ترسناکشان. از سوی دیگر فکر می کنم که چون پیرامون اینجا در اینترنت نوشته کم است، شاید همین گزارشها و روزمره ها هم به درد کسی بخورد و زمینه ای برای کارهای تحقیقی دیگران باشد. هرچند که اینجا یک وبلاگ است و قلم (یعنی صفحه کلید) من از دید علمی سهل انگار. با این وجود این را هم باید بگویم که نوشته من بی طرف و گزارشگر خالص نیست. ذهن من با عینک «اعلامیه جهانی حقوق بشر» به اینجا می نگرد و در مورد عربستان سعودی موضع آشکار دارد و برای نظام حاکم در اینجا هیچ گونه ارزش و انعطافی قایل نیست. این جامعه در جغرافیای جهانی انعطاف من جایگاهی ندارد و خارج آن است. در اینجا با مردمی روبرو هستید که در اکثریت خواهان حفظ ساختارهای موجود هستند، با رهبری دینی بسیار واپس گرای وهابی و سلفی و اندیشه خطرناک صدور اسلام به جاهای دیگر که در مورد افغانستان و تا اندازه ای پاکستان نیز موفق بو ده است. با حکومتی روبرو هستید که خود به زور شمشیر و سرکوب بی رحمانه قبیله های دیگر سر کار است و با وحدت منحوس دین و حکومت سرپاست. با این وجود واقع بینانه تر از آن است که نیاز امروز را درک نکند. پادشاه کنونی تلاش های بسیار کوچک برای باز کردن جامعه انجام می دهد که نتیجه هایش کوچک تر هستند. چند سال پیش دولت شروع به صدور شناسنامه برای زنان کرد که تا آن زمان تنها در شناسنامه پدر ثبت می شدند. اما آخوندها فتوا دادند که شناسنامه حرام است و عکس زن نباید گرفته شود. برای صدور شناسنامه رضایت کتبی ولی زن نیز لازم است و بسیاری از آن ها این رضایت نامه را نمی دهند. این است که چنین گام های کوچکی به نتیجه های مورچه ای می رسد.

از این روست که برای انسان های کمی که در اینجا برای رفورم و گشایش اینجا و در شرایطی خطرناک تلاش می کنند، احترام زیادی قایلم.

ادامه: یک دلیل دیگر این هست که هر چه بیشتر به زاویه های گوناگون زندگی در اینجا دقیق می شوم، ردپا و ریشه برخی چیزها در ایران را می یابم. بر خلاف تمام ادعاهای جمهوری اسلامی در مورد استقلال و انتقاد به عربستان سعودی، گام به گام گرم کپی برداری از ساختارهای جامعه عربستان و پیاده سازی آنها در ایران هستند. در گذشته می گفتند که عربستان سعودی از اسلام برداشتی خشن دارد (یعنی برداشت ما لطیف است). اکنون دیگر این را نیز نمی گویند و به نظر می آید که گام به گاه در دیدگاه های خود به اسلام وهابی و سلفی نزدیک تر و درکشان از آن چه که می خواهند پیاده سازند، واقعی تر می شود. آنها کم کم درک می کنند که اسلام واقعی در پیاده سازی همین چیزی است که در عربستان سعودی حاکم است و یک دست تر از آن را نیز طالبان در افغانستان پیاده کردند و جامعه پاکستان نیز در این راه می رود. از این روست که ما نیز باید از عربستان سعودی بیشتر بدانیم تا فریب های آخوندهای دکان دار دین و دروغ گوی حرفه ای آشکارتر شود. اگر کسی این دیدگاه را قبول ندارد و به آینه بنگرد، وجدان بیدار خود را می یابد نه درک لطیف تر را. درک لطیف و خشن وجود ندارد. هرچه با جامعه عربستان سعودی تفاوت داشته باشد، ابداع و التقاط با فرهنگ ملی است.

دیگر نوشته های پیرامون عربستان سعودی