بازاریابی ایرانی در خیابان گاندی تهران

در خیابان گاندی دو مورد جالب وجود دارند کم توجه مرا به خود جلب کردند. از یکیش عکس گرفتم. از دومیش نمی شود عکس گرفت. حالا می گویم چرا!

مورد اول: این عکس را ببینید. چند نکته خیلی جالب در این عکس هست:

ورود آقایان ممنوع! این یک فروشگاه کفش و کیف زنانه است. صاحب فروشگاه ورود آقایان را ممنوع کرده است، آن هم با خط قرمز! دلیل این کار روشن نیست. به هر فروشگاه کفش و کیف زنانه در تهران می توانید وارد شوید به جز این یکی. درس اول بازاریابی در اینجا: اگر همسر یا دوست دختر شما همراهتان نباشد ، اجازه خرید از این فروشگاه را ندارید. بروید از جای دیگر بخرید. به این می گویند هوش فراوان در بازاریابی و فروش.

صاحب فروشگاه و دیگر فروشندگان خودشان آقا تشریف دارند. البته تا آن حد که در ظاهر قابل تشخیص است. بقیه اش را ما خبر نداریم. آقای احمدی نژاد شاید بداند.

هیچ کدام از فروشگاه های دیگر در خیابان گاندی چنین محدودیتی ندارند. صاحب این فروشگاه هنوز به این فکر نکرده که چرا.

مشتریان محترم مراقب کیف پول خود باشید! این یکی دیگر آخر بازاریابی (Marketing) است. می گوید اگر وارد فروشگاه ما شدید، ممکن است کیف شما را بزنند. هنوز این را نگرفته که ایجاد احساس امنیت و آرامش برای مشتری پایه بازاریابی و فروش است.

مورد دوم: در پیاده روی روبروی همین فروشگاه در خیابان گاندی دستفروشان در کنار پیاده رو لباس زیر زنانه در کارتون های مقوایی می فروشند و اطرافشان هم همیشه پر از مشتری است. لباس زیر ها رنگهای شاد و فلورسنت دارند و از این رو توجه دختران جوان را جلب می کنند. برخی از این دختران گاهی چنان گرم زیرورو کردن سوتین ها می شوند که یادشان می رود که در خیابان پر رفت و آمد هستند. تاکنون دو بار شاهد بودم که دختری یک سوتین را روی سینه خود گرفته و دارد فکر می کند که اندازه است یا نه. بهترین سوژه عکاسی است، حداقل از این رو که در جمهوری اسلامی اتفاق می افتد. یک عکاس زبل می خواهد که در یک جای امن به کمین بنشیند.

مورد اول+مورد دوم= مورد سوم: آقای فروشنده کیف و کفش اگر کمی سرش را آنطرفتر بگیرد، می تواند این صحنه را حتما روزی بیست بار ببیند. البته هنوز رابطه این را با آن دو تابلوی فروشگاهش درک نکرده است. ببینیم چقدر طول می کشد تا تابلوها را بردارد.

 

کنسرت موسیقی کلاسیک در ریاض

دیشب سفارت آلمان به یک کنسرت پیانو دعوت کرده بود. » پیانو کوارتت آرتیس» سه کوارتت برای پیانو، ویولا، ویولن و ویولونسل از موزارت، پل یون و آنتونین وورژاک اجرا کرد. این کنسرت در «مرکز فرهنگی ملک فهد» برگزار شد. نکته جالب و تعجب برانگیز این بود که برنامه نه تنها مختلط بود، بلکه زنان بدون عبایه آمده بودند. یک کارمند سفارت مالت و دو نفر از سفارت آمریکا که اطراف من بودند، با حیرت می گفتند که این کار در تاریخ عربستان سعودی بی سابقه است و تاکنون حتی فکرش را هم نمی شد کرد. البته خارجیان در مجتمع های مسکونی خود و در منطقه سفارتی ریاض آزادی لباس دارند. ولی این بار این برنامه در یک جای عمومی در شهر برگزار می شد. مسئول فرهنگی سفارت آلمان در سخنرانی خود غیر مستقیم با این مورد اشاره کرد و از وزارت «فرهنگ و اطلاعات» عربستان برای صدور اجازه برگزاری این کنسرت تشکر کرد.

نسیم فرح بخشی بود در کو یر عربستان!

در حاشیه:

در میان حدود دویست نفر میهمان، ده نفر با لباس سنتی سعودی در سالن بودند که هشت نفر آنها میان بخش دوم و سوم کوارتت پل یون سالن را ترک کردند. نگاه معنی دار پیانیست زن به آنها و وقفه پانزده ثانیه ای گروه برای شروع بخش سوم به جای پنج ثانیه جالب بود.

خوشبختانه کسی میان بخش های یک کوارتت دست نزد. موردی که در ایران همواره اتفاق می افتد با وجودی که همیشه پیش از شروع برنامه تذکر می دهند.

پشت سر ما چند نفر از کارمندان سفارت چین نشسته بودند. بوی شدید سیر از پشت سرمان هر چهار نفرمان را وادار کرد که در استراحت میان برنامه جایمان را تغییر دهیم. برای من که با چینی ها زیاد کار کرده ام، این مشکل آشناست ولی با وجود انعطاف لازم مورد نیاز برای حضور در جاهای بین المللی کماکان نمی توانم این رفتار را بپذیرم.

پیش از شروع برنامه  دو ردیف جلوتر از من دختر بچه ای که شاید 10-11 سالش بود و از لهجه اش پیدا بود که آمریکایی است، برگشت به دو زن میان سال که پشت سرش نشسته بودند گفت: «ببینم، شماها می دانید حاملگی چیه؟ من که می دانم!»

توجه شدید پلیس به محیط در درون و بیرون سالن کاملا محسوس بود.