باز هم نیروی انتظامی, داستان مبارزه با بدحجابی و جناب سردار زارعی

بعد چندماه غیبت دلم نمی خواست با این مطلب ناخوشایند شروع کنم. ولی آخرین مطلب را که چند ماه پیش نوشته بودم رودیدم و نمی شد دیگه ازش بگذرم. چون ادامه همان داستان است. دیدید؟ چقدراز تیرماه تاحالا اراذل و اوباش اونیفورم پوش و جلوی آنها سردار زارعی مزاحم مردم شدند، این را کتک زدند، آن یکی را آفتابه گردنش انداختند و چند تا را هم معلوم نشد بر اساس کدام قانون و به کدام جرم اعدام کردند. حالامی شنویم که جناب سردار زارعی به جرم فساد اخلاقي و مالی ‏بازداشت اما با وثيقه ناچیز آزاد شده است.

البته الآن دیگه همه خبر دارند که جریان چه بوده. سردار زارعی که یک خانه شادمانی راه انداخته بوده، در حالی دستگیر شده که با 6 زن لخت به نماز جماعت ایستاده بودند. آقا را می گیرند و بعد با یک وثیقه آزاد می کنند. حالا فکر کنید یکی از غیرخودی ها را در این حال می گرفتند. نماز لختی؟ با چند زن لخت نامحرم؟؟ نعوذبالله!!!!

چندتا فرضیه دشمنانه:

– آقارو جو زیادی گرفته بوده. فکرمی کرده چارتا آفتابه گردن این و اون انداخت، دیگه کسی جلودارش نیست. فکر نمی کرد که خودش هم بازیچه است و وقتی تاریخ مصرفش تموم شد، یک آفتابه فرد اعلی هم گردن خودش میندازند.

– انتخابات در جریان بود و جناب سردار زارعی هم در ترشی قرار داشتند تا به موقع اون جناح اصول گرا با این کار خدمت این جناح اصول تر گرا برسد.

– قوه قضاییه پشت این جریان بوده. جالب اینجاست که می گویند که جناب سعید مرتضوی، دوست صمیمی سردار زارعی خودش هم مشتری این خانه شادمانی بوده.

نمی دونم چرادر این ماجرا کسی اسلام را در خطر ندیده. وقتی با زلف بیرون افتاده از روسری آن جور اسلام به خطر می افتد، ظاهرا نماز جماعت با حوری های بهشتی برهنه اشکال ندارد. شاید هم واقعا اشکال ندارد. بار اول که نیست. فکر کنم یزیدابن معاویه بود که یک بارپس از عبادت زمینی عبایش را تن معشوقه مربوطه کرد و او را برای عبادت آسمانی و نماز صبح به جای خود به مسجد فرستاد. جماعت مومنان هم متوجه این جریان نشدند، پشت او به نماز ایستادند و ثوابش را بردند. البته اگرهم کسی متوجه شد به روی مبارک نیاورد. چرا بیاورد؟ چنین موقعیتی کجا پیش می آید؟ البته یکی از مومنان جریان را لو داد که حالا ما آن را می دانیم.

شاید هم ما الکی کاسه داغ تر از آش شده ایم و سخت می گیریم. مگه چی شده؟ دیدید که این جرم را هم از لیست اتهام های سردار برداشتندو جرمش الآن تنها «سوءاستفاده از موقعيت شغلي و امكانات دولتي، ‏خيانت در امانت و‎ ‎جرايم مالي» است. اینها هم که چیز مهمی نیستند.

جالب اینجاست که این روزها یک اتفاق مشابه آن سوی جهان افتاد. شهردار نیویورک پس از آن که فاش شد که مشتری یک زن خودفروش مکزیکی بوده است، از سمت خود استعفا داد و در تلویزیون از مردم عذرخواهی کرد. در حالی که او با این کار هیچ جرمی مرتکب نشده بود وکارش تنها بر اساس معیارهای اخلاقی آمریکاییان اشکال داشته است. حالا اینها هنوزهم با پررویی می خواهند جریان را ماستمالی کنند. نیروی انتظامی هنوز هم نمی خواهد رسما اعلام کند که زارعی برکنار شده است و چرا. قوه قضاییه هم سعی در جمع و جور کردن سریع جریان دارد. اینهایی که به راحتی هر انتقادی به خود را توهین به مقدسات می دانند و در طرح قانون جزایی جدید برای ارتداد و حتی شعبده بازی مجازات اعدام گذاشته اند، خود تافته جدا بافته هستند و اجازه دارند لخت به نماز بایستند.

ببینیم این ماجرا به کجا می کشد. البته فکر کنم سروته جریان را زود هم بیاورند. دکانداران دین فروش راهش را خوب بلدند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: