کارتاهنا (Cartagena)، مرواریدی بر دریای کارائیب

مارس 1999 است. دوشنبه آینده در کلمبیا تعطیل رسمی است. خیلی دلم می خواهد از بوگوتا بیرون بزنم ولی موقعیت امنیتی حتی اجازه فکر این کار را هم نمی دهد. کنسول گری کلمبیا برگی لای گذرنامه من گذاشته بود که در آن توصیه می شد که به هیچ عنوان دست به مسافرت زمینی نزنم. جنگ [...]

جولیما – 3

بخش نخست را در اینجا بخوانید.
بخش دوم را در اینجا بخوانید.
سفرم مستقیم به کلمبیا نیست. چند روز در پاریس کار دارم. از آنجا به فرانکفورت می روم و پرواز 17 ساعته به سائوپاولو (Sao Paulo) در برزیل را می گیرم. ده روز در “سائوپاولو” و “برازیلیا” کار فشرده داریم. در آنجا چون همیشه [...]

جولیما – 2

بخش نخست را در اینجا بخوانید.
پرواز مستقیم از بوگوتا به فرانکفورت 15 ساعت طول می کشد. در فرانکفورت داستان همیشگی تکرار می شود: مسافرانی که از آمریکای لاتین و به ویژه کلمبیا می آیند، مورد استقبال ویژه پلیس و گمرک قرار می گیرند. هواپیما مسافران را در یک ترمینال ویژه پیاده می کند. ابتدا [...]

جولیما – 1

فوریه 1999 است و من در دفتر کار در بوگوتا نشسته ام که “پدرو” می آید. همکار خوش اخلاق و ورزشکار که همیشه لبخند بر چهره اش است و دوست دارد که من هر چه زودتر اسپانیایی یاد بگیرم و هر چه می خواهد بگوید، ابتدا به اسپانیایی می گوید و سپس به انگلیسی. انگلیسی [...]

بوگوتا و یاد انقلاب

ساختمان کاری ما در مرکز شهر بوگوتا قرار دارد و دفتر ما در طبقه ششم است. روبروی ساختمان ما یکی از دانشگاه های بوگوتا است. در زمستان 1999 (یعنی بهار در نیم کره جنوبی) از ساعت های اول صبح توجهمان به رفت و آمد پلیس جلب می شود. از پنجره مشرف به دانشگاه در محوطه [...]

کراوات

ژانویه 1999 است. در لیما، پایتخت پرو در سال 1998، یک شبکه تلویزیون کابلی برای تمام شهر راه اندازی کرده ایم و حال شرکت گرداننده شبکه از ما می خواهد که بر روی این شبکه که شبکه ای با ترافیک یک طرفه است، سرویس های تلفنی و اینترنت با سرعت بالا را امکان پذیر سازیم. [...]

نوروزی که در پاییز بود و خوانیتا

امروز 21 مارس 1999 است و اول فروردین 1378 روز اول نوروز. هوای سائوپائولو ابری است. در نیمکره جنوبی اول پاییز است و آغاز فصل باران. جوزه همکار برزیلی می آید و سال نو را تبریک می گوید. دیگرغافلگیر نمی شوم. برزیلی ها از ایران زیاد می دانند. تلفن را برمی دارم و شماره پدرومادرم [...]