نوشته شده در آوریل 30, 2009 به وسیلهی navidar
این روزها دو رمان خالد حسینی، “بادبادک باز” و “هزار خورشید تابان” را بلعیدم. البته سال گذشته “بادبادک باز” را به آلمانی دست گرفته بودم و شاید یک سوم آن را خوانده بودم ولی وقتی ترجمه فارسی را دیدم، آن را ترجیح دادم. خواندن به خط فارسی-عربی بسیار راحت تر و سریع تر ار خط [...]
دستهبندیشده در: فرهنگ و هنر، ادبیات | 4 دیدگاه »
نوشته شده در آوریل 28, 2009 به وسیلهی navidar
دو روز پیش اتفاقی در برلین افتاد که بسیاری را در آلمان غافلگیر کرد. در یک رفراندم رسمی که با فشار کلیساها و محافل نزدیک به آنها در برلین برگزار شد، مردم شهر بر علیه ارایه مجدد مذهب به عنوان درس اجباری در مدرسه ها رای دادند. در مدرسه های برلین درس مذهب اختیاری شده است [...]
دستهبندیشده در: اجتماعی | برچسبها: ethic، Ethik، moral، اتیک، اخلاق، ادیان، ارزش های اخلاقی | 16 دیدگاه »
نوشته شده در آوریل 28, 2009 به وسیلهی navidar
یک بحث فلسفی می گوید که سرشت انسان در سرگشتگی اوست. حالا من پس از مدتی که به خانه ام برگشته ام و فهمیده ام که چقدر دلتنگ جیزهایی بوده ام که در اینجا هستند، احساس دلتنگی برای آن چیزهایی می کنم که در اینجا نیستند؛ برای غربت، برای سفر و هر آنچه که ناشناخته [...]
دستهبندیشده در: شخصی | 4 دیدگاه »
نوشته شده در آوریل 27, 2009 به وسیلهی navidar
این روزها پس ار دو و نیم سال دوری از خانه و زندگی د رجاهای دیگر، دوباره برگشته ام پیش همه آن چیزهایی که به آنها دلبستگی دارم و از آنها دور بوده ام. احساس جالبی است. یکی از چیزهایی که سفر به انسان یاد می دهد این است که انسان برای زندگی به چه [...]
دستهبندیشده در: شخصی | 3 دیدگاه »
نوشته شده در آوریل 23, 2009 به وسیلهی navidar
- انستیتو فرانسه تهران یادت هست؟ سال 1356 و 1357؟ - هوم – اونجا ما کلاس زبان فرانسه می رفتیم تو تعطیلات تابستون، یادته؟ تو و پدرت و من با هم تو یک کلاس بودیم، کلاسهای فشرده مکالمه فرانسه. – آره، اون سالها یادمه. – من میومدم خونتون، یه بار با بابات چند تا جعبه [...]
دستهبندیشده در: فرهنگ و هنر | 5 دیدگاه »
نوشته شده در آوریل 19, 2009 به وسیلهی navidar
کیمیا در زیر نوشته “اینا هر چی دارن از ما دارن” دیدگاهش را این گونه نوشته است: این که این حرفها رو از یک پیرزن شنیدی خیلی بد نیست. مشکل وقتیه که آدم این حرفها رو با تعصب هزار برار از یک جوان امروزی بشنوه. این حرف مرا به یاد جوانی 35 ساله می اندازد [...]
دستهبندیشده در: Uncategorized | 7 دیدگاه »
نوشته شده در آوریل 16, 2009 به وسیلهی navidar
معمولا تلاشم بر این است که مقایسه های این گونه که آنها را می توان “پلمیک” نامید، انجام ندهم ولی شمار آنچه که تنها در یک روز، روز پنج شنبه 29 اسفند 1387 رخ داد، بیشتر از آنی بود که بتوان در برابرش مقاومت کرد و هیچ نگفت. هواپیما در ساعت 13:30 با یک ساعت [...]
دستهبندیشده در: آلمان، این ایرانیان، اجتماعی | برچسبها: آلمان، ایران | 26 دیدگاه »
نوشته شده در آوریل 16, 2009 به وسیلهی navidar
فرهاد ترانه زیبایی دارد که درآن می خواند: “ای کاش آدمی وطنش را هم چون بنفشه ها می شد با خود ببرد هر کجا که خواست …“ وطن، گران واژه ای پر ابهام؛ جاودانه لحظه ای و احساس صوری که همه کس از آن می گوید و کس آن را نمی شناسد. کجاست وطن من، [...]
دستهبندیشده در: فرهنگ و هنر | برچسبها: وطن | 7 دیدگاه »