دیدار نوروزی هم در شمار جرم اخلال در نظم عمومی قرار گرفت

این خبر را از سایت خبرنامه امیرکبیر و تغییر برای برابری برداشته ام. دیروز جمعی از فعالان کمپین یک میلیون امضا قصد داشتند به مناسبت سال نو به دیدار خانواده های برخی از زندانیان از جمله نریمان مصطفوی، دانشجوی دربند پلی تکنیک، منصور اسانلو زهرا بنی یعقوب بروند که ماموران انتظامی و لباس شخصی ۱۲ [...]

جا به جایی چهارشنبه سوری؟

چرا اینجوری شده؟ چهارشنبه سوری قبلا در ایران چهارشنبه شب بود. الان شده سه شنبه شب. امسال هم در ایران چهارشنبه سوری امروزه یعنی سه شنبه! اما در تاجیکستان فردا رو چهارشنبه سوری اعلام کردن. افغانستان دیشب بوده.دلیلش چیه که به هم ریخته؟ سه کشور با هم اختلاف دارن. شاید به خاطر اینه که امسال [...]

شعر “جفت” از فروغ فرخزاد و برگردان آلمانی آن

این شعر زیبای فروغ فرخزاد نیز از آنهایی است که جایش در مجموعه های گوناگون مدعی کامل بودن خالی است. از ما بهتر دانندگان صلاح ندیده اند که ما آن را بخوانیم. جفت شب می آید Die Nacht kommt, و پس از شب ‚ تاریكی Und danach, die Dunkelheit پس از تاریكی Und nach der Dunkelheit [...]

فروغ فرخزاد و آنهایی که ما را در ته دریا نگاه می دارند

امشب تلویزیون صدای آمریکا VOA فیلمی را که تلویزیون آلمان در باره حسین منصوری، پسرخوانده فروغ فرخزاد به نام “ماه، خورشید، گل، بازی” تهیه کرده بود را نشان داد. و چه کار زیبایی بود. این نخستین بار بود که پس از 42 سال که از مرگ فروغ می گذرد، فیلمی تهیه شده که یکی از [...]

بازی موش و گربه در مرز یونان و آلبانی

از جاده اصلی که به مرز یونان با یوگسلاوی می رسد، جدا می شوم و راه باریک کوهستانی به سوی مرز آلبانی را پیش می گیرم. راهی است خالی از ماشین و تنها هر از چندی چند نفر را می بینی که پیاده به سوی مرز در حرکت هستند و برای هر ماشینی که رد [...]

در شمال یونان و در نزدیکی مرز آلبانی

شب را در شهر کوچک اگرینیو (Agrinio)  گذراندم که یک دریاچه نیز در نزدیکی آن بود. حوصله رفتن به کمپینگ و برپاسازی چادر را نداشتم و رفتم به هتل کوچکی در مرکز شهر. چنان بوی نم در هوای شهر، در هتل و در اتاقی که صاحب هتل نشانم داد، پیچیده بود که از هتل منصرف [...]

در شمال یونان و دهکده ای که روی نقشه نبود

تابستان 1991 است و اکنون چند روزی است که به تنهایی در جزیره پلوپونز می گردم. شبها در “کمپینگ” ها چادر می زنم که همه گونه امکان دارند. تا این که به شهر بندری پاتراس (Patras) می رسم. و از آنجا دوباره به “قاره” در خاک یونان بازمیگردم. دیگر تقریبا حال و حوصله ام برای [...]

یونان، تسالونیکی و خدایان المپ

شب نخست در شمال یونان را در جایی به نام نی پوری (Nei Pori) چادر زدیم. جایی زیبا در کنار دریا نزدیک شهر تسالونیکی و کوه المپ، آنجا که خدایان خانه دارند. فردایش به داخل شهر رفتیم که بگردیم. شهر پر از گردشگران و ملت بیکاری است که چون ما آمده اند کنار دریا خوش [...]

یوگسلاوی 1991 و آرامش پیش از توفان

صبح زود پس از 3 روز گردش در بوداپست زیبا به سوی مرز یوگسلاوی راه افتادیم. بار دوم بود که یوگسلاوی را می دیدم و هر دو بار احساس می کردم که در اینجا چقدر رنگ کم است.شهرها به گونه ای بیروح بودند با ساختمان های مسکونی بلند دوران مدرنیسم سوسیالیستی، همه شکل هم! با وجودی [...]

آتن، آکروپولیس و مورچه ها

ساعت هفت شب است که به آتن می رسم. اکنون پنج روز است که از شمال با ماشین وارد یونان شده ام. این چند روز را با دوست آلمانیم در شمال یونان و در شهر تسالونیکی و پیرامون آن گذرانیده ام. دوستم در تسالونیکی با هواپیما با آلمان برگشت و من به راه خود به [...]

یونان و دهی که نام نداشت

نزدیک به یک ساعت می شود که دیگر تابلوهای کنار جاده تنها به خط یونانی می آیند و دیگر دو زبانه انگلیسی-یونانی نیستند و این یعنی که از راه اصلی پرت افتاده ام. می خواستم شب خود را به آرگوس (Argos) برسانم که شهری توریستی باید باشد. هر چند که از جاهایی که توریست ها [...]