«زبان بدن» مرد ایرانی و دیگر چیزها

پیش از این که به این بپردازم که چه می خواهم بگویم، باید کمی حاشیه بروم تا کار خود را نیز آسان تر سازم. چون می دانم که پرداختن به این مورد کار ساده ای نیست. چون موردی است که زاویه های متفاوت دارد و به هرکدام که نرسی، کارت تک بعدی شده و توازن منطقی اش به هم می خورد. به ویژه که در برهوت خشک عربستان دسترسی به یک کتاب نیز ندارم. تنها چیزی که در اینجا زیاد یافت می شود، وقت است!

به نظر می آید که روشنفکران ایرانی کم کم از حرفهای گذشته از نوع دایی جان ناپلئون در یافتن مقصر خارجی برای فلاکت های داخلی دست بر می دارند و بیشتر با نگاه انتقادی در آینه می نگرند. در این سال ها بررسی ها و تبادل نظر های خوبی پیرامون ویژگی های فرهنگ ایرانی و عقب ماندگی هایش، نقش مهم دروغ گویی و ریاکاری در فرهنگ انسان ایرانی و نکته های پیرامون آن انجام یافته است. در این راستا بزرگان فرهنگ ایرانی در این سال ها بررسی های با ارزشی انجام داده اند که اکنون نمی توانم در اینجا بیاورم چون دسترسی ندارم. با این وجود باید به این مورد نیز توجه کرد که افراط و تفریط خیلی وقت ها دو روی یک سکه هستند. تا دیروز خودمحوری و خود را مرکز جهان و هر تمدن بشری دیدن و هر ناکامی و فلاکت خود را ناشی از توطئه دیگران و دشمنان دانستن و اکنون به آن سو بر افتادن و خودباوری را به زیر انجماد رساندن! این خطر به هر حال وجود دارد تا زمانی که به نقطه تعادل در میان این دو برسیم.

یک جنبه جدی مورد بررسی پیرامون ریاکاری و دو چهرگی فرهنگ ایرانی است. آن چه که در اینجا می خواهم بنویسم، در ادامه این مورد ولی تنها با تمرکز روی رفتار مرد ایرانی است. تنها می خواهم روی یک نکته ویژه دست بگذارم و منتظر انتقاد احتمالی بر یک سونگری و ندیدن این جنبه و آن یکی جنبه و شرایط تاریخی باشم. اما هدف من بیشتر طرح بحث است و تبادل نظر با دیگران. امیدوارم دیگران با صلاحیت بیشتر این مورد را بشکافند و زوایای بیشتری را برایمان باز کنند. این حاشیه روی یکم!

از Body Language یا «زبان بدن» چیزی شنیده اید؟ این واژه ای است که ارتباط و انتقال پیام هایی را می رساند که اعضای بدن، لباس، حالت چهره یا بدن به شکل یک مجموعه واحد در کنار استفاده از زبان یا بدون استفاده از آن به شکل ناخودآگاه انتقال می دهند. این تعریف هر چند که به نظر می رسد که روندی ارادی باشد، اما این گونه نیست. سخن بر سر انتقال پیام به طور غیر ارادی و ناآگاهانه است. به بیان دیگر بدن ما چیزهایی را نشان می دهد و فاش می سازد که شاید ما نخواهیم کسی از آنها آگاه شود. از این روست که برخی از «علوم کاربردی» و شبه علوم (pseudoscience) تلاش در یافتن رمز های «زبان بدن» دارند با هدف هدایت آن و یا خواندن «پیام» های بدن دیگران. در این راستا بازار مکاره ای نیز به راه افتاده و گروهی شارلاتان نیز دکان هایی باز کرده اند و به مردمان ساده اعتماد به نفس را کیلویی در پاکت می فروشند تا یک شبه ره صد ساله روند.

انسان بدون آن که بخواهد، پیام هایی را با بدن خود می فرستد و دریافت می کند. حرکت ابرو و چشم و نگاه، دستها، شکل ایستادن، نشستن، درجه حرارت دست و چیزهای دیگر همه پیام هایی را به محیط اطراف و دیگران انتقال می دهند. گیرندگان این پیام ها اگر آنها را درک کنند، آن چه لازم دارند را می گیرند. برخی اوقات خود نیز آن را درک نمی کنند ولی بدن آن ها ناخودآگاه پاسخ لازم یا غیرلازم را می فرستد. یکی از موقعیت هایی که به این چیزها توجه می شود، مصاحبه های کاری است. سیاستمداران و کسانی که روی صحنه و مورد توجه افکار عمومی هستند، نیز اگر آموزش دیده باشند، به این چیزها توجه دارند و تلاش در هدایت آن دارند. خوب، حاشیه روی دوم هم تمام. چون مورد این نوشته زبان بدن نیست و من نیز متخصص آن نیستم.

اکنون بیاییم با عینک برخی از معیارهای «زبان بدن» به پدیده مرد ایرانی بنگریم و ببینیم که چه می یابیم.

نه، یک حاشیه سوم هم بروم: موجود مورد نظر من که نامش مرد ایرانی است، شما نیستید. خودم هم نیستم. آن یکی است. بنابراین به خودتان نگیرید. شما استثنایی هستید. مرد ایرانی مورد نظر من آنی است که در خیابان راه می رود. سوار مترو و اتوبوس می شود. کارمند بانک و ثبت احوال است و کار شما را راه می اندازد. برایتان روضه می خواند و وقتی با هواپیمای کولردار به مکه مکرمه می رود، پارچه به دیوار خانه خود و همسایه خود آویزان می کند. کنار خیابان بایستید و نگاه کنید. همین که الآن از کنارتان رد شد. خودش است! او مرد ایرانی است. همان خواروبار فروش است که وقتی می پرسید «آقا چقدر شد؟» در پاسخ می گوید: «قابل ندارد.»

او عادت دارد وقتی راه می رود، کمی خود را به جلو خم کند. به نظر می آید که یاد اجداد خودش در چند مرحله قبل از تکامل افتاده است. هنگام راه رفتن معمولا سرش پایین است و آن پایی را که به جلو می گذارد زانویش را هنوز راست نکرده، گام بعدی رابر می دارد. شانه هایش تمایل به جلو دارند و پشتش صاف نیست و کمی قوز می کند. پیام: او اعتماد به نفسش پایین است و خودش خود را حقیر می داند. ولی خودش معتقد است که آدم باید افتاده باشد. کلی صفت برای این رفتار دارد و کلی سخن از بزرگان خود بلد است: «درخت هر چه بارش بیشتر، سرش افتاده تر.» متین است، محجوب است، سنگین است و بسیار صفت خوب دیگر دارد.

وقتی ایستاده اگر دستش به سینه باشد، شانه هایش به جلو تمایل دارند و قفسه سینه اش رو به درون است. اگر در مقابل رییس یا کسی که از او حساب می برد، ایستاده باشد، دستهایش را به هم در جلویش جفت کرده است. پیام: او نوکر صفت است.

در این سال های اخیر مد شده که تسبیح دست می گیرد و وانمود می کند که دارد ورد می خواند. این یکی دیگر شاهکار است. هنوز تاریخچه تسبیح را نمی داند که از شرق آمده و نه از جنوب غربی، در اساس ربطی به اسلام ندارد و آن را در سده های پیش به دستش داده اند تا در حضور دیگران با جای دیگرش بازی نکند. پیام: بدون تفسیر!

طرفدار مد نیز هست. اکنون سی سال است که مد شده که پیراهنش را اطو نکرده و روی شلوارش بیندازد. به لباسش توجه کنید. بیشتر کت و شلوار می پوشد و یقه پیراهنش نیز باز است. شلوارش کمتر خط اطو دارد و کتش یک شماره به تنش بزرگ است. گویا هنوز به خود شانس رشد می دهد و یا با قد خودش مشکل دارد. دکمه های کتش نیز معمولا باز است. آخر شلختگی با این پیام: روی قول او نمی توانید حساب کنید و قابل اعتماد نیست. وقتی او به خودش توجه ندارد، به شما هیچ گاه توجه نخواهد داشت.

ریشش را هم هر سه چهار روز می تراشد. آن هم در آخر هفته. در میان هفته ریش را برای خودشیرینی برای رییس و حراست و آخوند و هر چه آدم قدرت دار است، از جمله برای پیش برد کارش در اداره و شهرداری و ثبت احوال لازم دارد. زنش از دست او چه که نمی کشد!

به خودش می گوید ارباب رجوع. ولی وقتی پایش را به اداره ای می گذارد، حقیر و مفلوک است و زبان التماس دارد که کارش زودتر راه بیفتد. برایش هم در اساس اهمیت ندارد که پیش از او چند نفر دیگر نیز هستند. اگر آن طرف میز نشسته باشد، خدایگان است و به هیچ کس پاسخگو نیست. سرش به کارش است و به «ارباب رجوع» نگاه نمی کند و عادت دارد که حرف او را مرتب قطع کند.

به قول خودش سی سال است در صف می ایستد ولی فرهنگ صف را هنوز نمی داند. همیشه در کنار نفر جلوی خود ایستاده و نه پشت او. اگر طرف چیزی نگوید، کم کم جلوی او می ایستد. وقتی هم که کسی جلویش می ایستد، برایش سخت است به او گوشزد کند و حواله اش می دهد به امام زمان. و یا خودش را جلوی او می اندازد که غیر مستقیم بگوید که نوبت من است نه تو! در بانک نیز در یک وجب جا، هنوز کار جلویی تمام نشده، حواله و پولش را در دریچه می گذارد. یعنی زودباش!

وقتی با کسی یا کسانی به در می رسد، امکان ندارد از در رد شود. باید تعارف کند و در این راستا به زور نیز متوسل شده، دستش را به پشت آن یکی گذاشته او را با خشونتی نسبی به جلو می راند. با هم رقابت دارند که به آن یکی نشان دهند که حقیرتر از اویند.

وقتی کسی می آید که شاید از او چیزی به مرد ایرانی بماسد، جلویش بر می خیزد یا از آن زشت تر نیم خیز می شود و لبخندی مصنوعی در میان ریش سه روزه نقش می بندد. یعنی وظیفه ام را در نوکری انجام دادم. آن یکی نیز به شکل آشکار خم می شود و یک دستش را روی سینه می گذارد. گذاردن دست روی سینه که دیگر ابراز حقارت و نوکری آشکار است و نیازی به تفسیر ندارد.

مرد ایرانی این کارها را انجام می دهد تا از یک سو به هدف خود برسد و از سوی دیگر انتظار دارد که برای خودش نیز این کارها را انجام دهند.

اعتماد به نفس پایین و احساس حقارت یک سوی سکه ای است که سوی دیگر آن تکبر است. اگر به دقت بنگرید تکبر را به ویژه در آدم های ضعیف می بینید. انسان های با شخصیت قوی و متکی به خود، این رفتارها را به کار نمی گیرند و زبان بدن آنها اینگونه پیام ها را منتقل نمی کند. هر کسی با تکبر با شما رفتار کرد، می توانید به این شک کنبد که شخصیت قوی داشته باشد. کافی است کمی دقت کنید. حتما نقطه ضعف ها را خواهید یافت.

دوچرخه های مسابقه ای را دیده اید؟ در بالا دوچرخه سوار شانه هایش به جلو و سرش خم و رو به پایین و در پایین با پا در حال ضربه زدن به پدال است. مرد ایرانی «دوچرخه سوار» است. از بالا (قدرت) حساب می برد و پایین دستی ها را با پا می کوبد. اینجا تکبر و حقارت را با هم می بینید.

هیچگاه حرفش را روشن نمی زند. از او نمی توانید قولی بگیرید که انجام دهد. او برای رسیدن به هدف هر دروغی لازم باشد می گوید چون نظام اخلاقی برای سنجش ندارد. البته به تقیه اعتقاد دارد و نمی داند که تقیه بخشی از فرهنگ ایرانی است و به اسلام ربطی ندارد.

دو هزار و پانصد سال است که مرد ایرانی در برابر قدرت حاکم دولا راست می شود. او برای خود ارزش قایل نیست و هنگامی که در برابر اعلیحضرت به زانو افتاده است، «قربانت گردم» از دهانش نمی افتد. همان گونه که امکان ندارد نامه بنویسد و آن را به «بسمه تعالی» شروع نکند. نه به این اعتقاد دارد و نه به آن. ولی این را می داند که برای رسیدن به هدف باید اینگونه بود.

اگر به جای حکومت اسلامی یک حکومت سکولار بیاید، مصرف خمیر ریش پنج میلیون برابر می شود و خیاط ها باید شب و روز کراوات بدوزند.

کی بود این روزها اعتراض می کرد که چرا از مرد ایرانی خبری نیست وقتی اراذل و اوباش ارشاد به جان زن و دختر خودش می افتند؟ چرا خبری نیست؟ هست. او کنار خیابان ایستاده و از فاصله امن تماشا می کند.

یک روز که از فاصله امن مشغول تماشای گشت ارشاد بودم که یک مرد و زن را به خاطر حجاب نامناسب گرفته بود، زن ساکت ایستاده بود و چیزی نمی گفت. مرد مفلوک می لرزید و التماس می کرد: جناب سروان ببخشید. دیگه نمی ذارم اینجوری بیاد تو خیابون. من خودم ضمانت می کنم. …اگر تکرار کرد طلاقش می دهم …

آن یکی مرد ایرانی در اونیفورم پلیس داشت با شنیدن این حرفها پادشاهی می کرد. عجب قدرتی! زن طرف و آن زن فاطمه چماق ارشادی هر دو ساکت به تماشا ایستاده بودند.

کی بود می گفت مرد ایرانی غیرت ندارد و در زمانی که کشور غرق مشکلات گوناگونی چون درگیری هسته ای، دخالت حکومت در کشورهای همسایه و آن طرفتر، تورم و هرج و مرج اقتصادی و احمدی نژاد است، مرد ایرانی نیز سرش گرم است. او نیمکت پارک روبروی خانه اش را که از پنجره اش پیداست، اره کرده به دور می اندازد تا روی آن دختران و پسران جوان ننشینند و دست هم را نگیرند. آخر او زن و دختر و پسر جوان دارد.

مرد ایرانی که در خیابان و اجتماع حقیر و خاک بر سر است، در درون خانه اش پادشاهی است مقتدر و روی حرفش حرف نیست. به ویژه که صدای آن حرف زنانه نیز باشد.

اکنون که زن ایرانی کمپین جمع آوری امضاء برای برابری راه انداخته است، مرد ایرانی معلوم نیست کجاست. گویا به او مربوط نیست. زن ایرانی دانشگاه ها را پر کرده است و مرد ایرانی را باید هل بدهند به درون دانشگاه و برایش سهمیه در نظر بگیرند تا با رتبه پایین تر برود بنشیند آنجا.

همین یارو که الان از کنارمان رد شد. او مرد ایرانی است. فکر می کنید او می تواند پیشرو باشد و چیزی را تغییر دهد؟ شما شاید، ولی او؟ اینجوری گمان نکنم.

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

About these ads

58 پاسخ

  1. باورم نميشه كسي واسه اين نوشته كامنت نزاشته. من كه خيلي حال كردم. با اين همه ادعا كه دارم، چند تاش در باره من صدق ميكنه!!!
    ممنون كه گوش زد كرديد.

  2. مطالبت واقعا عالیند
    کل پستها رو یکسره خوندم
    از ساعت 6 بعداز ظهر تا 12:30 شب
    از جادی عزیز هم ممنون بابت معرفی وبلاگت
    کامنتم رو برای این پستت گزاشتم چون ازش بیشتر خوشم اومد.
    در ضمن نتیجه گرفتم که واقعا سفر کردن خیلی چیزها به آدم یاد میده

  3. من هم از طریق جادی اومدم! کلی مطلب قشنگ حوندم و اینم یه جورایی تا حالا از همه بیشتر خوشم اومد مثل کاوه!

  4. جالب بود نکته سنجی شما
    باید برای شناخت بیشتر، ریشه‌های این وضعیت رو پیدا کنیم.
    کتاب انسان در شعر معاصر محمد مختاری (مقتول زنجیره‌ای) به ریشه‌یابی جالبی در تاریخ ادبیات ایران دست زده است و شعر فارسی را از منظرهای مختلفی از جمله:
    فرهنگ شبان و رمگی، درک حضور دیگری، ساخت استبدادی ذهن و . . . بررسی کرده است.
    بیشتر مواردی که شما اشاره کردید را می‌ةوان از پنجره‌ی این منظرها نگریست.
    با تشکر

  5. از اینکه اینقدر ریشه ای به مسایل پیش پا افتاده و هرروزه نگاه کرده ای، بهت تبریک میگم.
    ولی مطلبت تا زمانی که به یه راه حل برای خروج از این هرزگی و بی فرهنگی، ختم نشه کامل نیست.
    باور کن حداقل دو برابر این مطلب، میشه از بدرفتاریهای ما ایرانیها نوشت. کاری که همه مون داریم از صبح تا آخر شب انجام میدیم. همه مون فقط بلدیم غر بزنیم. که آآآآآآی فلان است و بهمان.
    بخدا اگر تا 2000000سال دیگه هم بشینیم و غر بزنیم، هیچ اتفاق مثبتی برامون نخواهد افتاد.
    ببخشید پرحرفی من رو.

  6. فوق العاده بود…خوشحالم که اینجا را پیدا کردم! زنده باد

  7. راستش این مطلب رو که خوندم یا اون فیلسوف یونانی می افتم که میره تو غار و برای تمرین سخنرانی و سفسته در دیواره های غار تیغ های تیز قرار میده و فاصله ی اونها رو طوری تنظیم میکنه تا نوعی زبان تن درش شکل بگیره تا بتونه مردم رو بهتر قانع کنه و …
    اما با تمام این ها زبان تن یه چیزه تقریبا 50% است و تشخیصش هم همینطور و همچنین من فکر میکنم شما به نوعی مسائل رو در این مورد توجیه کردید و در بعضی موارد فاقد یک روش و استدلال منطقی بودید با این حال چیز هایی که در مورد مرد ایرانی مثل بی اعتماد به نفس,ریاکار,دوچرخه سوار و… گفتید 90%درست و همراه با صداقته.
    در انتها فکر میکنم قلم(صفحه کلید خوبی)دارید و از نحوه به کار بردن نام احمدی نژاد که بسیار خلاقانه بود لذت بردم.

  8. سلام
    قلم خواندی ای دارید، تحلیل هاتون با آرامش همراه و این به آدم مجال فکر کردن می ده. من هم برای موارد مختلفی که ذکر کردین برای خودم رنکینگ در نظر گرفتم و با درصدهای متفاوت و نسبت های متفاوتی هر یک رو لیست کردم، بگذریم.
    اینها که گفتین دانستن و تلنگر زدنشون(که به گمانم منظور شما هم همین بوده) خیلی خوب هستند، اما اینها جز تعداد «معلول» نیستند. چیزی که من بهش رسیدم اینه که ما به «تربیت» احتیاج داریم، وقتی که من، مرد ایرانی، خودم رو «تربیت کردم» آنوقت از توی همینها فیلسوف و جهانگرد و دانشمند و متفکر و هزار هزار «انسان کامل» (تقریبا)، بیرون می آد.
    جناب آقای قابل وبلاگی دارند که حاوی روح تحقیق و اندیشه جسورانه( و نه محتاتانه) است، هر چند بحث ایشان فقهی به نظر می رسد اما روح سبک اندیشه را در نوشته های عمیق و ریشه ایشان احساس خواهید کرد.
    http://ghabel.persianblog.ir
    با سپاس فراوان

  9. آقا چه تحلیل هایی کرده اید ها! باورکنید (اگر باور می کنید) من دست به سینه بودن جلوی بزرگتر و تعارف به بزرگتر برای مقدم بودن را از سر احترام (چون به من آموخته اند که این احترام است!) انجام می دهم و نه از سر حس حقارت! منظور دفاع از به اصطلاح «مرد ایرانی» نیست، اما مگر همین رفتارها را از بچگی به عنوان «رفتارهای اخلاقی» به ما یاد نداده اند؟ باور کنید که من این کارها را به خاطر منافع شخصی ام انجام نمی دهم، بلکه تربیتم به اینگونه بوده است. چگونه می توانید نقش آموزش «مرد ایرانی» را در تبدیلش به مرد ایرانی نادیده بگیرید؟ اگر همین «مرد ایرانی» از کودکی نزد یک خانواده چینی و در چین بزرگ شده بود ایا همین «مرد ایرانی» بود؟ مرد ایرانی برای تغییر نیاز به آموزه های جدید دارد، نیاز به صبر دارد، نیاز به آموزگار علاقه مند دارد. اما اینهمه تحقیر در حق یک ملت توسط تمام روشنفکرانش جای تعجب دارد! من نمی دانم اینهمه روشنفکر ایرانی که من در وبلاگهای مختلف دیدم، در خارج از کشور دیدم، در داخل کشور دیدم، اینهمه منتقد و متفاوت اندیش در کجا متولد شده اند؟ اوهایو؟ مسکو؟ پاریس؟ این از غرور ایرانی است که فکر می کند تنها خود به آموزه های مدرن آگاه شده و بقیه چون این آموزه ها پیچیده است ذهن دیگران را یارای دریافت این همه مصادیق انسانیت نیست!

  10. در زیست شناسی، پدیده ای وجود دارد به نام «تطبیق با محیط زندگی» یعنی موجودات زنده برای ادامه زندگی نیاز به تطبیق با شرایط محیط اطراف خود دارند و گرنه از بین می روند. جوامع انسانی هم برای ادامه حیات خود را با محیط تطبیق داده اند. ایرانی ها استثنا نیستند، ریاکاری و دروغ گویی دو خصلت لازم برای ایرانی ها جهت ادامه حیات در طی حداقل 1300 سال اخیر بوده است. از زمانی که مهاجمان عرب با رفتارهای خشن با غیرمسلمانان و غیرعرب و نیز فشارهای مالی ایرانی را برای ادامه زندگی مجبور به آفرینش «تقیه» کردند تا بعدها که مغول ها و تاتارها و اقوام مهاجم ترکستانی با خشونت بیش از حد (من نمی گویم ایرانی خشن نبوده ولی هرچیزی نسبی است، من مطمئنم ایرانی ها نسبت به اقوامی نظیر مغول ها و تیمورها و اقوام ترک مهاجم از خشونتی کمتر برخوردار بوده اند.) وارد این مملکت شده اند ریا کاری و سازش برای امکان ادامه زندگی به صورت اصل درآمد. وضعیت امروزی ما تا حد زیادی به علت ضعف نظامی ما در دفاع از خودمان در برابر اقوام صحرانشین است. از جنایات آغا محمد خان در کرمان هنوز دو قرن نگذشته است. تحلیل رفتارشناسی ایرانیان بدون آنچه برسرشان گذشته تا تبدیل به قوم کنونی شوند باعث سرخوردگی و تحقیر است. ایرانی باید یاد بگیرد که دیگر چون گذشته برای ادامه زندگی نیازی به ریا و دروغ ندارد، نیازی به ابراز بندگی جهت زنده ماندن ندارد، من متولد بعد از انقلابم اما به من می گویند دروغ و ریای همین مرد ایرانی قبلا (به طوری نسبی) کمتر بوده است. چه انتظاری می رود از حکومت ریا پرور و خشن جمهوری اسلامی؟ می گویی آن مرد باید به جنگ «نیروی انتظامی» می رفت و یک تنه او را به دادگاه می کشید؟ یا بر سر او داد می کشید؟ چه باید می کرد؟ من از پلیس می ترسم! چون در ایران همیشه خلاف کاری! مگر جز این است که خلاف کار از پلیس می ترسد؟ از یک نوار گرفته تا ارتباط با نامحرم و فحش به امام، من مجرم هستم.

  11. من اینجا رو مدتی پیش پیدا کردم و از نوشته های شما بسیار لذت بردم. امروز بعد از مدتها فرصتی پیدا کردم که آرشیوتون رو بیشتر بخونم. از نگاه منصفانه تون و قلم روانتون تو همه نوشته ها که بگذریم این یکی فوق العاده بود.

  12. دو هزار و پانصد سال است که مرد ایرانی در برابر قدرت حاکم دولا راست می شود. او برای خود ارزش قایل نیست و هنگامی که در برابر اعلیحضرت به زانو افتاده است، “قربانت گردم” از دهانش نمی افتد. همان گونه که امکان ندارد نامه بنویسد و آن را به “بسمه تعالی” شروع نکند. نه به این اعتقاد دارد و نه به آن. ولی این را می داند که برای رسیدن به هدف باید اینگونه بود.

    خیلی خوب بود.

  13. نقطه آسیب پذیر مرد ایرانی شهوت هست و بس . یعنی اگر محدودش کنن تبدیل میشه به موش . اینه که الان شده مرد ایرانی . رقابت بر سر تصاحب جنس مخالف و اطفا شهوت . در تنها موردی که خیلی مرده همینه . باور ندارید از خودتون بپرسید.
    =============================
    از خودم پرسیدم و جوابی را که به خودم دادم را باور نکردم.

  14. ممنون نويد جان، از خوندن مطلبت لذت بردم. همه‌ي ما ايراني‌ها اگر نگم همه‌ي اين خصوصيات، حداقل دو سه تاشو داريم. برنامه ي دكتر هلاكويي رو سعي مي‌كنم هميشه نگاه كنم، اكثر كساني كه از ايران زنگ مي‌زنن دقيقاً با همين مسائل دست به گريبان هستند. گاهي اوقات باخودم فكر مي‌كنم كه اگر يك مدت ديگه اين برنامه‌هاي تلفن بينندگان ادامه پيدا كنه، دكتر سر به بيابون خواهد زد. داريوش برادري هم تو نوشته‌هاش به اين مسائل خيلي توجه داره. اينا همه ريشه در اختلالات و مسائل رواني داره. همه‌مون (قبل از همه خودم) دچار مشكلات رواني هستيم. بايد آگاهي كسب كنيم. آگاهي و بازهم آگاهي

  15. سلام. پیشنهاد می کنم نگاهی به
    http://www.rfi.fr/actufa/articles/102/article_2682.asp
    و مقالات دیگری که در اون جا لینک شده هم بندازین.
    موفق باشین.
    =========================================
    با تشکر از این لینک عالی!
    نویدار

  16. مطلبتو از يک لينک تو شاتوت خوندم، آخه اونجا الان يه غوغا و دعوا سر اجنبي و ايراني و ازنجور حرفاست. خيلي جالب بود.
    اما در مورد صحبت دوستمون «خاکشير» که فرمودند «نقطه آسيب پذير مرد ايراني شهوت است و بس» بايد عرض کنم که «مرد مرده» حالا هر جاي دنيا که ميخواد باشه و خاص مرد ايراني نيست ميگي نه؟ برو تاريخ رو بخون ميبيني که چه جنگهايي که بخاطر زن برپا نشده. فرقي که بين ايران با بقيه جاها هست اينه که
    1. اينجا قانوني براي دفاع از حقوق زن و حريم خصوصي وجود نداره
    2. بدليل يه سري محدوديت‌ها مغز مرد ايراني فعال‌تر شده کمي
    من نميخوام بگم مرد ايراني پاکه که خودم از شاکياي اين قضايا هستم ولي با اينکه مرد ايراني نقطه ضعفش اينه يا اينکه مرد خارجي بهتر از مرد ايرانيه مخالفم.
    فنر رو وقتي روش فشار بياري و جمعش کني انرژي پتانسيلش زياد ميشه و اگه يه وقت فشار از روش ورداشته شه، اون فنر قطعاً جهش خواهد کرد (مگه اينکه فنرش خراب باشه)

  17. ممنون بهروز جان، كامنت من رو به اين لينكي كه معرفي كردي (مصاحبه‌هاي داريوش برادري و ديگران) حسابي تكميل كردي.

  18. متاسفانه بازهم طبقه بندی جنسیتی و لیبل زدن:((
    نمیدونم چرا این اریک برن بیشعور که یکی از بزرگترین روانشناسهای تاریخ هست و نویسنده کتاب تئوری بازیها ادعا کرده شخصیت آدمها مثل اثر انگشتشون یکتا و یونیک و منحصر به فرده!کلا شعورش نرسیده مثل شما یه لیبل بزنه»مرد ایرانی»یا مثلا زن آمریکایی وخودش رو راحت کنه
    کلا این روانشناسها و جامعه شناسها عقل درستی ندارن خیلی که راحت بگن مردهای ایرانی اینجورین زنهای ایرانی اونجورین مثلا زنها کم عقل و احساساتی هستن مردها خشنن و ….
    ==================================
    این جالبه که شما مخالف طبقه بندی جنسی هستید ولی خود می گویید: کلا این روانشناسها و جامعه شناسها عقل درستی ندارن».
    زبان بدن تعربف روشن دارد و بر اساس آن طبقه بندی مجاز است.
    به جز آن، بررسی و تبادل نظر پیرامون ویژگی های مشترک یک قشر اجتماعی چه اشکالی دارد؟ بهتر می بود به جای این کلی گویی ها (که نادرست نیز هستند) آن چه که در این نوشته طرح گشته را مورد به مورد نقد می کردید.

  19. مزرعه ي پدري

    خاك زمين مادري

    نگاه كن

    خشك مانده است!

    آوازجنگ

    شوق هجرت

    تكه شده اي به جنس تن

    نگاه كن!

    برخاك مانده است
    ,…..
    فوق العاده بود به من سربزن.

  20. واقعا که سطحی نگری شما ستودنی ست
    نمیدونم چی بگم یعنی از متن نوشته من مشخص نبود که اگر میگم این اریک برن بیشعور یکی از بزرگترین …منظورم بیشعور بودن او نیست چون اگر بود بعدش بلافاصله نمیگفتم بزرگترین روانشناس!من دارم شما رو به تفکر دعوت میکنم؟!یا مثلا وقتی میگم این روانشناسها و جامعه شناسها عقل درستی ندارن که خیلی راحت بگن مردهای ایرانی اینجوری زنهای ایرانی اونجوری! دارم به شما میگم که فکر کنید که چرا تعداد زیادی انسان که در این زمینه تحصیل کردن به خودشون اجازه نمیدن که همه رو با یه چوب بزنن
    ===========================
    در اینجا کسی چیزی را «یک کاسه» نکرده است. اگر قرار بود که ویژگی های عمومی و اشتراکی یک گروه اجتماعی خای «یک کاسه نگری» باشد که هیچ نوع بررسی و پژوهش پیرامون پدیده های اجتماعی نمی شد انجام داد.
    شما چیزی را مورد انتقاد قرار می دهید که اتفاق نیفتاده است و مورد تایید من هم نیست.
    پیشنهاد من هنوز هم این است که محتوای نوشته را مورد نقد قرار دهید به جای این کلی گویی که بدیهی است.

  21. با سلام. بزرگنمایی شما قابل درک است ولی فراموش کرده اید که مردها در تاریخ نقش شکارچی برای خانواده خود را داشته اند که باید در جنگل زنده بمانند و از خانواده خود حفاظت کنند. خوب بود این مسوولیتهای سنگین تاریخی از دوش مردها برداشته میشد تا ببینیم دیگران چگونه همچون سگ هار یکدیگر را خواهند درید.
    اما در خصوص «اکنون که زن ایرانی کمپین جمع آوری امضاء برای برابری راه انداخته است، مرد ایرانی معلوم نیست کجاست. گویا به او مربوط نیست. زن ایرانی دانشگاه ها را پر کرده است و مرد ایرانی را باید هل بدهند به درون دانشگاه و برایش سهمیه در نظر بگیرند تا با رتبه پایین تر برود بنشیند آنجا». ربطش به زبان بدن را نفهمیدم. سوال من این است شما چرا انتظار دارید مردها در این خصوص هم پیشگام شوند. زنانی که این قدر واقع بینی ندارند که برای کسب حقوق خود باید وظایف مردها را هم کم کنند، چرا باید حمایت شوند؟ چظور میتوان از حق طلاق دفاع کرد و مهریه را نادیده گرفت؟ و موارد مشابهی که به منظور کوتاه کردن کلام نمی آورم. دوست عزیز! این یک سیستم است و تغییر یک سیستم باید به نحوی پیشنهاد شود که توازن منافع در آن به شکل انقلابی ظاهر نگردد. همچنین پر شدن دانشگاهها توسط زنان به قول شما نشانه ضعف مردان است؟ ساده انگاری در این حد فقط به درد دل خنک کردن های زنانه میخورد. چرا همیشه گفته میشود پشت یک مرد موفق حتما یک زن موفق وجود دارد ولی گفته نمیشود مردان شکست خورده نیز زنانی را در زندگی خود داشته اند که در شکل گیری شان نقش داشته اند. مردان ناموفق یتیم هستند، نه مادر داشته اند، نه خواهر و نه همسر. نه؟ متاسفانه فعلا فحش دادن به مردها مد شده و امیدوارم تب این مد زودتر از بیراهه رفتنها فروکش کند.
    ===================================
    این که انسان های نخستین چه تقسیم کاری داشته اند، هیچ راهکاری برای امروز به دست شما نباید بدهد. آنها در دوران خود و بر اساس شرایط آن زمان خود این تقسیم بندی را داشتند. امروز همه چیز تفاوت دارد و اگر می پذیرید که انسان های امروز و امکانات امروز با دوران عصر حجر قابل مقایسه نیستند، بنابراین نمی توانید با اندیشه ویژه انسانهای نخستین (چون «مردها در تاریخ نقش شکارچی برای خانواده خود را داشته اند») به مسایل امروز بپردازید. آیا شما هنوز شکارچی هستید؟ نه نیستید.
    نوشته من می خواهد نشان دهد که مرد ایرانی (منظورم از مرد ایرانی آن کسی است که این رفتارها را که نوشته ام از خودش نشان می دهد نه هر مردی که شناسنامه ایرانی در جیبش است) جلوه هایی از حقارت، بی عرضگی و بی غیرتی اجتماعی را دارد و اگر به زن ایرانی بنگرید، تقریبا هیچ کدام از این رفتارها را در حرکات او نمی یابید. من تلاش کرده ام ارتباط این دو را با هم نشان دهم.
    شاد باشید
    نویدار

  22. عالی بود

  23. سلام . اول جواب به کسی که تقصیر را به گردن خشونت اعراب و تاتار و مغول انداخت بگویم که نادر شاه افشار در چندین مورد هجوم وحشیانه به هندوستان و توابع جنایاتی کرد که اعراب خوابش را هم نخواهند دید و استیلای چند صد ساله اعراب نه تنها بر ایران که بر سایر مناطق نیز بوده است ؟ آیا چنگیز خان مغول هندو توابع و چین و کره را نیز به تصرف خود در نیاورده بود ؟ چرا استیلای مغول و تاتار و عرب در ایران باعث حقارت و دو چهرگی ما شد ولی در سایر مناطق چنین امری اتفاق نیفتاد ؟تمامیت خواهی مشکل اساسی است که وقتی به خصوص در اقتصاد از بالقوگی به فعلیت می رسد باعث ایجاد چنین وضعی خواهد شد . در از بدو بوجود امدن تمدن و شهر نشینی در این گوشه از جهان شاهان و حاکمان و سلاطین مالک بی منازع جان و مال مردم این سرزمین بوده اند . بدون تردید دوره ای رادر تاریخ این سرزمین سراغ نداریم که مردمان بدون ترس از دست دادن جان و مال زندگی کرده باشند . ریشه این رفتار را باید در کردار حاکمان این سرزمین جستجو کرد .
    ==============================
    بله، در کردار حاکمان و رفتار مردم که این کردار را پذیرفته اند. اینها هر کدام آن دیگری را تقویت می کند و رشد می دهد.

  24. عالی بود
    دست مریزاد
    نسبت به این نوشته شما حرف زیاد دارم و وقت کم
    ولی لذت بردم از نگاه برنده و بی شیله پیله شما
    زیاد مزاحمتون خواهم شد

  25. شای اگر عنوان این نوشته…عادتهای غلط ایرانیان بود…تاثیر بیشتری داشت…چون هستند زنان ایرانی که دقیقا به همین نحو رفتار میکنن…در بین زنان مذهبی چند آتشه…میشه نمونه هاش رو پیدا کرد…/.

    البته شما از هر دری چیزی رو به مرد ایرانی وصله کردی…نوشتن «بسمه تعالی» بیشتر ویژه مرد ایرانی عربزده هست…که نوع پارسی اون همون بنام خداست..والبته این مورد چطور میتونه ایراد مرد ایرانی باشه…ینی اگه کسی بالای نوشتش بنویسه In the of God مرد ایرانیه ایده آل محسوب میشه؟

    بقیه نکاتی که ذکر کردین خیلی برش داره و بجاست…ولی این لحن انتقاد بیشتر کوبنده و تخریب کنندست تا موثر و تغییر دهنده…احتیاج به صداقت زیادی داره که کسی اینهارو در خودش پیدا کنه و تغییر بده…و البته ایرادی دیگه ای که وازده..بیشتر این ایرادها مربوط به قشر متوسط به پایین ایرانه و مخصوصا ایرانیه 30 سال اخیره…ولی بکار بردن کلمه مرد ایرانی ، اونه از 2500 سال پیش تا بحال…مردان ایرانی زیادی رو زیز علامت سوال میبره…همون کسانی که اگه ایرانی مونده از صدقه سر اونهاست…
    در کل 65 درصد این نوشته توهین آمیزه/.
    با تشکر…یک مرد ایرانی آینده/.
    ====================================
    در فرهنگی که اعتماد به نفس ملی پایین است و ظرفیت بالایی از خودشیفتگی و کودک ماندگی دارد، شما هر چه بگویید و هر چه بنویسید، عده ای هستند که به آنها بر می خورد و همه چیز و هر انتقادی را توهین آمیز می دانند.
    اگر کسی چیزی از این حرفها را در خودش مشاهده می کند و احساس توهین می کند، روی سخن من با اوست. من اینها را می گویم که او را به فکر وادارم. اگر احساس تخریب می کند و یا احساس می کند که به او توهین شده است، این دیگر مشکل خودش است. این آزادی در اوست که این حرفها را نشنیده بگیرد. من از حق خود در آزادی عقیده استفاده می کنم. اگر هم کسی این چیزها را در خود نمی بیند که مشکلی نیست اما او در جامعه ایرانی در اقلیت است.
    نویدار

  26. «نوشته من می خواهد نشان دهد که مرد ایرانی (منظورم از مرد ایرانی آن کسی است که این رفتارها را که نوشته ام از خودش نشان می دهد نه هر مردی که شناسنامه ایرانی در جیبش است) جلوه هایی از حقارت، بی عرضگی و بی غیرتی اجتماعی را دارد و اگر به زن ایرانی بنگرید، تقریبا هیچ کدام از این رفتارها را در حرکات او نمی یابید. من تلاش کرده ام ارتباط این دو را با هم نشان دهم.»

    به هیچ عنوان اینطوری نیست….تمام اینهارو میشه در زنان ایرانی هم مشاهده کرد….تفاوتی که وجود داره مربوط به سیستم مردسالاریست که بدلیل فشار مضاعف بر زنان…اونهارو پوست کلفت کرده…ولی همجنان شما میتونی عدم اعتماد به نفس و غیر رو هم در زن ایرانی ببینی…
    بله زن و دختر ایرانی که در خانواده ای با فرهنگ برابری بزرگ شده….البته فرهنگی به اون عمل شده باشه…شما کمتر میتونین همچین اراداتی رو جه در زن ایرانی چه در مرد اون ببینید…که البته همین باقی مونده فرهنگ برابریست که چیزی از فرهنگ به تاراج رفته این ملت باقی گذاشته….
    ولی به هیچ عنوان با زیر سوال بردن مرد ایرانی از 2500 سال پیش…موافق نیستم/.
    ============================================
    مورد بررسی من زبان بدن مرد ایرانی و ارتباط آن با رفتار اجتماعی اش است و نه روانشناسی مرد ایرانی به طور کلی. من نوشته را به زبان بدن و نتایج ناشی از آن محدود کرده ام و از این زاویه تشابهی در زبان بدن زن ایرانی نمی بینم. شما چیزی را نقد کرده اید که من نگفته ام.

  27. مطالب واقعا عالیند

  28. یکی دیگر از نشانه های همین مرد ایرانی این است که کیف می کند وقتی به خودش فحش می دهد و خود را تحقیر می کند. مثل همین نوشته. احتمالا تکیه کلام «ما ایرانی ها خیلی…» را زیاد شنیده اید!
    ===========================
    اگر خود این ویژگی ها را داشتم که آنها را نمی دیدم و یا به هر وسیله ای حاشا می کردم. چرا به زبان کنایه می نویسید؟ چرا به جای نقد موارد مشخص نوشته سعی می کنید نویسنده را که هیچ گونه شناختی از او ندارید، زیر سوال ببرید و چرا ناشناس می نویسید؟
    نویدار

  29. سلام

    زبان بدن خانمای ایرونی نداریم

    اگه داریم می شه بزارید لطفا
    =======================
    من در زبان بدن زن ایرانی چیزی ندیدم که بشود آن را جدا از زنان دیگر گروه بندی کرد آن گونه که در مورد مرد ایرانی می شود.
    البته زنان ایرانی یک واژه «اوا» دارند که معلوم نیست از کجا آمده و چرا آن را استفاده می کنند. البته این ربطی به زبان بدن ندارد. یک حرکت دیگر هم دارند که ویژه زن ایرانی است و آن به این صورت که هنگام تعجب از چیزی با یک دست پشت آن یکی می زنند و یا با دست به صورت خود می زنند. این ها را شاید بشود گفت که ویژه زن ایرانی است. البته میان این حرکات و رفتار زن ایرانی من ارتباطی نمی بینم. در حالی که نوشته بالا بین زبان بدن مرد ایرانی و رفتار اجتماعی او ارتباط ویژه و قوی را نشان می دهد.
    نویدار

  30. سلام

    یه سوال اگر جنگ بشود چه کار می کنید؟

  31. سلام
    هر جا که زبان بسته شود. قلم از کار افتد فساد شروع می شود. این فساد گاه درونی گاه بیرونی است. در ایران متأسفانه همه گونه همه جور و همه نوع فساد وجود دارد. مبدأ و منشأ این فساد از بین رفتن ادب و فرهنگ ایرانی ماست. چه مرد و چه زن بی غیرت شده اند. همه و همه فقط به دنبال نفع خود هستند. پسرانی که در جنگ 8 ساله ایران و عراق کشته و از بین رفتند باعث این شد که دخترانی که سن بین 30 تا 42 سال دارند بدون شوهر بمانند و جامعه برای پوشش دادن این گروه سنی مردها را وادار به بی غیرتی کرد. همانگونه که ملاحظه می کنید دخترانی که امروزه 18 تا 20 ساله هستند اغلب متأهل و دخترانی که سن ذکر شده را دارند اغلب مجرد و بدون مرد هستند. و یا همسر دوم مردان شده اند و یا …. یا اگر خیلی خوش شانس بودند و وضع مالی خوبی داشتند بالاخره یک ازدواج شانسی کرده اند. القصه این جنگ همه چیز ما را نابود کرد حتی غیرت ما ایرانی ها را حتی … این انقلاب انفجار پست فطرتی مردم شد. این انقلاب بلای جان ایرانیان شد این انقلاب و اون خمینی گور به گور رید به غیرت مردان ما
    با تشکر

  32. fahmidam ke manam marde iranian

  33. سلام
    واقعا مطلب جالب وخواندنی بود.حقیقتها را باید باورکرد.

  34. آدمی ميشناسم از دوزخ
    خوف و تشويش دارد و من نه
    بسکه می ترسد از عذاب خدا
    حول از آتيش داردو من نه
    دائما ذکر گويد و تسبيح
    در کف خويش داردو من نه
    قلبی آکنده از خدا و سری
    باطن انديش دارد و من نه
    بس عجول است در رکوع و سجود
    گويی او جيش دارد و من نه
    تا رسد زآسمان به او الهام
    دو سه تا ديش دارد و من نه
    گوييا با خدا بود فاميل
    او که اين کيش دارد و من نه
    بهر ماموريت ز بيت المال
    هی سفر پيش دارد و من نه
    بر نگشته ز انگليس هنوز
    سفر کيش دارد و من نه
    بهر حج تمتع و عمره
    کوپن و فيش دارد و من نه
    زندگی تخته نرد اگر باشد
    او دو تا شيش دارد و من نه
    پانزده تا مغازه يک پاساژ
    توی تجريش دارد و من نه
    در دزاشيب باغ و در قلهک
    خانه از خويش دارد و من نه
    پانزده تا عيال صيغه و عقد
    بی کم و بيش دارد و من نه
    گرچه با گرگ ها بود دمخور
    ظاهر ميش دارد و من نه

    دانی او اينهمه چرا دارد ؟
    چونکه او ريش دارد و من نه

    نوشته شده توسط گیله مرد

  35. واقعا جالب بود….. ممنون

  36. عالی عالی بود اما به نظر من همانطور که مردانگی مرد و زن ندارد بهتر از اینجا و در مطلب شما منظور از مرد را مرد و زن بنامیم اگر منکر این قضیه هستید به من ربطی ندارد چون
    خودم دختر هستم و در دبیرستانمان میبینم خیلی پاچه
    خواران مونث را که معلم ها را نمک گیر میکنند و نمره ی
    هشتشان بیست وارد کارنامه میشود چون روز معلم دو سینی ساندویچ برای معلم های فلان فلان شده میاورند اگر هم چنین رفتار هایی در زنها است به صورت زبان بدن بیان نمیکنند خوشحال میشوم جواب دهید
    ===========================
    پرناز عزیز،
    این نوشته تنها و تنها به زبان بدن مرد ایرانی پرداخته است و با این عینک به رفتارهای اجتماعی آن دسته از مردان که چنین ویژگی هایی دارند پرداخته است و نه به مرد ایرانی در اجتماع و یا مرد یا زن ایرانی در اجتماع به طور عام. روشن است که بسیاری از این رفتارها ویژه مرد ایرانی نیست و برخی از زنان نیز چنین رفتارهایی دارند (همان گونه که خود نوشته ای). اما موضوع این نوشته تنها محدود به زبان بدن مرد ایرانی بود. و اگر دقت کنی، این زبان بدن را و رفتار ناشی از آن را در زنان به طور عموم نمی بینی آن گونه که در مردان می بینی.
    می دانم که بحث دشواری است و می تواند کلی خلا و سوء تفاهم به وجود آورد ولی با همه این چیزها می خواستم آن را طرح کرده باشم.
    شاد باشی،
    نویدار

  37. راستی منظورم از ((از اینجا )) است اینجا بود .
    حواسم نبود نخوانده SUBMIT کردم ببخشید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  38. پیشنهاد میکنم اسم این پست را تغییر دهیید به :

    رفتارهای اجتماعی نادرست ما ایرانییان

    هر چند به نظرم همه ی مواردی که شما گفتی ازوما نا هنجاز نیست مثل احترام به بزرگتر در هنگام ورود و خروج.
    نکته دیگه ای که در مطلب شما وجود نداره و باعث میشه ارزش کار پایین بیاد عدم ارایه راهکاره.
    دوست عزیز مرد ایرانی بصورت ذاتی اینگونه رفتار درس وجود نداره تنها دلیاش اینه که بر خلاف دیگر کشورها از دبستان اصول اخلاقی و رفتاری را به ما یاد ندادند و همیشه کلی گویی کردند.
    همیشه کلی گفتن به دیگران احترام بگذارین. این حرف خیلی کلیی و تا مصداقش مشخص نشه کودک نمی دونه احترام بذاره یعنی چیکار کنه.
    این مشکل سیستم آموزشی ایرانه. میشد به جاش مثلا تو دبیستان گفت :
    وقتی صف می ایستی تو عابر بانک نچسب به نفری که پول میگیره.
    وقتی رانندگی بین دو خط رانندگی باید کرد.
    توی سینما موبایلت رو بی صدا ( silent) کنی.
    وقتی کسی زمین میخوره نبایید بهش بخندی
    اگه یکی مثل تو فکر نمیکنه باهاش بد نشو نزنش
    و ……

    دوست عزیز مشکل همی ما ایرانی ها ( و نه فقط مردا ) اینه که باید ریز به ریز اصول اجتماعی و اخلاقی رو که توش خلا احساس میشه یاد بدن.

  39. add my blog in ur list as soon as posible! i want add ur blog! but after u!

  40. هوراااااااااااا!

    اولین کامنتر دسامبر این پست شدم!!!!

    جالب بود اما اگر درباره زن ایرانی هم بنویسید شاید بهتر بشود میزان انصافتان ذا اندازه گرفت….

    اما من کمی غمگین شدم با خواندن این نوشته

    واقعا مرد ایرانی خلاصه می شوددر این گروهی که شما آنالیزشان کرده اید؟ حقوق نسل های دیگر را در نظر گرفته اید؟ آنها هم مردند ها! حقوق مردان هم نسل گروهی که توصیف کرده اید را چه؟به بدبختی و رنج آنها فکر نمی کنید؟!!!

    خوب اگر فکر می کنید بنویسید دیگر!!! اگر نه هم که هیچ! ما برویم به این پدر تنهایمان بگوییم که دیگر جایی در این مملکت ندارد! البته فکر کنیم خودش هم چندان تعجب نکند! همیشه جایی در میان هم سالانش نداشته حالا هم جایی ندارد در این مملکت گل و بلیل!

    ولش!
    ….

    راستی توجهم به زبان بدن نسل خودم جلب شد! دارم تفاوتها و شباهتام رو باهاشون آنالیز می کنم!!!
    ==========================================
    با وجودی که 15 دقیقه به نیمه شب مانده بود، باز هم تبریک! :)
    آن چیزی که توجه مرا جلب کرد، ویژگی زبان بدن مرد ایرانی بود نه زن ایرانی. در زبان بدن زن ایرانی ویژگی خاصی ندیدم که با زنان دیگر جاها تفاوت داشته باشد. بنابراین نوشته من به جای خودی کامل است و چون به زنان نمی پردازد، بدهکار نیست.
    این بدیهی است که مرد ایرانی به اینهایی که من نگریسته ام خلاصه نمی شود. ولی این چیزهایی که من دیده ام در مرد تیپیک ایرانی (و نه همه) موجود است. هر روز که به خیابان می روید، دقت کنین و ببینید چند نفر را با این رفتار می یابید. چرا فکر می کنید که همیشه باید چیزی را جمع بست یا اگر چیزی در باره مردان گفته می شود باید در باره زنان هم گفته شود تا انصاف برقرار شود؟ اصلا شما به عنوان یک زن در باره زبان بدن زنان بنویسید و ما بخوانیم.
    در ضمن ارتباط نوشته من با پدرتان را متوجه نشدم.
    شاد باشید،
    نویدار

  41. کاملا موافقم ..یکهو می گفتید بزبزقندی..
    حیف که حس ندارم تایپ کنم وگرنه چند تا مورد هم من اضافه می کردم ..
    از همه بدتر اینه که تو این مملکت کوفتی که …… اینطورن ..جلوی پیشرفت زن ها هم حتما می گیرند ..
    (دست کم من بین دوستام زیاد دیدم اون چیزی که رواج پیدا کرده اینه که معمولا اقایون خانوم هایی رو برای ازدواج انتخاب می کنند که هم از نظر فرهنگی ؛ اجتماعی ، تحصیلات و مالی غیره غیره و از خودشون بالاتر باشند …تا پله ای داشته باشند برای جای پیشرفت !!!
    اه اه آدم های حال به همزن غیر جذاب.

  42. نمی دانم که زنی یا مردی ، یک نفرهستی یا بیشتر ولی فکر می کنم حق داری که اینطور می نویسی چون توی جبهۀ جنگ نبودی ، ندیدی جانورهای صدام که به دختری در سوسنگرد تجاوز کردند بعد از همان محل تجاوز پیکرش را دریدند! و هزارهزاربودند … لشکر لشکر که به کشورتوحمله کردند وبعد فقط همین مرد ایرانی بود با همه افتادگی وبقول تو حقارت ! که هزارهزار روی مین رفت توی دل دشمن رفت تا تو شاید دستکم موقعی که ایران بودی آسوده و درفاصلۀ امن باشی ! و اهورا اورا که گرچه او خود الله می گفت یاریش داد تا دشمن که نه یک دشمن که یک دنیا این دشمن شیطان صفت راهمراهی کردند از میهن مان بیرون براند .نمی دانم معنی میهن را می دانی ؟ یا همچون مارکسیستها اینراهم دروغ می دانی . بیشتر احتمال می دهم که تو یک زن یادختری ! چون توی ذهن مرد ایرانی نیستی.او بخصوص اگر قدبلند نیزباشد درذهنش این انگیزه هست که مبادا دیگران خودرامقابلش حقیر بیابند وبدین روی خود را آگاه یا ناآگاه خم می کند . اواز رنجاندن دیگران که شرمنده وحقیر کردن را بدترین رنجش ها می داند بشدت گریزان است . اگردرخانه اشتلم می کند ازاین است که اطمینان دارد زن وبچه هرگز خشونت را ازاو درخانه بخود نمی گیرند . درک این هم برای تو و همسن وسال های عزیز تو که همه شان را دوست دارم چون می دانم پاکند واینها را از پاکی میگویند دشوار است ولی مرا ببخش .

  43. من خیلی وقت پیش این پست شما رو خونده بودم. امروز دوباره خوندم. چیزی که خیلی ناراحت کننده است اینه که شما از عنوان «مرد ایرانی» برای توصیف رفتارهایی که ذکرش رو کردید استفاده کردید. نمی دونم که شما کتاب «اخلاق و الشراف» عبید زاکانی رو خوانده اید یا خیر. این کتاب در واقع نقد بی رحمانه چاپلوسی، تقیه، دورویی و ریا و غیره زمان عبیده که عجیب با روزگار ما شباهت داره. اما وقتی کتاب رو می خونی با وجود اینکه کتاب تو رو وادار می کنه که رفتارهای خودت رو بازبینی کنی که ببینی آیا تو هم مشمول این تعاریف می شی یا نه، اما از خوندنش احساس ناراحتی و رنجش نمی کنی با وجود اینکه کنایه های عبید حتی بعضا بی ادبانه هم هستند. به یک دلیل ساده، عبید نمی گه مرد ایرانی اینطوریه، می گه آدم ریاکار و چاپلوس اینطوریه. عبید نقد ریاکاری و دورویی و مفت خوری رو می کنه و خیلی راحت به تو نشون می ده که چقدر اخلاق نزول کرده و حرمت انسان پست شده. شما هم داری همین مطلب رو نشون می دی، اما با استفاده از عنوان «مرد ایرانی» باعث رنجش خواننده مذکر ایرانیت می شی. مثلا شما می تونی رفتار مردم یه کشور آفریقای مرکزی رو نقد کنی و با دلیل بگی مثلا چرا پیشرفت نمی کنند، اما اگه عنوان «مردم سیاه» رو برای اینکار استفاده کنی در واقع راه رو برای نژادپرستها و عقده ایها باز کردی. فکر کنم ارتش آلمان نازی از همچین تکنیکهایی برای توصیف «انسان یهودی» بهره می برد و نتیجه اش هم تنفر از «انسان یهودی» بود. به نظر من نتیجه خواندن مقاله شما هم احساس ناراحتی از اینه که من هم یک «مرد ایرانیم» (هر چند شما گفتی منظورتون هر کسی که شناسنامه ایرانی داره نیست، پس چرا از عنوان مرد تیپیک ایرانی استقاده کردید؟ پس لطفا مشخص کنید مثلا من در مقایسه با مرد ایرانی می شم چی؟ مرد فرانسوی؟) و پیام اصلی متن که مذمت «ریاکاری، چاپلوسی، بی نظمی، نون به نرخ روز خوری، بی شخصیتی» و سایر رفتارهای غیراخلاقی و ناهنجاره در اجتماع امروزه ایرانه در سایه نحوه انتقال پیام شما قرار می گیره. هرچند شما می خواهی نقش آیینه رو بازی کنی و زشتی چهره این «مرد ایرانی» رو نشون بدی تا غرور نابه جا و ریشه دار در جهل آدمی مثل من شکسته بشه، اما اول قلبش رو می شکنی.
    =======================================
    بردیای عزیز، من خود “مرد ایرانی” هستم و احساس ناراحتی نمی کنم چون آن را به خود نمی گیرم. در ضمن من تنها به زبان بدن پرداخته ام. از سوی دیگر، تلاش من این بوده که آن را به زبان طنز بنویسم که در چارچوب آن می شود راحت تر نوشت. شما مرا با عبید زاکانی مقایسه نکنید که توانسته آن حرفها را بزند و به شما برنخورد در حالی که من بخش کوچکی را گرفته ام و اتفاقا روشن کرده ام که منظور من از مرد ایرانی چیست و لباسش را نیز حتی گفته ام.
    ولی قبول کنید که اگر یک روز جمعه به نماز جمعه بروید از این مردهای ایرانی که گفته ام هزاران می یابید. اگر به تاتر شهر یا یک کنسرت موسیقی کلاسیک در تهران بروید شاید 5 عدد بیابید.
    مقایسه تان با نازی ها بجا نیست. آنها نژاد پرست بودند و هر چه به یهودیان نسبت می دادند، ساخته و پرداخته ذهن خودشان بود و ربطی به یهودیان نداشت.
    ولی یک چیز را بگویم که این روزها زیاد در پاسخ به دیگر دوستان گفته ام: مردمانی که عادت دارند که همیشه از آنها تعریف و تمجید بشود، کسانی که تملق، تعارف و چاپلوسی یکی از پایه های مهم فرهنگشان است ، معمولا تحمل هیچ گونه انتقادی را ندارند و هر چه بگویی، قلبشان می شکند. من می گویم اگر ملتی، گروهی از مردم و یا هر دسته ای اعتماد به نفس بالا داشته باشد، از انتقاد به خود نه ناراحت می شود و نه قلبش می شکند.

  44. آقای نویدار عزیز تر

    نقد من متوجه اثرگذاری مقاله شما بود و نه محتوای مقاله. با توجه به جوابی که به من دادید، فکر کنم هدف نوشته شما رو درست درک کرده باشم اما گفتم که به نظر من نمی شه به «احساسات» مخاطب بی توجه بود، مثال نازی ها رو نه به عنوان تشبیه شما به اونها (من شما رو به عبید تشبیه کردم) بلکه به عنوان مثالی که چطوری می شه از نام گذاری ها سو استفاده کرد و چه آثار احتمالی می تونه داشته باشه آوردم. پدیده هایی که شما در اینجا به تصویر می کشید(نحوه رستوران داری، نحوه برخورد با حیوانات، نحوه رانندگی و غیره) در جامعه ما واقعیت دارند، به قول معروف «من آنچه هست گویم، تو خواهی پند گیر خواه ملال». ولی صحبت من اینه که نحوه روایت می تونه تو این قسمت قضیه که من مخاطب «پند» بگیرم یا «ملال» موثر باشه. آدمها خیلی منطقی نیستند، یعنی کنش و واکنشهای ذهنیشون هم اثرپذیری شدیدی از احساساتشون داره. این پدیده رو گروههایی مثل کسانی که تبلیغات تجاری می سازن، سیاستمدارها و روحانیون خیلی خوب می شناسن و از اون به نحو مطلوب (خودشون البته!) استفاده می کنن. حالا اگه مثلا یه سیاستمدار با اهداف بسیار مثبت بخواد به قدرت برسه نمی تونه به «احساساتی بودن» مخاطبش بی توجه باشه. نظر شخصی من (که خیلی بی جا می کنم نظر می دم البته، چون نه مطالعه حسابی دارم و نه رشته ام به این حرفها ربط داره!) اینه که یکی از دلایلی که انتقادات صحیح اندیشه گران ایرانی منجر به اثر گذاری نمی شه اینه که به نحوه اثرگذاری احساساتی آثارشون توجه حسابگرانه ندارند(منظورم اینه که سبک و سنگین نمی کنن که این مثلا اثر انتقادی چطوری می تونه تو تغییر این رفتار غلط موثر باشه. و پیرو این سخن شاعر که می گه:»آئینه چو قامت تو بنمود راست خودشکن آیینه شکستن خطاست»خودشون رو در قامت آیینه می بینند و انتظار دارند که مردم خیلی منطقی با حقایق روبرو بشند. ولی واقعیت اینه که مردم خیلی منطقی نیستند خوب. من زشت تحمل آیینه رو کمتر از شمای کمتر زشت دارم. ولی گروه مروج زشتی ها اینقدر قشنگ سوار احساسات مردم می شن که آدم شگفت زده می شه! شما که تشخیص می دی من «ضعف اعتماد به نفس» دارم که نمی تونی با همون روشی که به انتقاد کسی که «کثرت اعتماد به نفس» داره، می ری، از من انتقاد کنی. خیلی زیاد حرف زدم. شایدهم خیلی بیهوده. خیلی ببخشید. ختم کلام اینکه، در مورد اثرگذاری انتقاداتون روی قشر هدف انتقادات حسابگرتر باشید تا اثرگذار تر باشید و به قول من، «قلبمون» رو نشکنید و بتونید با مروجان پلیدی مقابله کنید! شما آیینه نیستید، «مروج» تعقل هستید دربرابر «ناهنجاری». حیفم می آید که ببازید.
    =============================
    با سپاس بردیای عزیز که زمان برای پاسخ به نوشته های من می گذارید.
    به هر حال من نیز به دشواری این کار آشنا هستم. از سوی دیگر هم «رسالت» و هم توان خود را محدود می بینم که بتوانم هم آنچه مورد نظرم است را بیان کنم و هم قلب کسی نشکند. در این نکته هر دو هم نظر هستیم که بسیاری از این مردم در برخورد به این چیزها منطقی نیستند و قلب شکننده و بسیار حساس دارند. اگر بخواهید نظر همه را تامین کنید، نمی اوانید هیچ دیدگاهی را بیان کنید.
    شاد باشید،
    نویدار

  45. marde irani yani badbakhte falak zade/ yani 1 hafte khar hammali bedoone cheshm andaze yek tatilate akhare hafteye lezzat bakhsh/ marde irani yani alaki khosh/
    jaleb bood aghaye navidar ba shoma movafegham ama nabayad naghshe moheme nezame moghadase jomhoriye eslami ra dar be bad dadane bonyanhaye farhangi va tarbiyatie yek mellat ra nadide gereft.

    paydar bashid

  46. سلام..اببخشین یادم نبود سلام کردن و یاد خدا در هر کاری و بی ادبی نسبت به دیگران از نشانه های جدید تمدن میباشد از نوشته های شما به شدت حال کردم و تازه خودم را پیدا…من تصمیم گرفتم از امروز دیگر مرد ایرانی نباشم . ازهمین الان دیگر من یک مرد متمدن هستم دیگر سلام نمیکنم به نام خدا … نمیگویم به بزرگتر وکوچکتر وسایرین احترام نمی گذارم … سرم را بالا سینه ستبر ریشم را ازته نه نه با پوستش میکنم عینک دودی چه شب و چه ر وز میزنم شلوار جین پاره و یک پیراهن صد رنگ میپوشم و موهایم را مدل مدل… ببخشین من تازه یک مرد با هر اسمی به جز ایرانی شده ام عجب حالی دارد چه قدر دراتوبوس و مترو بلند شدیم تا یک پیر مرد و پیر زن بنشینند جایمان بروند بمیرند یا بروند خانه سالمندان به ما چه …. چه قدر مرد یا کلا ایرانی بودن سخت است راحت شدم واز شما نمی دانم تشکر بکنم یا نه که مرا نجات دادید .. فقط یک مورد نمی دانم از این به بعد در این گونه موارد چه بگویم خدا را شکر . خدایان. شما . سایت . وبلاگ …لطفا یک راهنمایی بفرمایید

  47. سلام
    چندتا از نوشته های شما را خواندم و تا حدودی با آنها موافقم اما …
    نوشته اید : » (منظورم از مرد ایرانی آن کسی است که این رفتارها را که نوشته ام از خودش نشان می دهد نه هر مردی که شناسنامه ایرانی در جیبش است)» اما من فکر می کنم مرد ایرانی کسی است که شناسنامه ایرانی در جیبش دارد و با تمام فشارهای موجود فرهنگی و تربیتی و … در کمپین شرکت می کند ، خودش را می شناسد و جامعه اش را و سعی دارد این حس و اخلاق دوگانه بندگی و سروری ( و بسیاری ار حسها و اخلاقهای دیگر ) را در خودش و جامعه اش از بین ببرد و در این راه هم اول از خودش می آغازد … من مرد ایرانی ( و زن ایرانی و رستوران دار ایرانی و گارسون ایرانی و … ) را چنین کسی می دانم که خوشبختانه تعدادشان دارد قابل شمارش و به چشم آمدن می شود .
    ======================================
    گرایش من به انتقاد به این یکی است تا ستایش از آن یکی. آن مردی که در کمپین شرکت می کند، هنوز میانگین جامعه ایرانی نیست (وگرنه ما تاکنون 10 میلیون امضا گردآورده بودیم). آن مرد آگاه ایرانی اعتماد به نفش بالاست و نیاز به این ندارد که من حتی نامش را ببرم.
    من نیز با شما موافقم که این جنس مرد ایرانی هر روز شمارش بیشتر می شود. فعلا اجازه بدهید سر به سر آن یکی بگذاریم تا عادت کند که پیراهنش را اطو کند و ریشش را بتراشد.

  48. تازه کامنت آخر بردیا را خواندم . بسیار مطلب مهمی را گفته است .
    ================================
    من مشکلی با حرفهایش ندارم. در ضمن توجه کنید که من نوشته ام را به زبان ظنز نوشته ام. بسیار کسان هستند که تفاوت میان طنز و تمسخر را نمی دانند و هر گونه انتقادی را توهین به خودشان می دانند. زندگی سخت است دیگر!

  49. :) باید بیشتر بخونمت.
    راستی حالا خوبه باز شوهر اون خانمه داشته التماس می کرده و همونجا جلوی اونا یه ضرب شتمی نشون خانم نداده برای اثبات مردانگی خودش …

  50. سلام من فکر کردم که این یک مطلب علمی ولی دیدم نه فقط یک متن که بیشتر شبیه عقده گشایی که البته با قلم خوبی نوشته شده بود البته اگر کمی دقت بیشتری به خرج می دادید و اصول زبان بدن و مقالات مربوط به اون رو می خوندید شاید تیتر موضوع خودتون رو چیز دیگه انتخاب می کردید و یک سئوال شما دنبال چی بودید ؟ تحقیر مرد ایرانی؟ فکر می کنید با زیر سئوال بردن مرد ایرانی چی نصیب شما میشه ؟شما دنبال حق برابرید؟آیا تو خودتون آمادگی و توانایی حق برابری رو دارید ؟ آیا حاضرید با شرایط واقعا برابر زندگی کنید ؟ مثلا مهریه نگیرید تو مخارج زندگی ؟تازه اسلام تنها دینی که برای زنان حق استقلال مالی رو در نظر گرفته . یکم تحقیق و مطالعه بد نیست.
    =============================================
    آنقدر تند دفته اید که ندیده اید که نویسنده زن نیست ولی چون شما نمی اندیشد. حالا چرا دیدگاه خودتان را در مقابل ارایه نداده اید؟ زیر سوال بردن آن بخش از مردان ایرانی که اینگونه هستند، به بالابردن آگاهی اجتماعی عمومی یاری می رساند. همین گونه از مردان هستند که این روزها نماد بی همیتی و بی غیرتی ملی هستند، که صدایشان در نمی آید و هر فلاکتی را تحمل می کنند و توسری می خورند.

  51. اصلا اصلا اصلا حرفاتون رو قبول ندارم.
    مثل اين كه خيلي دوست داريد ژست روشنفكرانه بگيريد و زبان بدن مردم ايران (به قول خودتون) رو از رفتارهاي چند تا آدم بيخود دور و برتون به كل مردان ايرن تعميم بدين! واقعا براتون متاسفم.
    بد نيست برين يه كم جامعه شناسي يا مردم شناسي بخونيد. اينها علمند آقاي عزيز نه بازي كردن با كلمات و تعميم‌هاي غيرعلمي بي‌پايه.

  52. سلام.خیلی زیبا بود. ولی باید یادآوری کنم
    1- زن ایرانی در پرورش و تربیت مرد ایرانی نقش اصلی رو داره . هر (معمولا) کودک ایرانی در دامن مادر بزرگ می شه و من زنان ایران زمین را به زیبایی مردان ایران زمین میبینم.
    2-مرد ایرانی شایسته تحقیر نیست.او نتیجه زندگی در جامعه ای است که این گونه می خواهدش. او سالها در برابر فرادست سر خم کرده. او کشته شده برای ارضای خشم فرادست.او تحقیر شده.
    اگر آنچه در آن جامعه می گذرد در کانادا هم اتفاق می افتاد مرد کانادایی چون مرد ایرانی بود.

  53. از نظر من مرد فقط مرد آلمانی الاصل

    چند نمونش رو تو فامیل داریم واقعا از همه لحاظ معرکه اند

    به خاطر زنش فارسی یاد گرفت در عرض چند ماه !

    (رئیس موسسه اعصاب تو یه شهر هامبورگ )
    =================================
    - من اگر جای شما باشم، واژه «فقط» را کنار می گذارم در این حرف.
    - به اندازه کافی زن آلمانی هست که با این دیدگاه شما کاملا مخالف هستند.
    نتیجه این که: در کنار سفید و سیاه میلیون ها رنگ داریم.

  54. تامل برانگیز بود ! ممنون از تذکرهایتان .

  55. سلام بر همه !
    مطالب این وبلاگ خیلی جالب و هیجان برانگیز است
    امیدوارم نوشته هایتان پربارتر و زیباتر از همیشه باشد
    من مخصوصآ از مطلب مرد ایرانی خوشم آمد….

    سر افراز باشید
    آیدا از افغانستان

  56. این بند را هم اضافه کنید

    او در جمع بسیار متواضع و مهربان و شیرین زبان است و همه را دوست دارد اما وقتی پشت نقابی مانند وبلاگ پنهان میشود بی رحم و منتقد و بیتاب میشود و هرچه را خود در زندگی بارها مرتکب شده به تمام مردم نسبت میدهد
    او دچار حقارت است چون همواره به خاطر ایرانی بودن به تحقیر خودش مشغول است گویا باقی مردم دنیا جمیع همه فضایل بشری اند و فقط او و مردمش هستند که زشت و نابکارند
    او بد گفتن و تحقیر خود را نشانه روشنفکری میداند و مانند اسلافش که عادت داشتند مطلق اندیشی کنند و همه را به یک چوب برانند او هم همین رویه را دارد با این تفاوت که اسلافش مذهبی بودند او متجدد
    از او بپرس چه میخواهد ؟ نمیداند ،اما با تمام وجود ازخودش ، حکومتش ، مردمش متنفر است به همین خاطر آماده است هر 10 سال یکبار انقلاب کند
    کلا از دماغ فیل افتاده است چون فکر میکند اگر کسی دکمه کتش را هم نبندد انسان قابل سرزنشی است

  57. [...] دیدگاهم را در مورد مرد ایرانی همواره در اینجا نوشته ام (یک نمونه در اینجا)؛ در باره همان بخشی از جامعه که سی سال و یا بیشتر است که [...]

  58. http://www.bbc.co.uk/persian/science/2011/11/111113_l42_vid_ir_genetic.shtml

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 36 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: