پول پیچوندن

چند روز پیش در تهران سر پل چوبی سوار تاکسی شدم برای چهارراه ولی عصر. چند متر آن طرف تر هم دختر جوانی که به نظر 22-23 ساله می آمد کنار من سوار شد و بلافاصله گرم مکالمه تلفنی شد:
“الو؟ شیما؟ خوبی؟ … ببین باید یه کاری برام بکنی. اون آقای صابری که من میرم [...]